{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دوست داشتن یعنی کلی حرف آماده کنی بهش بگی اما وقتی میبینیش فقط با لبخند به چشماش نگاه کنی فقط نگاه کنی
فقط زخمها نیستند... که ماندگارند... گاهی کسی چنان بر احساست دست میکشد که جایش تا ابد در قلبت میماند...
از مـــن به شمـــا نصيحـــت... وقـــتي خودشـــم دلـــيل ناراحـــتيشـــو نمـــي دونه... حـــرف نـــزن!! بغـــلش كـــن...
به من گفتی ک دل "دریا"کن ای دوست همه "دریا"از آن ما کن ای دوست دلم "دریا"شد و دادم به دستت مکش "دریا"به خون پروا کن ای ""دوست""
ســلـامـتــی پـســــری کــه رفــت ســـربـازی، وقــتـــی بــرگـــشـت عــشـقـش هــنــــوز دخـــتـر بــــود... و بــــه افـــتـخـــــار هـمـچـیـــن دخــتــرایـــی
اگر می دانستم انسان ها را به خاک می سپارند خاک می شدم تا تو را به من بسپارند...
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر مثل خوره افتاده به جانم که بمانم ... !!
کنارت که هستم... عمیق تر نفس میکشم... هوای با تو بودنمان را... می بلعم... و مبتلاتر میشوم... کنارم بمان... اگر میخواهی زنده بمانم.....
روزگار "دو چيز با ارزشو" از ما مي گيره : "دوستهاي خوب" و "روزهاي خوب" ولي هيچ وقت نميتونه "يه چيزو" از ما بگيره ... "روزهاي خوبي" که با "دوستهاي خوب" گذشت.......
نه از تو میشه دل برید نه با تو میشه دل سپرد نه عاشق تو میشه موند نه فارغ از تو میشه مرد هجوم بن بستو ببین هم پشت سر هم روبه رو راه سفر باتو کجاست....من از تو میپرسم بگو
من مثل بادکنکی به دست کودکی هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم نخ را قطع کنی ، می روم پیش خدا…
مثل ِ یک پله ی برقی تا کِی، بی تو تکرار ِ خودم باشم من . . ؟!
بیهوده ورق می خورنــــــــد تقویـــــــــم هــــای جهــــــــــان روزهــــای من همه یک روزند شنبــــه هایی که فقـــط پیشوندشــــــان عوض می شـــــود ...
چشمانت ؛ « سعیــــــد معـــــروف » بود ! و دل ِ من ، لهستــــان ِ بی دفاع ...
چـــه بـــیـــشـــعـــور مـــیـــشـــه دلـــی کـــه... بـــعـــدِ هـــربـــار پـــس زدن، بـــاز مـــیـــاد ســـراغـــت...
برای عاشقی،نباید یک شخصِ متفاوت را دوست داشت... بلکه باید یک شخصِ عادی را متفاوت دوست داشت.
دوست داشتن یعنی کلی حرف آماده کنی بهش بگی اما وقتی میبینیش فقط با لبخند به چشماش نگاه کنی فقط نگاه کنی
فقط زخمها نیستند... که ماندگارند... گاهی کسی چنان بر احساست دست میکشد که جایش تا ابد در قلبت میماند...
از مـــن به شمـــا نصيحـــت... وقـــتي خودشـــم دلـــيل ناراحـــتيشـــو نمـــي دونه... حـــرف نـــزن!! بغـــلش كـــن...
به من گفتی ک دل "دریا"کن ای دوست همه "دریا"از آن ما کن ای دوست دلم "دریا"شد و دادم به دستت مکش "دریا"به خون پروا کن ای ""دوست""
ســلـامـتــی پـســــری کــه رفــت ســـربـازی، وقــتـــی بــرگـــشـت عــشـقـش هــنــــوز دخـــتـر بــــود... و بــــه افـــتـخـــــار هـمـچـیـــن دخــتــرایـــی
اگر می دانستم انسان ها را به خاک می سپارند خاک می شدم تا تو را به من بسپارند...
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر مثل خوره افتاده به جانم که بمانم ... !!
کنارت که هستم... عمیق تر نفس میکشم... هوای با تو بودنمان را... می بلعم... و مبتلاتر میشوم... کنارم بمان... اگر میخواهی زنده بمانم.....
روزگار "دو چيز با ارزشو" از ما مي گيره : "دوستهاي خوب" و "روزهاي خوب" ولي هيچ وقت نميتونه "يه چيزو" از ما بگيره ... "روزهاي خوبي" که با "دوستهاي خوب" گذشت.......
نه از تو میشه دل برید نه با تو میشه دل سپرد نه عاشق تو میشه موند نه فارغ از تو میشه مرد هجوم بن بستو ببین هم پشت سر هم روبه رو راه سفر باتو کجاست....من از تو میپرسم بگو
من مثل بادکنکی به دست کودکی هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم نخ را قطع کنی ، می روم پیش خدا…
مثل ِ یک پله ی برقی تا کِی، بی تو تکرار ِ خودم باشم من . . ؟!
بیهوده ورق می خورنــــــــد تقویـــــــــم هــــای جهــــــــــان روزهــــای من همه یک روزند شنبــــه هایی که فقـــط پیشوندشــــــان عوض می شـــــود ...
چشمانت ؛ « سعیــــــد معـــــروف » بود ! و دل ِ من ، لهستــــان ِ بی دفاع ...
چـــه بـــیـــشـــعـــور مـــیـــشـــه دلـــی کـــه... بـــعـــدِ هـــربـــار پـــس زدن، بـــاز مـــیـــاد ســـراغـــت...
برای عاشقی،نباید یک شخصِ متفاوت را دوست داشت... بلکه باید یک شخصِ عادی را متفاوت دوست داشت.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}