{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
حَديثٌ تَدرِيهِ خَيرٌ مِن ألفِ حَديثٍ تَروِيهِ. يك حديث بفهمى بهتر است از آن كه هزار حديث [نفهميده] نقل كنى.
خوشا آنان که گل رویت بدیدند ز تو چون خُلق نیکویت خریدند خوشا آنـان که تا سر منزل عشق برهنـه پــای تـا کـویت دویدند
دلم ز هجر تو در اضطراب میافتد بسان زلف تو در پیچ و تاب میافتد شبی که بیتوام، ای ماه انجمن آرا دلم ز هجر تو از صبر و تاب میافتد
دل را زکمنـد تن رهـاندیم بیـا در مروه ترا به شوق خواندیم بیا تو غنچه نرگسی و ما، در ره تو تا کعبـه گــل لاله فشـاندیم بیا
کاش نامت باران بود! آنوقت .. تمام مردم شهر هم برای آمدنت دعا می کردند...!
کدام واژه را برایت کنار بگذارم؟ ای تجلی آدینه های تنهایی... بیا که بی تو واژه ای در افکارم نیست!!!
این جمعه هم از دیدن رویت خبری نیست دیگر نفسم هم،نفسِ معتبری نیست رد می شود این جمعه و تا لحظه آخر از آمدن سبز تو امّا اثری نیست
طاقتم تاب شد و از تو نیامد خبری جگرم آب شد و از تو نیامد خبری عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری
تو یک روز میرسی و هر پرنده دوباره عاشق پرواز میشه/ به پایان میرسه دوریت و دنیا از این پایان خوش آغاز میشه...
همیشه حرف از رفتن هاست کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند فرجش 5صلوات
چه انتظار عجیبی ! عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت ! چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت ! چه بی خیال نشستیم ! چه کوششی ! چه وفایی ! فقط نشستم و گفتم : خدا کند که بیایی !
دنیا خسارت دیده ی قحطی است ! فکر میکنم این بار تو باید بیایی تا باران ببارد...
اي پيرترين جوان تاريخ بيا...
فقط بگو کدوم هفته کدوم روز ؟ کجا منتظر رسیدنت شم؟ میخام کاری بدم دست خودم که خودم بهونه اومدنت شم
ای منتقم از جاده ی موعود بیا غم، تار مرا دریده از پود ...بیا با سیصد و سیزده نفر،، آقا جان! هرچند که دیر کرده ای ...زود بیا
شاید آنروز که سهراب نوشت: "تا شقایق هست زندگی باید کرد" خبری از دل پر درد دل یاس نداشت، باید اینطور نوشت: چه شقایق باشد چه گل پیچک چه گل یاس، جای یک گل خالیست، تا نیاید مهدی، زندگی زیبا نیست...
حَديثٌ تَدرِيهِ خَيرٌ مِن ألفِ حَديثٍ تَروِيهِ. يك حديث بفهمى بهتر است از آن كه هزار حديث [نفهميده] نقل كنى.
خوشا آنان که گل رویت بدیدند ز تو چون خُلق نیکویت خریدند خوشا آنـان که تا سر منزل عشق برهنـه پــای تـا کـویت دویدند
دلم ز هجر تو در اضطراب میافتد بسان زلف تو در پیچ و تاب میافتد شبی که بیتوام، ای ماه انجمن آرا دلم ز هجر تو از صبر و تاب میافتد
دل را زکمنـد تن رهـاندیم بیـا در مروه ترا به شوق خواندیم بیا تو غنچه نرگسی و ما، در ره تو تا کعبـه گــل لاله فشـاندیم بیا
کاش نامت باران بود! آنوقت .. تمام مردم شهر هم برای آمدنت دعا می کردند...!
کدام واژه را برایت کنار بگذارم؟ ای تجلی آدینه های تنهایی... بیا که بی تو واژه ای در افکارم نیست!!!
این جمعه هم از دیدن رویت خبری نیست دیگر نفسم هم،نفسِ معتبری نیست رد می شود این جمعه و تا لحظه آخر از آمدن سبز تو امّا اثری نیست
طاقتم تاب شد و از تو نیامد خبری جگرم آب شد و از تو نیامد خبری عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری
تو یک روز میرسی و هر پرنده دوباره عاشق پرواز میشه/ به پایان میرسه دوریت و دنیا از این پایان خوش آغاز میشه...
همیشه حرف از رفتن هاست کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند فرجش 5صلوات
چه انتظار عجیبی ! عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت ! چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت ! چه بی خیال نشستیم ! چه کوششی ! چه وفایی ! فقط نشستم و گفتم : خدا کند که بیایی !
دنیا خسارت دیده ی قحطی است ! فکر میکنم این بار تو باید بیایی تا باران ببارد...
اي پيرترين جوان تاريخ بيا...
فقط بگو کدوم هفته کدوم روز ؟ کجا منتظر رسیدنت شم؟ میخام کاری بدم دست خودم که خودم بهونه اومدنت شم
ای منتقم از جاده ی موعود بیا غم، تار مرا دریده از پود ...بیا با سیصد و سیزده نفر،، آقا جان! هرچند که دیر کرده ای ...زود بیا
شاید آنروز که سهراب نوشت: "تا شقایق هست زندگی باید کرد" خبری از دل پر درد دل یاس نداشت، باید اینطور نوشت: چه شقایق باشد چه گل پیچک چه گل یاس، جای یک گل خالیست، تا نیاید مهدی، زندگی زیبا نیست...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}