{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بهار بستر مهر است و دفتر معرفت، قصه هستي است،حكايت وابستگي ها و فراموشي خستگيها
دیدن هر بامداد ، اتفاق ساده ای نیست ! خوشایند است و تکرارناپذیر... گنجشک ها بیخود شلوغش نمی کنند... "واپسین روزهای فروردین ، بر وفق مرادتان"
اگه کسی ازت پرسید یارت چه جوری بود؟ بگونامرد نبود تا آخرش بود ولی قسمت نبود.....
آخ جووووووووون امروز بعده 8 ماه عشقمو دیدم :)) . . . . دوست دارم گوجه سبزم ^___^
یه شعر هست میگه: ... ... ... ... ... بهار امد به همراه شکوفه مارا بهتر همان باشد علوفه
انســـــــــانهاى بــــــزرگ ،دو دل دارنــــــــد ؛دلـــــى که درد مى کشـــــــــــد و پنهـــــــــــــــان است و دلـــــــــــــــى که میخندد و آشکـــــــــــــــار است
حالـــــــم بــِه هَـــم میـخـــورَد از ایــــن زندگـــــــــی که دائـــم بایـــد نقش ِ یـــه دختـــــر مهـــربان و ســـاده و بی غل و غـــش را بازی کنم و دیگــــران هی ویـــــراژ بِـِدَهَند...
جای خالیت مثل کفش سیندرلا اندازه ی هیچ یک از مردم شهر نشد حتی به زور....
چند وقتی است که نامه هایت نمیرسد نمیدانم پستچی مریض یا پستخانه خراب تو که مینویسی.....
وقتی همه چیز خوب است من خیلی میترسم .... من به لنگیدن یک جای کار عادت دارم !
میگن شانس یه بار در خونه آدمو می زنه ... پس باید تا آخر عمر با تنهایی بسوزیم و بسازیم ... چون بلد نیست زنگ آیفون رو بزنه
مـــات شــدم از رفـتنت!! هیــچ مـیز ِ شطـرنجی هـمـ... در مــیان نـــبـود! ایـن وســط ، فــقط یـک دل بـــود.. کـه دیگــر نـیست!!
غربت آن نیست که تنها باشی فارغ از فتنه ی فردا باشی غربت آن است که چون قطره ی آب در پی دریا باشی غربت آن است که مثل من و دل در میان همه کس یکه و تنها باشی
یش از آنکه خزان از راه برسد ، از هر بهار بهره مند شو .ویکتور هوگو
مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشینید و آواز میخواند و احساس میکند که شاخه می لرزد ،اما به آواز خواندن خود ادامه می دهد زیرا مطمئن است که بال و پر دارد.ویکتور هوگو
به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق ... چون تشنه عشق روزی سیراب می شود.ویکتور هوگو
بهار بستر مهر است و دفتر معرفت، قصه هستي است،حكايت وابستگي ها و فراموشي خستگيها
دیدن هر بامداد ، اتفاق ساده ای نیست ! خوشایند است و تکرارناپذیر... گنجشک ها بیخود شلوغش نمی کنند... "واپسین روزهای فروردین ، بر وفق مرادتان"
اگه کسی ازت پرسید یارت چه جوری بود؟ بگونامرد نبود تا آخرش بود ولی قسمت نبود.....
آخ جووووووووون امروز بعده 8 ماه عشقمو دیدم :)) . . . . دوست دارم گوجه سبزم ^___^
یه شعر هست میگه: ... ... ... ... ... بهار امد به همراه شکوفه مارا بهتر همان باشد علوفه
انســـــــــانهاى بــــــزرگ ،دو دل دارنــــــــد ؛دلـــــى که درد مى کشـــــــــــد و پنهـــــــــــــــان است و دلـــــــــــــــى که میخندد و آشکـــــــــــــــار است
حالـــــــم بــِه هَـــم میـخـــورَد از ایــــن زندگـــــــــی که دائـــم بایـــد نقش ِ یـــه دختـــــر مهـــربان و ســـاده و بی غل و غـــش را بازی کنم و دیگــــران هی ویـــــراژ بِـِدَهَند...
جای خالیت مثل کفش سیندرلا اندازه ی هیچ یک از مردم شهر نشد حتی به زور....
چند وقتی است که نامه هایت نمیرسد نمیدانم پستچی مریض یا پستخانه خراب تو که مینویسی.....
وقتی همه چیز خوب است من خیلی میترسم .... من به لنگیدن یک جای کار عادت دارم !
میگن شانس یه بار در خونه آدمو می زنه ... پس باید تا آخر عمر با تنهایی بسوزیم و بسازیم ... چون بلد نیست زنگ آیفون رو بزنه
مـــات شــدم از رفـتنت!! هیــچ مـیز ِ شطـرنجی هـمـ... در مــیان نـــبـود! ایـن وســط ، فــقط یـک دل بـــود.. کـه دیگــر نـیست!!
غربت آن نیست که تنها باشی فارغ از فتنه ی فردا باشی غربت آن است که چون قطره ی آب در پی دریا باشی غربت آن است که مثل من و دل در میان همه کس یکه و تنها باشی
یش از آنکه خزان از راه برسد ، از هر بهار بهره مند شو .ویکتور هوگو
مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشینید و آواز میخواند و احساس میکند که شاخه می لرزد ،اما به آواز خواندن خود ادامه می دهد زیرا مطمئن است که بال و پر دارد.ویکتور هوگو
به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق ... چون تشنه عشق روزی سیراب می شود.ویکتور هوگو
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}