{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یکی از نگرانیام اینه که اگه یه زمانی زلزله اومد و من تو دسشویی در حال انجام کارم بودم ، چیکار کنم؟؟کجا پناه بگیرم؟! لایک=آره واقعا لایک=روانی
اعتراف میکنم یکی از نشانه های سادیسم داشتنم این بود که: ی وقتایی فکر خودکشی ب سرم میزد نفسم و حبس میکردم تا خفه شم...:/ خوب میشم عایا؟^_^؟
اعتراف میکنم شبا که میخوام برم دستشویی احساس میکنم یه نفر پشت سرمه که هر لحظه میخواد منو بترسونه ؟؟؟ برا شما هم پیش امده
خواهرم اعتراف میکنه وقتی بچه بود مامانم دعواش کرده خواهرم هم عصبانی شده خاک انداز دم دستش بوده برداشته پرت کرده یه وری! بعد دلش واسه خاک انداز سوخته رفته برش داشته نازش کرده گذاشته سر جاش!!!!!
اعتراف ميكنم هروقت دارم بايه ترانه همخونى ميكنم,اين حس بهم دست ميده كه توى مسابقه"شعريادت نره"شركت كردم. متوهم هم خودتى...
دیروز تو حموم گریه کردم وقتی از حموم اومدم چشام سرخ بود. حالا میفهمم که چرا وقتی بابام از حموم میاد چشاش کاسه خونه...
من از بچگی هر موقع اشتباه میکردم شب تا صب خوابم نمیبرد و هی صلوات میفرستادم... حتی تا الان که 21 سالم شده.. اعتراف میکنم اعتماد به نفس پایینی دارم!! :(((((( اینو با بغض گفتم نخند
میگن تو جهنم ترتیب روزا اینجوریه: -شنبه - عصر جمعه - عصر جمعه - عصر سیزده بدر - 31 شهریور - عصر جمعه :)))))))))))))))
اینایی که آخر جوکشون خخخخخخخخخ میزارن همونایی اند که اول خودشون به جوکشون میخندند بعد بقیه از خندشون میخندن...
اعتراف میکنم ما تو خونه یه داداش دیگه هم داشتیم...........ولی به خاطر اینکه سر سفره بهمون ته دیگ بیشتری برسه کشتیمش....*__*
وقتي گوشي مبايل،كنترل TV،امثال اينا روشكمم ميزارم انگار ك ي وزنه 200 كيلويي رو شكممه شما هم همين حس رو داريد؟ (لايك كن بگو چشم)
كيا با اين حرف موافقن ؟؟ امتحان بدون تقلب مثل نوروز بدون هفت سين ميمونه ... :))
دو تا BMW با هم ازدواج میکنن... بچشون میشه سمند... . . چون ازدواجشون فامیلی بوده :)))
اعتراف ميكنم بی پــدر ، فحش نی دردِ ... درد
ابابابزرگم به مامان بزرگم میگه: آلبالو گیلاس لای لای دلم تورو خواست لای لای به مامان بزرگم حسودیم شد کاش وان داشتیم :(
وقتی قلیون میکشم همه سلولای بدنم میگن دوست داریم. این وسط ریه ام هم یه گهایی میخوره جدی نمیگرم :دی
یکی از نگرانیام اینه که اگه یه زمانی زلزله اومد و من تو دسشویی در حال انجام کارم بودم ، چیکار کنم؟؟کجا پناه بگیرم؟! لایک=آره واقعا لایک=روانی
اعتراف میکنم یکی از نشانه های سادیسم داشتنم این بود که: ی وقتایی فکر خودکشی ب سرم میزد نفسم و حبس میکردم تا خفه شم...:/ خوب میشم عایا؟^_^؟
اعتراف میکنم شبا که میخوام برم دستشویی احساس میکنم یه نفر پشت سرمه که هر لحظه میخواد منو بترسونه ؟؟؟ برا شما هم پیش امده
خواهرم اعتراف میکنه وقتی بچه بود مامانم دعواش کرده خواهرم هم عصبانی شده خاک انداز دم دستش بوده برداشته پرت کرده یه وری! بعد دلش واسه خاک انداز سوخته رفته برش داشته نازش کرده گذاشته سر جاش!!!!!
اعتراف ميكنم هروقت دارم بايه ترانه همخونى ميكنم,اين حس بهم دست ميده كه توى مسابقه"شعريادت نره"شركت كردم. متوهم هم خودتى...
دیروز تو حموم گریه کردم وقتی از حموم اومدم چشام سرخ بود. حالا میفهمم که چرا وقتی بابام از حموم میاد چشاش کاسه خونه...
من از بچگی هر موقع اشتباه میکردم شب تا صب خوابم نمیبرد و هی صلوات میفرستادم... حتی تا الان که 21 سالم شده.. اعتراف میکنم اعتماد به نفس پایینی دارم!! :(((((( اینو با بغض گفتم نخند
میگن تو جهنم ترتیب روزا اینجوریه: -شنبه - عصر جمعه - عصر جمعه - عصر سیزده بدر - 31 شهریور - عصر جمعه :)))))))))))))))
اینایی که آخر جوکشون خخخخخخخخخ میزارن همونایی اند که اول خودشون به جوکشون میخندند بعد بقیه از خندشون میخندن...
اعتراف میکنم ما تو خونه یه داداش دیگه هم داشتیم...........ولی به خاطر اینکه سر سفره بهمون ته دیگ بیشتری برسه کشتیمش....*__*
وقتي گوشي مبايل،كنترل TV،امثال اينا روشكمم ميزارم انگار ك ي وزنه 200 كيلويي رو شكممه شما هم همين حس رو داريد؟ (لايك كن بگو چشم)
كيا با اين حرف موافقن ؟؟ امتحان بدون تقلب مثل نوروز بدون هفت سين ميمونه ... :))
دو تا BMW با هم ازدواج میکنن... بچشون میشه سمند... . . چون ازدواجشون فامیلی بوده :)))
اعتراف ميكنم بی پــدر ، فحش نی دردِ ... درد
ابابابزرگم به مامان بزرگم میگه: آلبالو گیلاس لای لای دلم تورو خواست لای لای به مامان بزرگم حسودیم شد کاش وان داشتیم :(
وقتی قلیون میکشم همه سلولای بدنم میگن دوست داریم. این وسط ریه ام هم یه گهایی میخوره جدی نمیگرم :دی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}