{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
چـه رســم تلخــی سـت تــــو ، بــی خـــبـر از مــن و تمـــام مـن ، درگـــیر تــو
کاش می توانستم راحت حرف بزنم … چیزی بگویم از دلتنگی … میان آدم های که در این اتاق مجازی جمع شدند … فقط می گویم منم دلتنگم
وقتی دستای تو بهترین نوازشگره وقتی طلوع چشمات دشمن هرچی غروبه وقتی سایه ی اسمت رو لبای من خونه داره تو بگو جز تو کسی هست که منو تنها نذاره...؟
من مهم نبودم.. اما! کاش قبل از رفتن فکر جواب قلبم را میکردی فکر دستای تنهامو میکردی که تمام دنیاش دستای تو بود و فکر چشمای بی فروغم که باید تا ابد به انتظار بشینه رفتنت رفتن بود..
اگر سواد عاشقی رو نداری ناراحت نباش. تحصیلات عالیه شکستن رو که داری
دل سراغ قد و بالای تو را میگیرد گر تو پیدا نشوی دل از غمت میمیرد وقتی از دیدن و پیدا شدنت مایوسم از همین فاصله دور تو را می بوسم
قدرت تنهایی را دست کم نگیرید. این روزها بر همه غلبه کرده.
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
مرا به کعبه چه حاجت؟؟! طواف می کنم "مادری" را که ... برای لمس دستانش هم وضو باید گرفت
خسته تر از آنم که لیوانی چای آرامم کند... آغوش گرم تورا می خواهم در جنگلی ناشناس وقتی که آسمان از لا به لای شاخه ها سرک می کشد......
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ... ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺩﺵ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻣﺎﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ.
دلم برای تو .نه............. برای لحظه ای تنگ است که ارام کنارگوشم زمزمه میکنی......... دنیای من تویی به دنیانمیدهمت!!
انقدر سرگرم /اوقات فراغت/ بودم که فکری به حال/روزهای فراقت/ نکردم. .
يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کنم !
آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه ! آبادانیه میگه : کوکا چیشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه!...
کجایی. . اینجا غروب . . . سنگ تمام میگذارد برای دلتنگی هایم. . . . !
چـه رســم تلخــی سـت تــــو ، بــی خـــبـر از مــن و تمـــام مـن ، درگـــیر تــو
کاش می توانستم راحت حرف بزنم … چیزی بگویم از دلتنگی … میان آدم های که در این اتاق مجازی جمع شدند … فقط می گویم منم دلتنگم
وقتی دستای تو بهترین نوازشگره وقتی طلوع چشمات دشمن هرچی غروبه وقتی سایه ی اسمت رو لبای من خونه داره تو بگو جز تو کسی هست که منو تنها نذاره...؟
من مهم نبودم.. اما! کاش قبل از رفتن فکر جواب قلبم را میکردی فکر دستای تنهامو میکردی که تمام دنیاش دستای تو بود و فکر چشمای بی فروغم که باید تا ابد به انتظار بشینه رفتنت رفتن بود..
اگر سواد عاشقی رو نداری ناراحت نباش. تحصیلات عالیه شکستن رو که داری
دل سراغ قد و بالای تو را میگیرد گر تو پیدا نشوی دل از غمت میمیرد وقتی از دیدن و پیدا شدنت مایوسم از همین فاصله دور تو را می بوسم
قدرت تنهایی را دست کم نگیرید. این روزها بر همه غلبه کرده.
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
مرا به کعبه چه حاجت؟؟! طواف می کنم "مادری" را که ... برای لمس دستانش هم وضو باید گرفت
خسته تر از آنم که لیوانی چای آرامم کند... آغوش گرم تورا می خواهم در جنگلی ناشناس وقتی که آسمان از لا به لای شاخه ها سرک می کشد......
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ... ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺩﺵ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻣﺎﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ.
دلم برای تو .نه............. برای لحظه ای تنگ است که ارام کنارگوشم زمزمه میکنی......... دنیای من تویی به دنیانمیدهمت!!
انقدر سرگرم /اوقات فراغت/ بودم که فکری به حال/روزهای فراقت/ نکردم. .
يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کنم !
آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه ! آبادانیه میگه : کوکا چیشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه!...
کجایی. . اینجا غروب . . . سنگ تمام میگذارد برای دلتنگی هایم. . . . !
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}