{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
گاهی به باران حسودیم میشه که بی پروا با آغوش گونه هات عشق بازی میکنه
کاش بودی تا دلم تنها نبود یا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود.
در رویاهای کودکانه آموختم به چیزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم،اما ناگهان او همه فکرم شد.
تك تك لحظه هاى من،همپاى خاطرات توست،خونه قلبم كوچيكه،اماهمش به يادتوست
اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز.
شادبودنت رادركف دستانم مينويسم تاوقت دعا اولين خواسته ام ازخداباشد.
ما با یکدیگر عهد میبندیم روز جداییمان روز وداع با زندگی باشد
در دلم برایت چهار فصل ساختم در هر فصل که دلت خواست زندگی کن
هيچ به غم ديروز نينديش ،رنج هرروز براي همان روز كافيست ، فردا هم براي خودانديشه هايي دارد.
دوستش داشتم ، دوستم نداشت. . . . ! عاشقش بودم ، معشوقم نشد. . . . ! نازش دادم ، ولى خسته بود. . . . ! رفتم به دنبالش ، او رفته بود. . . . ! آخر ندانيستم كى بود ، او كه مثلى فرشته بود. . . . !
آدمهاى خوب نه خاطره اند،نه تاريخ !بلكه حقيقت روزگارند "درست مثل خودت "
همیشه تو آسمون از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره، پس هر وقت آسمون دلت ابری شد با ابرها نجنگ، فقط کمی اوج بگیر....
دنياي قشنگي نيست، آدمها مثل رودها جاريند، زلال كه باشي سنگ هايت را مي بينند، برمي دارند و نشانه مي روند، درست به سمت خودت'
روزگارمان راسیاه کردند بعدبهمان میگویند شب است...
میگــــــــــــم :) روایـتـی داریــــم الـصـادق الکـامل :) کـه میگـویـد : دخـدر آذر مـاه کـه باشـی مصـرف اسـپـنـدت میـره بالا :):D
يادت باشد هيچ كجا انقدر شلوغ نيست،كه نتوانى با خداي خود خلوت كني
گاهی به باران حسودیم میشه که بی پروا با آغوش گونه هات عشق بازی میکنه
کاش بودی تا دلم تنها نبود یا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود.
در رویاهای کودکانه آموختم به چیزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم،اما ناگهان او همه فکرم شد.
تك تك لحظه هاى من،همپاى خاطرات توست،خونه قلبم كوچيكه،اماهمش به يادتوست
اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز.
شادبودنت رادركف دستانم مينويسم تاوقت دعا اولين خواسته ام ازخداباشد.
ما با یکدیگر عهد میبندیم روز جداییمان روز وداع با زندگی باشد
در دلم برایت چهار فصل ساختم در هر فصل که دلت خواست زندگی کن
هيچ به غم ديروز نينديش ،رنج هرروز براي همان روز كافيست ، فردا هم براي خودانديشه هايي دارد.
دوستش داشتم ، دوستم نداشت. . . . ! عاشقش بودم ، معشوقم نشد. . . . ! نازش دادم ، ولى خسته بود. . . . ! رفتم به دنبالش ، او رفته بود. . . . ! آخر ندانيستم كى بود ، او كه مثلى فرشته بود. . . . !
آدمهاى خوب نه خاطره اند،نه تاريخ !بلكه حقيقت روزگارند "درست مثل خودت "
همیشه تو آسمون از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره، پس هر وقت آسمون دلت ابری شد با ابرها نجنگ، فقط کمی اوج بگیر....
دنياي قشنگي نيست، آدمها مثل رودها جاريند، زلال كه باشي سنگ هايت را مي بينند، برمي دارند و نشانه مي روند، درست به سمت خودت'
روزگارمان راسیاه کردند بعدبهمان میگویند شب است...
میگــــــــــــم :) روایـتـی داریــــم الـصـادق الکـامل :) کـه میگـویـد : دخـدر آذر مـاه کـه باشـی مصـرف اسـپـنـدت میـره بالا :):D
يادت باشد هيچ كجا انقدر شلوغ نيست،كه نتوانى با خداي خود خلوت كني
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}