{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت به حق تنهاییت در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش مگذار ای تنهاترین تنهایی تنهایی ها
پشت سرم حرف بود… حدیث شد… میترسم آیه شود ! سوره اش کنند به جعل ! بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل
دنیا را در 80 روز دور زدند...ما که دیگر جای خود داریم...
میدانم !! میدانم ، ذره ای از فکرت را هم مشغول نکرده ام... اما این را هم میدانم که زمانی... فقط ذره ای از فکرت از من خالی بود...!!!
نزدیکت میشوم ... بوی دریا میدهی ... دور ک میشوم صدای باران ... بگو تکلیفم با چشمهایت چیست ... لنگر بیاندازم و عاشقی کنم ... یا چتر بردارمو دلبری ...
همه ی ِ ساعت های ِ لعنتی ِ دنیا ... کوک شده اند ... تا هر بار که خواب ِ تو را می بینم ... من را بیدار کنند ... . . . آخر این چه تنهائی است ... ؟! که تنها نیست و ... این همه غم با خودش آورده ...
ازبس جذابی میخواهم جاذبه ات را به نیوتن ثابت کنم!!
درد دل کـه می کنــی؛ ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری تـوی سیـنی؛ و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد؛ تیــز کننــد … تیــغ کننــد … و بــزننـد بـه روحـت …!
دوستت دارم هایت را باور میکنم . درست مثل امضای آخر نامه هایت که میگویی خون است . اما طعم آب انار می دهد .
گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن ! به رفتن که فکر می کنی ، اتفاقی میفتد که منصرف می شوی ! می خواهی بمانی ، رفتاری می بینی که انگار باید بروی ! این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است !
پر از عشق و لبریز از کینهام میکند! چه تناقض عجیبیست تو را به یاد آوردن. . .
رسیده ام به برگی که میداند باد از هر طرفی که بیاید سرانجامش افتادن است......
چه زیبا گفت مترسک وقتی نمی شود رفت همین یک پا هم اضافی ست.....
مهربان چگونه از یاد می روی؟وقتی بر صخره وجودم کتیبه ای
{{{پرده اخر}}} زمان زیادی به پرده اخر باقی نمانده وپیکرناتوان من خسته تر وناتوان تر از ادامه بازی پس حذف می شوم.......... خداحافظ
ســـرد بود...نیـــامدی!... ســـرد است... نمی آیی!... ســــرمـا دارد به سختـــی می گـذرد.... من همچـــنان دختــر روزهای سختــــم وتو... رهگذر روزهای ســــرد!!!فــقط آمدی که بگـــــــذری...
آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت به حق تنهاییت در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش مگذار ای تنهاترین تنهایی تنهایی ها
پشت سرم حرف بود… حدیث شد… میترسم آیه شود ! سوره اش کنند به جعل ! بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل
دنیا را در 80 روز دور زدند...ما که دیگر جای خود داریم...
میدانم !! میدانم ، ذره ای از فکرت را هم مشغول نکرده ام... اما این را هم میدانم که زمانی... فقط ذره ای از فکرت از من خالی بود...!!!
نزدیکت میشوم ... بوی دریا میدهی ... دور ک میشوم صدای باران ... بگو تکلیفم با چشمهایت چیست ... لنگر بیاندازم و عاشقی کنم ... یا چتر بردارمو دلبری ...
همه ی ِ ساعت های ِ لعنتی ِ دنیا ... کوک شده اند ... تا هر بار که خواب ِ تو را می بینم ... من را بیدار کنند ... . . . آخر این چه تنهائی است ... ؟! که تنها نیست و ... این همه غم با خودش آورده ...
ازبس جذابی میخواهم جاذبه ات را به نیوتن ثابت کنم!!
درد دل کـه می کنــی؛ ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری تـوی سیـنی؛ و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد؛ تیــز کننــد … تیــغ کننــد … و بــزننـد بـه روحـت …!
دوستت دارم هایت را باور میکنم . درست مثل امضای آخر نامه هایت که میگویی خون است . اما طعم آب انار می دهد .
گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن ! به رفتن که فکر می کنی ، اتفاقی میفتد که منصرف می شوی ! می خواهی بمانی ، رفتاری می بینی که انگار باید بروی ! این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است !
پر از عشق و لبریز از کینهام میکند! چه تناقض عجیبیست تو را به یاد آوردن. . .
رسیده ام به برگی که میداند باد از هر طرفی که بیاید سرانجامش افتادن است......
چه زیبا گفت مترسک وقتی نمی شود رفت همین یک پا هم اضافی ست.....
مهربان چگونه از یاد می روی؟وقتی بر صخره وجودم کتیبه ای
{{{پرده اخر}}} زمان زیادی به پرده اخر باقی نمانده وپیکرناتوان من خسته تر وناتوان تر از ادامه بازی پس حذف می شوم.......... خداحافظ
ســـرد بود...نیـــامدی!... ســـرد است... نمی آیی!... ســــرمـا دارد به سختـــی می گـذرد.... من همچـــنان دختــر روزهای سختــــم وتو... رهگذر روزهای ســــرد!!!فــقط آمدی که بگـــــــذری...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}