{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یه سوال فنی داشتم! اگه وقتی که از حموم میایم بیرون کاملن تمیز شدیم چرا حوله ها کثیف میشن؟! نه واقعا چرا؟؟؟؟؟
اعتراف میکنم راهنمایی که بودم هر سوالی که از اجتماعی بلد نبودم مینوشتم هرج و مرج... لامصب همیشه هم نمره ی کاملو از اون سوال میگرفتم :))
اولین کاری که من بعد از بهم ریختن دنیا تو روز یکم دی انجام میدم(البته اگه این اتفاق بیفته)حمله به بقالیا و شیرینی فروشیاس.و انجام خیلی دیگه از افکار خبیسیه که در سر دارم و...
اعتراف می کنم وقتی که تازه به خونه ی جدیدمون اساس کشی کرده بودیم، من هر روز بعد از مدرسه سه بار راه خونه رو اشتباه میرفتم تا این که بعد 1 ماه با راه اصلی آشنا شدم!!! هی هی اسکل هم خودتی!
من یه مشکل سخت افزاری دارم اونم اینه که وقتی از خواب پا میشم حدود نیم ساعت مث بز زل میزنم به در و دیوار … از مسئولین هم کاری ساخته نیس ! تا یه لیوان چایی هم نخورم از حالت استندبای خارج نمیشم …
باید بگم دگه....در دوران کودکی...فک میکردم خارج که میگن...ی سیاره دیگست!!! و.... باید با ی سفینه بری!!! نگران هزینش بودم! ^_^
عاغا داره دنیا تموم میشه از همین جا از تمام دهه هشتادیای عزیز بابت هرچى که پشت و جلو روشون گفتيم تقاضای حلالیت دارم! باشد که بخشیده شوديم.
شما دستتون ُ با حوله خشک میکنید ؟؟ پس شلوار برا چی پاتونه ؟؟
میگم اگر وقت کردید محض تست موس تون هم که شده یه لایک بزنید! ( اون قلبه :دی ) به خاطر خودتون میگم...! می ترسم یه وقت موس تون جلبک ببنده!!!:))
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم میخواستم بگم ماشین پنچره میگفتم چمپره! تازه به ریش پروفسوری میگفتم ریش فسفری!! اصلا ی وضعی...! امیدی به من هست آیا؟؟؟؟
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺰﻧﻢ ﯾﮑﯿﻮ ﺑﮑﺸﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻡ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﺎ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻭﺍﯾﺴﯿﻢ ﻭﺍﻟﯿﺒﺎﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯿﻢ :|
گربه هم گربه های قدیم.... عاغا گربه مارو از صد متری میدید در میرفت اما الان میری جلوش وایمیسه صاف صاف زل میزنه تو چشمات و آخرشم روتو کم می کنه.... میگی نه امتحان کن!!!
اعتراف می کنم رفتم دم یخچال دیدیم یه پارچ آب هویچ موجود است! نصف شو خوردم، دوباره سرش آب ریختم شد مثل اولش ؛ هیشکی هم هیچی نفهمید! خدایا منو ببخش...
اعترف میکنم طفل معصوم که بودم وقتی فوتبال نشون میداد گوشه تلویزیون که مبنوشت زنده ، فکر میکردم منظورش اینه که تو این بازی کسی نمیمیره یا زخمی نمیشه همه حالشون خوبه :| خو بچه بودم دیگه ، خنگولم خوتی :|
تو در صحرای قلبم سمج ترین شتری !
اعتراف میکنم که هروقت یه موقعیت پـــَ نــــَ پــــَ برام پیش میاد اون قسمت پ ن پ رو میگم ولی بقیش رو نمی دونم چی بگم تا طرف ضایه بشه اخر سر خودم عین دیوونه ها مات میزنم...
یه سوال فنی داشتم! اگه وقتی که از حموم میایم بیرون کاملن تمیز شدیم چرا حوله ها کثیف میشن؟! نه واقعا چرا؟؟؟؟؟
اعتراف میکنم راهنمایی که بودم هر سوالی که از اجتماعی بلد نبودم مینوشتم هرج و مرج... لامصب همیشه هم نمره ی کاملو از اون سوال میگرفتم :))
اولین کاری که من بعد از بهم ریختن دنیا تو روز یکم دی انجام میدم(البته اگه این اتفاق بیفته)حمله به بقالیا و شیرینی فروشیاس.و انجام خیلی دیگه از افکار خبیسیه که در سر دارم و...
اعتراف می کنم وقتی که تازه به خونه ی جدیدمون اساس کشی کرده بودیم، من هر روز بعد از مدرسه سه بار راه خونه رو اشتباه میرفتم تا این که بعد 1 ماه با راه اصلی آشنا شدم!!! هی هی اسکل هم خودتی!
من یه مشکل سخت افزاری دارم اونم اینه که وقتی از خواب پا میشم حدود نیم ساعت مث بز زل میزنم به در و دیوار … از مسئولین هم کاری ساخته نیس ! تا یه لیوان چایی هم نخورم از حالت استندبای خارج نمیشم …
باید بگم دگه....در دوران کودکی...فک میکردم خارج که میگن...ی سیاره دیگست!!! و.... باید با ی سفینه بری!!! نگران هزینش بودم! ^_^
عاغا داره دنیا تموم میشه از همین جا از تمام دهه هشتادیای عزیز بابت هرچى که پشت و جلو روشون گفتيم تقاضای حلالیت دارم! باشد که بخشیده شوديم.
شما دستتون ُ با حوله خشک میکنید ؟؟ پس شلوار برا چی پاتونه ؟؟
میگم اگر وقت کردید محض تست موس تون هم که شده یه لایک بزنید! ( اون قلبه :دی ) به خاطر خودتون میگم...! می ترسم یه وقت موس تون جلبک ببنده!!!:))
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم میخواستم بگم ماشین پنچره میگفتم چمپره! تازه به ریش پروفسوری میگفتم ریش فسفری!! اصلا ی وضعی...! امیدی به من هست آیا؟؟؟؟
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺰﻧﻢ ﯾﮑﯿﻮ ﺑﮑﺸﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻡ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﺎ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻭﺍﯾﺴﯿﻢ ﻭﺍﻟﯿﺒﺎﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯿﻢ :|
گربه هم گربه های قدیم.... عاغا گربه مارو از صد متری میدید در میرفت اما الان میری جلوش وایمیسه صاف صاف زل میزنه تو چشمات و آخرشم روتو کم می کنه.... میگی نه امتحان کن!!!
اعتراف می کنم رفتم دم یخچال دیدیم یه پارچ آب هویچ موجود است! نصف شو خوردم، دوباره سرش آب ریختم شد مثل اولش ؛ هیشکی هم هیچی نفهمید! خدایا منو ببخش...
اعترف میکنم طفل معصوم که بودم وقتی فوتبال نشون میداد گوشه تلویزیون که مبنوشت زنده ، فکر میکردم منظورش اینه که تو این بازی کسی نمیمیره یا زخمی نمیشه همه حالشون خوبه :| خو بچه بودم دیگه ، خنگولم خوتی :|
تو در صحرای قلبم سمج ترین شتری !
اعتراف میکنم که هروقت یه موقعیت پـــَ نــــَ پــــَ برام پیش میاد اون قسمت پ ن پ رو میگم ولی بقیش رو نمی دونم چی بگم تا طرف ضایه بشه اخر سر خودم عین دیوونه ها مات میزنم...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}