{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
با فامیلامون رفتم شمال اونا رفتن کنار اب منم رفتم بهشون ملحق بشم زنگ زدم میگم کجایید میگه اونجارو دیدی عکس ماه افتاده تو اب ما دقیقا جلوشیم
به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه فرزندش رو دید ماشین رو داد به دستش و گفت:حالا نوبت ِ توئه ... بتراش موهای منو
به نظر من مدرسه فقط تو دو هفته قابل تحمله: هفته اول مهر و هفته بعد از امتحانای ترم اول چون فقط تو این دو هفته معلما درس نمی پرسن.
من از چشمان خویش آموختم درس محبت را ، که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید ...
یادش بخیر بازی کردن نمایش سخت سرماخوردگی برای نرفتن به مدرسه... کیا ایفای نقش کردن تو این اجرا؟؟ آره خب از خود سرماخوردگی سخت تر بود لا مصب قبول دارم...^_^
" آرِنجمِنت بااااي " . . . اگه از شنيدن اين كلمه اول و آخر آهنگ ، اونم با صدايي گوش خراش متنفري ، لايكو بنواززززز!!!
شکسپیر :من زیر نور چراغ خیابون ها درس می خوندم. گراهام بل :من در زیر نور شمع درس می خوندم. من :ببخشید ولی شما در طول روز چه غلطی می کردید!!!
الهي زندگيت طعم عسل شه دعاي دشمنت هي بي اثرشه ستارت تا ابد روشن بمونه سياهي راه خونت رو ندونه الهي مرغ عشق آرزوهات سرشب تاسحر يكدم بخونه..
کوتاه ترین داستان دنیا . . روزی روزگاری خدا ما را آفرید , تا آدم باشیم قصه ما به سر رسید. خدا به خواستش نرسید...
آبي باش مثل آسمان تا... عمری به هوای ديدنت سر به هوا باشم
به شانه ام ميزني تا تنهايي ام را تكانده باشي به چه دل خوش كرده اي تو؟؟؟..... تكاندن برف از شانه آدم برفي....؟؟؟
گهگاهي سفري كن... به حوالي دلت... شايد خاطره اي منتظر لمس نگاهت باشد.
اي صمیمی ای دوست! گاه بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی. ای قدیمی ای خوب تو مرا ياد كني يا نكني من به يادت هستم
از خاطر من حال و هوايت نرود گر سمت دل شكسته ام مي آيي آهسته بيا شيشه به پايت نرود
آموخته م ديگران رادوست بدارم آن گونه که هستند نه آن گونه که ميخواهم باشند
چه افسانه زیبایی ، زیباتر از واقعیت ، راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند نخستین روز بهار گویی نخستین روز افرینش است.
با فامیلامون رفتم شمال اونا رفتن کنار اب منم رفتم بهشون ملحق بشم زنگ زدم میگم کجایید میگه اونجارو دیدی عکس ماه افتاده تو اب ما دقیقا جلوشیم
به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه فرزندش رو دید ماشین رو داد به دستش و گفت:حالا نوبت ِ توئه ... بتراش موهای منو
به نظر من مدرسه فقط تو دو هفته قابل تحمله: هفته اول مهر و هفته بعد از امتحانای ترم اول چون فقط تو این دو هفته معلما درس نمی پرسن.
من از چشمان خویش آموختم درس محبت را ، که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید ...
یادش بخیر بازی کردن نمایش سخت سرماخوردگی برای نرفتن به مدرسه... کیا ایفای نقش کردن تو این اجرا؟؟ آره خب از خود سرماخوردگی سخت تر بود لا مصب قبول دارم...^_^
" آرِنجمِنت بااااي " . . . اگه از شنيدن اين كلمه اول و آخر آهنگ ، اونم با صدايي گوش خراش متنفري ، لايكو بنواززززز!!!
شکسپیر :من زیر نور چراغ خیابون ها درس می خوندم. گراهام بل :من در زیر نور شمع درس می خوندم. من :ببخشید ولی شما در طول روز چه غلطی می کردید!!!
الهي زندگيت طعم عسل شه دعاي دشمنت هي بي اثرشه ستارت تا ابد روشن بمونه سياهي راه خونت رو ندونه الهي مرغ عشق آرزوهات سرشب تاسحر يكدم بخونه..
کوتاه ترین داستان دنیا . . روزی روزگاری خدا ما را آفرید , تا آدم باشیم قصه ما به سر رسید. خدا به خواستش نرسید...
آبي باش مثل آسمان تا... عمری به هوای ديدنت سر به هوا باشم
به شانه ام ميزني تا تنهايي ام را تكانده باشي به چه دل خوش كرده اي تو؟؟؟..... تكاندن برف از شانه آدم برفي....؟؟؟
گهگاهي سفري كن... به حوالي دلت... شايد خاطره اي منتظر لمس نگاهت باشد.
اي صمیمی ای دوست! گاه بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی. ای قدیمی ای خوب تو مرا ياد كني يا نكني من به يادت هستم
از خاطر من حال و هوايت نرود گر سمت دل شكسته ام مي آيي آهسته بيا شيشه به پايت نرود
آموخته م ديگران رادوست بدارم آن گونه که هستند نه آن گونه که ميخواهم باشند
چه افسانه زیبایی ، زیباتر از واقعیت ، راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند نخستین روز بهار گویی نخستین روز افرینش است.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}