{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
این روزا تو کل دایره المعارف زندگیم فقط یه کلمه وجود داره د ل ت ن گ ی
فصل عوض میشود.... جای الو را خرمالومیگیرد،جای دلتنگی را دلتنگی..........
دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه اولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفعه دردش شروع میشه و تازه می فهمی چی به سرت اومده !
ادم فراموش کاری ام. اما نمى دانم چرا ..عادت "فراموش کارى ام" .. شامل حال " تو " يکى هیچوقت نشد .. !! لعنت به این شانس..
«بود»... تلخترین کلمه... برای ترجمه ی تمام حسرت های دنیا... «بود»یعنی«دیگر نیست»...
زل زدن به صــــفحه گوشی... وقتـی میدانی که دیگـــر نیست... دیــــوانگی مــــــحض است...
مادر خیلی زود بود... ولی دعایت گرفت... پیر شدم...
شونه آدم که هیچی شونه تخم مرغم پیدا نمیشه،سرمونو بذاریم روش،گریه کنیم
دلم گرفته! خیلی... هر وقت میای نفس بکشی نمیذارن که! هی می گن هوا رو آلوده نکن ـ با غبار دلت !!هعییییییییییییی
میدانی؟ آنقدر دوستت دارم که نیازی به من هم دوستت دارم تو نیست!!! من.. تو را.. برای خودم دوست داشتم نه برای بازی با کلمات...
باروني كه ميباره ازچشمامه دلگيرم ازهرچي كه تو دنيامه هميشه وقتي اينجوري داغونم توروبه راهم ميكني ميدونم باروني كه ميباره ازچشمامه دلگيرم ازهرچي كه تو دنيامه...
مـــــن ايــــن روز هــــا" صــداي ثـانـيـه ثـانـيـه فــرامـوش شـدنـم را مـي شنـوم...
دیــــگه طــــآقَــتِ دوری نَــدآرَم بِـــــ خُـــدآ . . . بَــرآی دیــــدَنِــت خــــودَم میــآم بِگـــو کُجــــآ ؟؟ کُجــآ بیــآم بِگــی چِـرآ شُـدی اَزَم جُــــدا . .
یه لحظه هایی تو زندگی هست که سرجمع دو دقیقه هم نبوده امایه عمره یادش داره مارو نابود میکنه
دلم خیلی تنگه، ببخشید آقا میشه لطف کنید بزرگترین سایزتونو بدین...
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند
این روزا تو کل دایره المعارف زندگیم فقط یه کلمه وجود داره د ل ت ن گ ی
فصل عوض میشود.... جای الو را خرمالومیگیرد،جای دلتنگی را دلتنگی..........
دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه اولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفعه دردش شروع میشه و تازه می فهمی چی به سرت اومده !
ادم فراموش کاری ام. اما نمى دانم چرا ..عادت "فراموش کارى ام" .. شامل حال " تو " يکى هیچوقت نشد .. !! لعنت به این شانس..
«بود»... تلخترین کلمه... برای ترجمه ی تمام حسرت های دنیا... «بود»یعنی«دیگر نیست»...
زل زدن به صــــفحه گوشی... وقتـی میدانی که دیگـــر نیست... دیــــوانگی مــــــحض است...
مادر خیلی زود بود... ولی دعایت گرفت... پیر شدم...
شونه آدم که هیچی شونه تخم مرغم پیدا نمیشه،سرمونو بذاریم روش،گریه کنیم
دلم گرفته! خیلی... هر وقت میای نفس بکشی نمیذارن که! هی می گن هوا رو آلوده نکن ـ با غبار دلت !!هعییییییییییییی
میدانی؟ آنقدر دوستت دارم که نیازی به من هم دوستت دارم تو نیست!!! من.. تو را.. برای خودم دوست داشتم نه برای بازی با کلمات...
باروني كه ميباره ازچشمامه دلگيرم ازهرچي كه تو دنيامه هميشه وقتي اينجوري داغونم توروبه راهم ميكني ميدونم باروني كه ميباره ازچشمامه دلگيرم ازهرچي كه تو دنيامه...
مـــــن ايــــن روز هــــا" صــداي ثـانـيـه ثـانـيـه فــرامـوش شـدنـم را مـي شنـوم...
دیــــگه طــــآقَــتِ دوری نَــدآرَم بِـــــ خُـــدآ . . . بَــرآی دیــــدَنِــت خــــودَم میــآم بِگـــو کُجــــآ ؟؟ کُجــآ بیــآم بِگــی چِـرآ شُـدی اَزَم جُــــدا . .
یه لحظه هایی تو زندگی هست که سرجمع دو دقیقه هم نبوده امایه عمره یادش داره مارو نابود میکنه
دلم خیلی تنگه، ببخشید آقا میشه لطف کنید بزرگترین سایزتونو بدین...
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}