{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خدا هيچ پدري رو شرمنده فرزندش نكن.ما جونيم همه چيز ميخوايم از پدرمون.ولي سلامتي اون بچه كه اونقدر فهم داره كه خستگيرو تو دستا و چهره باباش ببينه و فكر 1لحظه نبود اين دستها اين چشماي خسته داغونش كنه.
برای يافتن شادمانی، نيازی به جستوجو كردن آن در اينجا و آنجا نيست، چرا كه شادمانی، در همين جاست! در درون خودتان، در لايههای زيرين سيستمهای انرژی خودتان، در قلب و در روحتان، دريابيدش!
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﮕﯽ: ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﯼ ﭘﯿﻨﻮﮐﯿﻮﺳﺖ ! ﺑﯿﺎ ﯾﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺁﺩﻡ ﺷﺪﻩ ، ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺁﺩﻡ ﺑﺸﯽ !!!…
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ! . . .. ﻋﻜﺎﺱ ﻣﺪﺍﻡ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺍﺻﻼ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ،ﻛﻪ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻧﻴﺴﺖ
ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺗﻠﻒ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﻣﻨﻔﻌﺘﺸﺎﻥ ﻣﯿﻄﻠﺒﺪ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻧﮑﻨﯿﺪ !!!
همیشه به یادت هست،اماشاهدی ندارم جز کلاغ بام خانه مان که او هم حقیقت را به تکه پنیری میفروشد
جقدر دوس داشتم مادر بزرگم بهم قصه بگه ولي وقت نمي كرد.الان وقت گذاشته به پسر دايي كوچيكم غصه بگه ولي پسر دايي با بازي كامپيوتري حال ميكنه.مادر بزگا به ملا غلامتونيم از مد نمي افتين.
از جداييمان براي هركس گفتم، حق را به من داد! اما... اينها نمي دانند، من حق را نميخواهم! حق كه براي من، " تو " نميشود...
به خاطر"هيچ كس" دست از "ارزشهايت" نكش!!! زماني كه اون فردا از تو دست بكشد، تو مي ماني و يك ... "من" بي ارزش.
گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیبایست!!! عینکم را برداشتم.... وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید میخواهم به دنیای یک رنگم پناه ببرم
کاش درکودکی میماندیم آنجایی که تنهاتلخی زندگیمان شربت تبمان بود.
بامردمان این زمان فقط سلامو والسلام.....
زندگی کاروانیست زود گذر ،آهنگی نیمه تمام،تابلویی زیبا و فریبنده،میسوزد و میسوزاند وهیچ چیز در آن رنگ حقیقت نمی گیرد،جز محبت...
دو چیز حیرانم میکند : یکی آبی دریا که میبینم و میدانم که نیست و دیگری صفای باطن زیبایت که نمیبینم و میدانم که هست.
یک سوزن از ابروی تو با یک نخ از گیسوی تو آرام میدوزد به هم چشم مرا با روی تو...
این روز ها سپیده که میزند بیدار نمیشوم میمیرم از این که زنده ام..... میفهمی؟؟؟
خدا هيچ پدري رو شرمنده فرزندش نكن.ما جونيم همه چيز ميخوايم از پدرمون.ولي سلامتي اون بچه كه اونقدر فهم داره كه خستگيرو تو دستا و چهره باباش ببينه و فكر 1لحظه نبود اين دستها اين چشماي خسته داغونش كنه.
برای يافتن شادمانی، نيازی به جستوجو كردن آن در اينجا و آنجا نيست، چرا كه شادمانی، در همين جاست! در درون خودتان، در لايههای زيرين سيستمهای انرژی خودتان، در قلب و در روحتان، دريابيدش!
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﮕﯽ: ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﯼ ﭘﯿﻨﻮﮐﯿﻮﺳﺖ ! ﺑﯿﺎ ﯾﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺁﺩﻡ ﺷﺪﻩ ، ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺁﺩﻡ ﺑﺸﯽ !!!…
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ! . . .. ﻋﻜﺎﺱ ﻣﺪﺍﻡ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺍﺻﻼ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ،ﻛﻪ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻧﻴﺴﺖ
ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺗﻠﻒ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﻣﻨﻔﻌﺘﺸﺎﻥ ﻣﯿﻄﻠﺒﺪ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻧﮑﻨﯿﺪ !!!
همیشه به یادت هست،اماشاهدی ندارم جز کلاغ بام خانه مان که او هم حقیقت را به تکه پنیری میفروشد
جقدر دوس داشتم مادر بزرگم بهم قصه بگه ولي وقت نمي كرد.الان وقت گذاشته به پسر دايي كوچيكم غصه بگه ولي پسر دايي با بازي كامپيوتري حال ميكنه.مادر بزگا به ملا غلامتونيم از مد نمي افتين.
از جداييمان براي هركس گفتم، حق را به من داد! اما... اينها نمي دانند، من حق را نميخواهم! حق كه براي من، " تو " نميشود...
به خاطر"هيچ كس" دست از "ارزشهايت" نكش!!! زماني كه اون فردا از تو دست بكشد، تو مي ماني و يك ... "من" بي ارزش.
گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیبایست!!! عینکم را برداشتم.... وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید میخواهم به دنیای یک رنگم پناه ببرم
کاش درکودکی میماندیم آنجایی که تنهاتلخی زندگیمان شربت تبمان بود.
بامردمان این زمان فقط سلامو والسلام.....
زندگی کاروانیست زود گذر ،آهنگی نیمه تمام،تابلویی زیبا و فریبنده،میسوزد و میسوزاند وهیچ چیز در آن رنگ حقیقت نمی گیرد،جز محبت...
دو چیز حیرانم میکند : یکی آبی دریا که میبینم و میدانم که نیست و دیگری صفای باطن زیبایت که نمیبینم و میدانم که هست.
یک سوزن از ابروی تو با یک نخ از گیسوی تو آرام میدوزد به هم چشم مرا با روی تو...
این روز ها سپیده که میزند بیدار نمیشوم میمیرم از این که زنده ام..... میفهمی؟؟؟
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}