{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
غضنفر با زنش ميره پارك بلال بخورن،وقتي بلالي داشت اونا رو باد ميزد، يه كدوم از اونارو برداشت و به زنش گفت: ببين قدرت خدار و همين بلال زمان پيامبر اذان مي گفت!!
عشق و عاشقی کم رنگ شده ، محبت آهنگ شده ، دوستی تک زنگ شده ، مگه بین من و تو جنگ شده ؟ نامرد دلم برات تنگ شده
یه ضرب المثل قدیمی میگه : ماهی رو هر وقت از آب بگیری لیزه
به يارو ميگن : طاقت شنيدن خبربد رو دارى؟ ميگه: آره. ميگن : بابات مرد! ميگه : خاک تو سرت فکرکردم يارانه ها رو قطع کردن!
آخه بی انصاف من که چیزی نگفتم تقصیر چشمهام بود تورو با اون دیدن ... چرا پس تو منو ول کردی؟من که مقصر نبودم تقصیر چشمهام بود...
اعتراف ميکنم وقتي بچه بودم بامورچه هاحرف ميزندم و فک ميکردم اونام دارن جوابمو ميدن ولي من نميشنوم، بچه بودم ديگه...!!!
به غضنفر داشته پولکی میخورده میگن چرا ناراحتی ؟میگه اگه یه چیزی بگم میگن این خره ولی به خدا این چیپسا شیرینن !!!
اعتراف میکنم بچه یکی ازفامیلامون اسمش ندایه وقتی بچه بودم به بدبخت میگفتم گدا:-)
غضنفر و حیف نون رو بردن جهنم فرداش با لباس سياه و كثيف بر گشتن، پرسيدن چرا اين جور شدين؟ گفتن خدا وكيلى كار دو نفر نبود ولى خاموشش كرديم !!
گفتم حالا که رفتی بهت بگم رفتنت آرومم کرد....چون فهمیدی که باید بری..
اعتراف میکنم من بعد افطار همچنان احساس میکنم روزم وچیزی نمیخورم!!! شماهم همینجورید؟؟؟
این روزها از عشق نمیتوان داستانی به بلندی شنگول و منگول نوشت! چه برسد به شیرین و فرهاد....
حیف نون به غضنفر میگه : بیا پنیر و انگور بخوریم . غضنفر میگه : من اسهال دارم . حیف نون میگه : ای بابا ، اونو بعد میخوریم !
کاش تو بچگیم جایی بودم که تنها تلخی زندگیم شربت سرماخوردگی بود.
آشپزیه قبیله آدمخوار میره پیش رییس قبیله میگه قربان یه مردکچل گرفتیم کبابش کنیم یاآب پز؟ رییس میگه تاس کبابش کنید !
تقصیر ما نیست که روی حرف هایمان نمی مانیم ما روی زمینی زندگی میکنیم که هر روز خودش را دور میزند.
غضنفر با زنش ميره پارك بلال بخورن،وقتي بلالي داشت اونا رو باد ميزد، يه كدوم از اونارو برداشت و به زنش گفت: ببين قدرت خدار و همين بلال زمان پيامبر اذان مي گفت!!
عشق و عاشقی کم رنگ شده ، محبت آهنگ شده ، دوستی تک زنگ شده ، مگه بین من و تو جنگ شده ؟ نامرد دلم برات تنگ شده
یه ضرب المثل قدیمی میگه : ماهی رو هر وقت از آب بگیری لیزه
به يارو ميگن : طاقت شنيدن خبربد رو دارى؟ ميگه: آره. ميگن : بابات مرد! ميگه : خاک تو سرت فکرکردم يارانه ها رو قطع کردن!
آخه بی انصاف من که چیزی نگفتم تقصیر چشمهام بود تورو با اون دیدن ... چرا پس تو منو ول کردی؟من که مقصر نبودم تقصیر چشمهام بود...
اعتراف ميکنم وقتي بچه بودم بامورچه هاحرف ميزندم و فک ميکردم اونام دارن جوابمو ميدن ولي من نميشنوم، بچه بودم ديگه...!!!
به غضنفر داشته پولکی میخورده میگن چرا ناراحتی ؟میگه اگه یه چیزی بگم میگن این خره ولی به خدا این چیپسا شیرینن !!!
اعتراف میکنم بچه یکی ازفامیلامون اسمش ندایه وقتی بچه بودم به بدبخت میگفتم گدا:-)
غضنفر و حیف نون رو بردن جهنم فرداش با لباس سياه و كثيف بر گشتن، پرسيدن چرا اين جور شدين؟ گفتن خدا وكيلى كار دو نفر نبود ولى خاموشش كرديم !!
گفتم حالا که رفتی بهت بگم رفتنت آرومم کرد....چون فهمیدی که باید بری..
اعتراف میکنم من بعد افطار همچنان احساس میکنم روزم وچیزی نمیخورم!!! شماهم همینجورید؟؟؟
این روزها از عشق نمیتوان داستانی به بلندی شنگول و منگول نوشت! چه برسد به شیرین و فرهاد....
حیف نون به غضنفر میگه : بیا پنیر و انگور بخوریم . غضنفر میگه : من اسهال دارم . حیف نون میگه : ای بابا ، اونو بعد میخوریم !
کاش تو بچگیم جایی بودم که تنها تلخی زندگیم شربت سرماخوردگی بود.
آشپزیه قبیله آدمخوار میره پیش رییس قبیله میگه قربان یه مردکچل گرفتیم کبابش کنیم یاآب پز؟ رییس میگه تاس کبابش کنید !
تقصیر ما نیست که روی حرف هایمان نمی مانیم ما روی زمینی زندگی میکنیم که هر روز خودش را دور میزند.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}