{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
به حیف نون ميگن : ميتونى نقش يوسف روبازى كنى؟ ميگه والله همه چيو بلدم فقط ميترسم نتونم روى زوليخارو زمين بندازم !
به غضنفر ميگن: توي عمرت، سختترين كاري كه كردي چي بوده؟ ميگه: پر كردن نمكدون! ميگن: چرا؟ جواب ميده: آخه سوراخهاش خيلي ريزه
جواد با لباس تو رودخونه بوده ازش ميپرسن چكار ميكنى؟ ميگه: لباسامو ميشورم ميپرسن: تو خونه ماشين لباسشويى ندارين؟ ميگه: داريم ولى وقتى ميرم اون تو سرم گيج ميره
بزرگترین فانتزی ذهنم اینه که بخوابم و شب خواب عشق مرحومم رو ببینم ... سارینا به همین سادگی یک سال و سه ماه و یک روز گذشت .
پيام love مشهدى: مدنى الان چى حال مداد؟ حال مداد تو اينجه بودى و مو از پشت سر ميومدوم و موگفتم پخ ! بعد تو مترسيدى... مو موگفتم نترس... مويوم عشقت
خوش به حالت آسمـــانـــ بغضت کـــ میشکــند همه خوشــحال میشــوند بغض من کــ میشــکند همه میگــویند: چته بــــاز!!!!!!!!
متن كارت عروسى به سبک سنتی : شروع مراسم از ساعت 6 تا هر وقت كه دعوا شد....
بس که دامان بهاران گل به گل پزمرده شد باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی.
دختره داشته بافتنی میبافته، یه بوی بدی هم میومده… بهش میگن: این بوی بد مال چیه؟ جواب میده: مامانم گفته یکی از زیر، یکی از رو، یکی ول کن!!!
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت....شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی.
خیال بافی بیش نبود آدم بودنت....خودم را گول میزدم که در حد منی.
غضنفر بچه شو به یه مدرسه تو لندن میبره تا انگلیسی یاد بگیره،یه سال بعد میره سراغش،نرسیده به مدرسه بچه های لندن داد میزنن : حسن ددن گلدی
اسی خالی بند تو جنگل داد می زنه میگه : من شیرخوردم پلنگم خوردم . یه مرتبه یه شیر می پره جلوش یه نعره میکشه . اسی خالی بند از ترس میگه : من بعضی وقتها گوه زیادی هم خوردم !
غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نميتوني بري؟
شاد باش با خوشی که از صدقه سر من داری ....صدقه سنگینی بود غرورم که به پایت بر باد رفت اما می ارزید به بلایت که از سرم گذشت....
به غضنفر میگن: یه کاری بکن، بابات از بالای پشت بوم افتاد روی ماشین همسایه تون!! میگه: ولش کن بابا، حق شه، من ده دفعه به این همسایه گفتم، بغل خونه ما پارک نکن
به حیف نون ميگن : ميتونى نقش يوسف روبازى كنى؟ ميگه والله همه چيو بلدم فقط ميترسم نتونم روى زوليخارو زمين بندازم !
به غضنفر ميگن: توي عمرت، سختترين كاري كه كردي چي بوده؟ ميگه: پر كردن نمكدون! ميگن: چرا؟ جواب ميده: آخه سوراخهاش خيلي ريزه
جواد با لباس تو رودخونه بوده ازش ميپرسن چكار ميكنى؟ ميگه: لباسامو ميشورم ميپرسن: تو خونه ماشين لباسشويى ندارين؟ ميگه: داريم ولى وقتى ميرم اون تو سرم گيج ميره
بزرگترین فانتزی ذهنم اینه که بخوابم و شب خواب عشق مرحومم رو ببینم ... سارینا به همین سادگی یک سال و سه ماه و یک روز گذشت .
پيام love مشهدى: مدنى الان چى حال مداد؟ حال مداد تو اينجه بودى و مو از پشت سر ميومدوم و موگفتم پخ ! بعد تو مترسيدى... مو موگفتم نترس... مويوم عشقت
خوش به حالت آسمـــانـــ بغضت کـــ میشکــند همه خوشــحال میشــوند بغض من کــ میشــکند همه میگــویند: چته بــــاز!!!!!!!!
متن كارت عروسى به سبک سنتی : شروع مراسم از ساعت 6 تا هر وقت كه دعوا شد....
بس که دامان بهاران گل به گل پزمرده شد باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی.
دختره داشته بافتنی میبافته، یه بوی بدی هم میومده… بهش میگن: این بوی بد مال چیه؟ جواب میده: مامانم گفته یکی از زیر، یکی از رو، یکی ول کن!!!
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت....شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی.
خیال بافی بیش نبود آدم بودنت....خودم را گول میزدم که در حد منی.
غضنفر بچه شو به یه مدرسه تو لندن میبره تا انگلیسی یاد بگیره،یه سال بعد میره سراغش،نرسیده به مدرسه بچه های لندن داد میزنن : حسن ددن گلدی
اسی خالی بند تو جنگل داد می زنه میگه : من شیرخوردم پلنگم خوردم . یه مرتبه یه شیر می پره جلوش یه نعره میکشه . اسی خالی بند از ترس میگه : من بعضی وقتها گوه زیادی هم خوردم !
غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نميتوني بري؟
شاد باش با خوشی که از صدقه سر من داری ....صدقه سنگینی بود غرورم که به پایت بر باد رفت اما می ارزید به بلایت که از سرم گذشت....
به غضنفر میگن: یه کاری بکن، بابات از بالای پشت بوم افتاد روی ماشین همسایه تون!! میگه: ولش کن بابا، حق شه، من ده دفعه به این همسایه گفتم، بغل خونه ما پارک نکن
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}