{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
به زیورها بیارایند مردم گلزاران را ،تو شاخ گل چنان زیبا که زیورها بیارایی.
خدايا ، راهي نميبينم ، آينده پنهان است اما مهم نيست همين كافيست كه تو راه راميبيني و من تو را
ميتوان باهم بود/بي هراس ازهمه ي فاصله ها/ميتوان دلخوش کرد/به صداي تپش ثانيه ها/اي صميمي اي خوب/باشماهست دلم/باوجودهمه ي فاصله ها. "
به جرم وسوسه,چه طعنه هاکه نشنيدي حوا, پس ازتو,همه تاتوانستندآدم شدند! چه صادقانه حوابودي وچه رياکارانه آدميم!
فكر نكن كه تنها با نيروي عشق مي تواني از يك فرد بد،انسان خوب بسازي.
بخاطر بسپار:اشتباه ما اين است كه،زندگي را برپايه ي رضايت ديگران بنا مي كنيم يا مطابق آنچه آنان فكر مي كنند زندگي مي كنيم.
مقصر خود ماييم عشق را به كساني ارزاني ميكنيم،كه از زندگي جز آب و علف روزانه نه ميفهمند نه ميخواهند.
جايى بنويس كسى دوبار زندگى نكرد و روزى دوبار به آن بينديش!
صد بار به سنگ کینه بستند مرا از خویش غریبانه گسستند مرا گفتند همیشه بی ریا باید زیست آئینه شدم باز شکستند مرا
همچنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست / گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست هر شبم نقش تو ماه شب چشمان منست / روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست
ترا زیباترین می دانم ای دوست / ز رویت عشق را می خوانم ای دوست مرا در عاشقی کردی تو مجنون / چه لیلاوش شدی در جانم ای دوست
بود درد مو و درمانم از دوست / بود وصل مو و هجرانم از دوست اگر قصابم از تن واکره پوست / جدا هرگز نگردد جانم از دوست
دوستی چیزی برای هدیه نیست / طرح دریا و غروب گریه نیست دوستی یک کلبه ویرانه نیست / صحبت از شمع و گل پروانه نیست دوستی تنهای تنها یک تب است / بی تو ماندن در سکوت یک شب است
کاش ظاهرمون مثل زغال سیاه بود اما باطنمون مثل خاکسترش سفید بود .
كم كن طمع از جهان و ميزي خرسند/از نيك و بد زمانه بگسل پيوند/مي در كف و زلف دلبري گير كه زود/هم بگذرد و نماند اين روزي چند
موفقيت از آن كساني است كه منتظر ديگران نمي مانند
به زیورها بیارایند مردم گلزاران را ،تو شاخ گل چنان زیبا که زیورها بیارایی.
خدايا ، راهي نميبينم ، آينده پنهان است اما مهم نيست همين كافيست كه تو راه راميبيني و من تو را
ميتوان باهم بود/بي هراس ازهمه ي فاصله ها/ميتوان دلخوش کرد/به صداي تپش ثانيه ها/اي صميمي اي خوب/باشماهست دلم/باوجودهمه ي فاصله ها. "
به جرم وسوسه,چه طعنه هاکه نشنيدي حوا, پس ازتو,همه تاتوانستندآدم شدند! چه صادقانه حوابودي وچه رياکارانه آدميم!
فكر نكن كه تنها با نيروي عشق مي تواني از يك فرد بد،انسان خوب بسازي.
بخاطر بسپار:اشتباه ما اين است كه،زندگي را برپايه ي رضايت ديگران بنا مي كنيم يا مطابق آنچه آنان فكر مي كنند زندگي مي كنيم.
مقصر خود ماييم عشق را به كساني ارزاني ميكنيم،كه از زندگي جز آب و علف روزانه نه ميفهمند نه ميخواهند.
جايى بنويس كسى دوبار زندگى نكرد و روزى دوبار به آن بينديش!
صد بار به سنگ کینه بستند مرا از خویش غریبانه گسستند مرا گفتند همیشه بی ریا باید زیست آئینه شدم باز شکستند مرا
همچنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست / گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست هر شبم نقش تو ماه شب چشمان منست / روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست
ترا زیباترین می دانم ای دوست / ز رویت عشق را می خوانم ای دوست مرا در عاشقی کردی تو مجنون / چه لیلاوش شدی در جانم ای دوست
بود درد مو و درمانم از دوست / بود وصل مو و هجرانم از دوست اگر قصابم از تن واکره پوست / جدا هرگز نگردد جانم از دوست
دوستی چیزی برای هدیه نیست / طرح دریا و غروب گریه نیست دوستی یک کلبه ویرانه نیست / صحبت از شمع و گل پروانه نیست دوستی تنهای تنها یک تب است / بی تو ماندن در سکوت یک شب است
کاش ظاهرمون مثل زغال سیاه بود اما باطنمون مثل خاکسترش سفید بود .
كم كن طمع از جهان و ميزي خرسند/از نيك و بد زمانه بگسل پيوند/مي در كف و زلف دلبري گير كه زود/هم بگذرد و نماند اين روزي چند
موفقيت از آن كساني است كه منتظر ديگران نمي مانند
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}