{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
باز هم نگذاشت حرف دلم را بزنم . . . . . . . . سکوت !!!!!
نـــه نـشـاطــــی! چـــــه نـشـاطــــی؟! مــگه راهش میده غــــــــم؟! احمد شاملو
در هراس از هجوم مکرر دلتنگی نگاه خسته انتظار تلخی دقایق نبودنت را از قاب خالی پنجره رصد می کند.. کاش از عمق جاده های دور یک شب / صدای خسته پاهایت غافلگیرم کند
به محض اینکه احساس کردین غرورتون بازیچه کسی شده کوله بار آرزوهاتونو بردارین و بزنین به چاک! داغ زانو زدنتون رو به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بزارین...!!
دلتگتک میشم گوشیو برمیدارم ک بهت بزنگم اما تازه یادم میفته ک از هم جدا شدیم ..
حماقت که شاخ ودم ندارد! حماقت یعنی من...اینقدر میروم تاتو دلتنگ من شوی! خبری ازدلتنگی تو نمیشود! برمیگردم چون...دلتنگت میشوم!
امروز قلبم درد کرفت توتپل شدی،یا من دلم تنک شده
آدمی که بخواهد برود.. میرود! داد نمیزند که دارم می روم!! آدمی که رفتنش را داد میزند نمیخواهد برود داد میزند که نگذارند برود.....
مـقدّس تَـرین جـآی ِ دنیــآست اتـآق ِ تنــهآیی هـآیـمـ ! وقـــتی .. بـآ نیـّـت ِ تـُـو خـَــلوت میکـُــنمـ ...!
حوصله!سر! عشق!پر! چشم!تر! مخ!رد! سر!درد! مغز!هنگ! دل!تنگ! خسته نباشی سرنوشت.....!!
اشکایی ک بی ها رو گونه هام میریزه قلبی که از همه ی خاطره هات لبریزه دلی ک میخاد بمونه تنی ک باید بره هرفی ک تو دلمه اما ندونی بهترهه
همان "یک" شب از قصهی با تو بودن ، دلدادهام کرد! دیگر نیاز نیست ، "هزار" شب دیگر ، نجوایش کنی . . .
به خاک نشستنم را ، به سخره نگیر رهگذر! روزگاری سری در میان ابرها داشتم. . .
مـטּ عاشقـ هـوس هآے عآشقآنہ امـ ــ لبـ هآیــت رآ بہ مـטּ بدهـ بہ جهنمـ ڪہ مـرآ بہ جہـنم مـیبرندـ بہ פֿـاطـر عـشق بآزے بآ تــ ـو تـ ـــو פֿــود بہشتے
آنکه بین من و تو شام جدایی آورد می کنم نفرینش! یا الهی! بکنش چون من زار پیش معشوقش خوار هر دو چشمانش تار تا بداند چه به من می گذرد از غم دوری آن چشم عزیز!!!
زخمی عمیق بر قلبم است روزگار نمک میپاشد و من بالا و پائین میپرم و همگان تصور میکنن مستم و میرقصم
باز هم نگذاشت حرف دلم را بزنم . . . . . . . . سکوت !!!!!
نـــه نـشـاطــــی! چـــــه نـشـاطــــی؟! مــگه راهش میده غــــــــم؟! احمد شاملو
در هراس از هجوم مکرر دلتنگی نگاه خسته انتظار تلخی دقایق نبودنت را از قاب خالی پنجره رصد می کند.. کاش از عمق جاده های دور یک شب / صدای خسته پاهایت غافلگیرم کند
به محض اینکه احساس کردین غرورتون بازیچه کسی شده کوله بار آرزوهاتونو بردارین و بزنین به چاک! داغ زانو زدنتون رو به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بزارین...!!
دلتگتک میشم گوشیو برمیدارم ک بهت بزنگم اما تازه یادم میفته ک از هم جدا شدیم ..
حماقت که شاخ ودم ندارد! حماقت یعنی من...اینقدر میروم تاتو دلتنگ من شوی! خبری ازدلتنگی تو نمیشود! برمیگردم چون...دلتنگت میشوم!
امروز قلبم درد کرفت توتپل شدی،یا من دلم تنک شده
آدمی که بخواهد برود.. میرود! داد نمیزند که دارم می روم!! آدمی که رفتنش را داد میزند نمیخواهد برود داد میزند که نگذارند برود.....
مـقدّس تَـرین جـآی ِ دنیــآست اتـآق ِ تنــهآیی هـآیـمـ ! وقـــتی .. بـآ نیـّـت ِ تـُـو خـَــلوت میکـُــنمـ ...!
حوصله!سر! عشق!پر! چشم!تر! مخ!رد! سر!درد! مغز!هنگ! دل!تنگ! خسته نباشی سرنوشت.....!!
اشکایی ک بی ها رو گونه هام میریزه قلبی که از همه ی خاطره هات لبریزه دلی ک میخاد بمونه تنی ک باید بره هرفی ک تو دلمه اما ندونی بهترهه
همان "یک" شب از قصهی با تو بودن ، دلدادهام کرد! دیگر نیاز نیست ، "هزار" شب دیگر ، نجوایش کنی . . .
به خاک نشستنم را ، به سخره نگیر رهگذر! روزگاری سری در میان ابرها داشتم. . .
مـטּ عاشقـ هـوس هآے عآشقآنہ امـ ــ لبـ هآیــت رآ بہ مـטּ بدهـ بہ جهنمـ ڪہ مـرآ بہ جہـنم مـیبرندـ بہ פֿـاطـر عـشق بآزے بآ تــ ـو تـ ـــو פֿــود بہشتے
آنکه بین من و تو شام جدایی آورد می کنم نفرینش! یا الهی! بکنش چون من زار پیش معشوقش خوار هر دو چشمانش تار تا بداند چه به من می گذرد از غم دوری آن چشم عزیز!!!
زخمی عمیق بر قلبم است روزگار نمک میپاشد و من بالا و پائین میپرم و همگان تصور میکنن مستم و میرقصم
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}