{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خیلی بده وفتی که زیر بارون خیس بشی فقط دنبال یه پناهگاه برگردی،از دور ماشینشو ببینی ذوق زده شی بری سمتش وقتی که نزدیک شدی ببینی شیشه ماشینش با نفسای یکی دیگه بخار کرده...
محبت زیادی همیشه آدمها را خراب می کند، گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلیلی برای ماندن ندارند، بلکه آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را.....ندارند.
بر تخته ی سیاه زندگی ... با قرمز بنویس عشق،با سفید بنویس پاکی،با آبی بنویس آرامش...جعبه ی گچ را بردار...بنویس و بنویس تا سیاهی آرام گیرد...!!
خود را نرنجان، آنکه بودنت را قدر ندانست، لایق حضور در فکرت هم نیست....
روزی فکرمیکردم هدیه ای هستی از سوی خداوند...اما تازه فهمیدم تقاص اشتباهاتم بودی...!!!
خدایا... خیلی وقته آسمونت ابری شده... ستاره هات خاموش شدن... سایه ها هم جاسوس تنهایی من شدم... خدایا کمکم کن دوستم تنهایی رو پیدا نمیکنم از دوستای خاکیم خسته شدم...
هر زمان رنگ جفا را میدید کوچه و کرب و بلا را میدید خانهاش چونکه در آتش میسوخت خیمهی آل عبا را میدید شهادت امام جعفر صادق بر شما تسلیت باد
شیعیان رهبر ما را کشتند صادق آل عبا را کشتند نور چشم علی و فاطمه را وارث کرب و بلا را کشتند
راستی... مردی که پا به پایم در مغازه های شهر می آید تا وسواسهایم را برای خرید یک روسری ساده عاشقانه بپرستد کیست؟ توئی؟؟؟!!!
گـــناهش پــــآیِ تـــو... بـــ ه هــــیچ عشقـــ ی دیگــــر ایــــمان ندآرم کــــآفـر شده اَم...
دلــــــــــــخـــــــــــوری هایم دلـــبستــــــــــــــگی ها یم وتمام اشـــــــــــــــک های من بماند برای بعد تنها به من بگو با اون چگونه میگذرد که با من نمیـــــــــگذشـــــــــــت
کی دیده در زمانه یک زاهدی شبانه در لحظهی عبادت با زور و تازیانه با دست بسته او را دشمن بَرَد ز خانه
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی...
خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش ....
احساس من قيمتي داشت...كه تو براي پرداخت ان فقير بودي!
چـه خـوب مـی شد تـو هـمـیـن روزا … خـدا مـیومـد و بــوسـم مـی کـرد و بـعـد مـی گـفـت : ایــن چـنـد وقـت داشتـم بــاهـات شوخـی مـی کــردم … بـبـیـنـم جـنبـشو داری یــا نــه …
خیلی بده وفتی که زیر بارون خیس بشی فقط دنبال یه پناهگاه برگردی،از دور ماشینشو ببینی ذوق زده شی بری سمتش وقتی که نزدیک شدی ببینی شیشه ماشینش با نفسای یکی دیگه بخار کرده...
محبت زیادی همیشه آدمها را خراب می کند، گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلیلی برای ماندن ندارند، بلکه آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را.....ندارند.
بر تخته ی سیاه زندگی ... با قرمز بنویس عشق،با سفید بنویس پاکی،با آبی بنویس آرامش...جعبه ی گچ را بردار...بنویس و بنویس تا سیاهی آرام گیرد...!!
خود را نرنجان، آنکه بودنت را قدر ندانست، لایق حضور در فکرت هم نیست....
روزی فکرمیکردم هدیه ای هستی از سوی خداوند...اما تازه فهمیدم تقاص اشتباهاتم بودی...!!!
خدایا... خیلی وقته آسمونت ابری شده... ستاره هات خاموش شدن... سایه ها هم جاسوس تنهایی من شدم... خدایا کمکم کن دوستم تنهایی رو پیدا نمیکنم از دوستای خاکیم خسته شدم...
هر زمان رنگ جفا را میدید کوچه و کرب و بلا را میدید خانهاش چونکه در آتش میسوخت خیمهی آل عبا را میدید شهادت امام جعفر صادق بر شما تسلیت باد
شیعیان رهبر ما را کشتند صادق آل عبا را کشتند نور چشم علی و فاطمه را وارث کرب و بلا را کشتند
راستی... مردی که پا به پایم در مغازه های شهر می آید تا وسواسهایم را برای خرید یک روسری ساده عاشقانه بپرستد کیست؟ توئی؟؟؟!!!
گـــناهش پــــآیِ تـــو... بـــ ه هــــیچ عشقـــ ی دیگــــر ایــــمان ندآرم کــــآفـر شده اَم...
دلــــــــــــخـــــــــــوری هایم دلـــبستــــــــــــــگی ها یم وتمام اشـــــــــــــــک های من بماند برای بعد تنها به من بگو با اون چگونه میگذرد که با من نمیـــــــــگذشـــــــــــت
کی دیده در زمانه یک زاهدی شبانه در لحظهی عبادت با زور و تازیانه با دست بسته او را دشمن بَرَد ز خانه
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی...
خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش ....
احساس من قيمتي داشت...كه تو براي پرداخت ان فقير بودي!
چـه خـوب مـی شد تـو هـمـیـن روزا … خـدا مـیومـد و بــوسـم مـی کـرد و بـعـد مـی گـفـت : ایــن چـنـد وقـت داشتـم بــاهـات شوخـی مـی کــردم … بـبـیـنـم جـنبـشو داری یــا نــه …
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}