{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
روزی میرسد بی هیچ خبری با کوله بار تنهاییم در جاده های بی انتهای این دنیای عجیب راه خواهم افتاد من که غریبم چه فرقی دارد کجای این دنیا باشم؟ همه جای جهان تنهایی با من است...
بی تابم... دلم تاب میخواهد! و یک هل محکم که دلم هری بریزد پایین هر چه را در خودش تلنبار کرده است...
واسه تو من کمم آره تو حقت بیشتر از ایناست ولی زیبایی مهتاب توی نگاه شب پیداس
یادته کنار ساحل میگذشتیم از یه لحظه بیخبر از اینکه دنیا به همون لحظه می ارزه بی تو دست سردم اینجا توی دست باد میلرزه
دلت که تنگ یک نفر باشد...خود خدا هم که بیاید تاخوش بگذرد ولحظه ای فراموش کنی فایده ندارد .... تو دلت تنگ است ...دلت برای همان یک نفر تنگ است ...تانیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمیشود ...!!!
فيلم شاهكار زياد ديده ام! مادر از علي حاتمي! پدرخوانده از پرنسس فوردكاپولا! و...! اما... فيلمي كه تو برايم بازي كرده اي چيزديگري بود!
سرت گرم است...مزاحمت نمیشوم امابدان حرارت سرگرمی هایت مرا میسوزاند...!
چقدر دلم هوایت را میکند حالا که دیگر هوایم را نداری...
کنارحوصله ام بمان نباشی دلم که هیچ دنیا هم تنگ میشود
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا، فردا شدو باز تو گفتی فردا، امروز دلم ماند و یک دنیا حرف،یک هیچ به نفع دل تو تا فردا.
حرف هایم...دلخوری هایم...دلتنگی هایم...وتمام اشک های من بماند برای بعد...تنها بمن بگو...با او چگونه میگذرد ک بامن نمیگذشت!
خيلي دوست داشتم نفهميدي فكرنكنم معني خيلي روهم بفهمي.
مثل لیوانی شده ام که لبه اش پریده است .. تشنه که شدی مواظب باش.. عجیب وحشی ام
بازم نیمه شب و بی خوابی من گریه همیشگی وذکر هر شب من کاش بودی...کاش بودی...کاش بودی...
شبی گفتم به سیگارم ... که از جانم چه میخواهی ؟؟ نوشت با خط دود خود .... به دردت میخورم گاهی ... تو بر من مینهی آتش .... که درد خود کنی تسکین منه بیچاره میسوزم .... تو از حالم چه میدانی؟؟
یه وقتایی اونقدر هیچکس حالی ازت نمی پرسه که آدم شک میکنه نکنه مرده و خودش خبر نداره...
روزی میرسد بی هیچ خبری با کوله بار تنهاییم در جاده های بی انتهای این دنیای عجیب راه خواهم افتاد من که غریبم چه فرقی دارد کجای این دنیا باشم؟ همه جای جهان تنهایی با من است...
بی تابم... دلم تاب میخواهد! و یک هل محکم که دلم هری بریزد پایین هر چه را در خودش تلنبار کرده است...
واسه تو من کمم آره تو حقت بیشتر از ایناست ولی زیبایی مهتاب توی نگاه شب پیداس
یادته کنار ساحل میگذشتیم از یه لحظه بیخبر از اینکه دنیا به همون لحظه می ارزه بی تو دست سردم اینجا توی دست باد میلرزه
دلت که تنگ یک نفر باشد...خود خدا هم که بیاید تاخوش بگذرد ولحظه ای فراموش کنی فایده ندارد .... تو دلت تنگ است ...دلت برای همان یک نفر تنگ است ...تانیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمیشود ...!!!
فيلم شاهكار زياد ديده ام! مادر از علي حاتمي! پدرخوانده از پرنسس فوردكاپولا! و...! اما... فيلمي كه تو برايم بازي كرده اي چيزديگري بود!
سرت گرم است...مزاحمت نمیشوم امابدان حرارت سرگرمی هایت مرا میسوزاند...!
چقدر دلم هوایت را میکند حالا که دیگر هوایم را نداری...
کنارحوصله ام بمان نباشی دلم که هیچ دنیا هم تنگ میشود
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا، فردا شدو باز تو گفتی فردا، امروز دلم ماند و یک دنیا حرف،یک هیچ به نفع دل تو تا فردا.
حرف هایم...دلخوری هایم...دلتنگی هایم...وتمام اشک های من بماند برای بعد...تنها بمن بگو...با او چگونه میگذرد ک بامن نمیگذشت!
خيلي دوست داشتم نفهميدي فكرنكنم معني خيلي روهم بفهمي.
مثل لیوانی شده ام که لبه اش پریده است .. تشنه که شدی مواظب باش.. عجیب وحشی ام
بازم نیمه شب و بی خوابی من گریه همیشگی وذکر هر شب من کاش بودی...کاش بودی...کاش بودی...
شبی گفتم به سیگارم ... که از جانم چه میخواهی ؟؟ نوشت با خط دود خود .... به دردت میخورم گاهی ... تو بر من مینهی آتش .... که درد خود کنی تسکین منه بیچاره میسوزم .... تو از حالم چه میدانی؟؟
یه وقتایی اونقدر هیچکس حالی ازت نمی پرسه که آدم شک میکنه نکنه مرده و خودش خبر نداره...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}