{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تو را نمیدانم ولی من وقت رفتنت حرف آخرم را با بغض خوردم....
کمـــی آرامتـــر بـارانــ.... نکنـد صـدایِ گـریـه هایمـــ در هیـاهـویِ آمـدنتـــ گمــ شـونـد...
چـــه میکنی بـــاد !! عطـــر موهایـــش را جای دیگـــری بپاش این خـــانه خودش ویـــران است !!!
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من، دل من می داند و من دانم و دل داند و من.
اي صميمانه ترين آيت مهر! باصميمانه ترين ياد به يادت هستم.
فکر کردی اس فرستادم کارم پیشت لنگه یا دستم زیره سنگه؟ نه گلم دلم واست تنگه!
دکتر هم دیوانه شد وقتی چند لحظه از سکوتم را برایش ترجمه کردم....
چقدر سخته همه رو خط بزنی تا به یه نفر برسی! غافل از اینکه تو لیست اون اولین کسی باشی که خط میخوری
دلــــم درد مـــیــکـــنــــد...!!! خام بودند تمام حرفایی که به خوردم دادی...!
استعداد عجیبی در شکستن داری؛ قلب،غرور،پیمان!!! و من استعداد عجیبی در نشستن دارم؛ به پای تو،به امید تو،در انتظار تو...
آمد...بی صدا... آمدو در کنج قلبم لانه کرد... گفت هر آمدنی رفتنی دارد...من اما نشنیدم...شاید هم خود را به نشنیدن زدم...چون دوست داشتم آمدن او رفتن نداشته باشد...اما داشت...آمدنش رفتن سختی داشت...
گنجشك ميخنديد به اينكه چرا هرروز بي هيچ پولي برايش دانه ميپاشم .من ميگريستم به اينكه محبت مرا از سادگي ام ميپندارد
از اين پس هرگاه ازشدت تنهايي به سرم هوس اعتمادي دوباره ميزند خنجر خيانتي كه درپشتم فرورفته درمياورم ميبوسمش اندكي نمك رويش ميپاشم ودوباره برسرجايش ميگذارم
غلط می کنند کسانی که وقتی با من قهری، وقتی صبرم لبریز می شود و اشک می ریزیم می گویند فراموشش کن. به کسی چه که من حتی بدی هایت را میپرستم؟؟
چه نامردانه است انسانی را دنبال خود کشیدن عاشق کردنش و در اوج تنهاییش رها کردنش و گفتن این که...... «دیگر تو را نمی خواهم».......
من بازمانده یک قصه ام ... همان “ یکى” که هرگز نبود ...
تو را نمیدانم ولی من وقت رفتنت حرف آخرم را با بغض خوردم....
کمـــی آرامتـــر بـارانــ.... نکنـد صـدایِ گـریـه هایمـــ در هیـاهـویِ آمـدنتـــ گمــ شـونـد...
چـــه میکنی بـــاد !! عطـــر موهایـــش را جای دیگـــری بپاش این خـــانه خودش ویـــران است !!!
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من، دل من می داند و من دانم و دل داند و من.
اي صميمانه ترين آيت مهر! باصميمانه ترين ياد به يادت هستم.
فکر کردی اس فرستادم کارم پیشت لنگه یا دستم زیره سنگه؟ نه گلم دلم واست تنگه!
دکتر هم دیوانه شد وقتی چند لحظه از سکوتم را برایش ترجمه کردم....
چقدر سخته همه رو خط بزنی تا به یه نفر برسی! غافل از اینکه تو لیست اون اولین کسی باشی که خط میخوری
دلــــم درد مـــیــکـــنــــد...!!! خام بودند تمام حرفایی که به خوردم دادی...!
استعداد عجیبی در شکستن داری؛ قلب،غرور،پیمان!!! و من استعداد عجیبی در نشستن دارم؛ به پای تو،به امید تو،در انتظار تو...
آمد...بی صدا... آمدو در کنج قلبم لانه کرد... گفت هر آمدنی رفتنی دارد...من اما نشنیدم...شاید هم خود را به نشنیدن زدم...چون دوست داشتم آمدن او رفتن نداشته باشد...اما داشت...آمدنش رفتن سختی داشت...
گنجشك ميخنديد به اينكه چرا هرروز بي هيچ پولي برايش دانه ميپاشم .من ميگريستم به اينكه محبت مرا از سادگي ام ميپندارد
از اين پس هرگاه ازشدت تنهايي به سرم هوس اعتمادي دوباره ميزند خنجر خيانتي كه درپشتم فرورفته درمياورم ميبوسمش اندكي نمك رويش ميپاشم ودوباره برسرجايش ميگذارم
غلط می کنند کسانی که وقتی با من قهری، وقتی صبرم لبریز می شود و اشک می ریزیم می گویند فراموشش کن. به کسی چه که من حتی بدی هایت را میپرستم؟؟
چه نامردانه است انسانی را دنبال خود کشیدن عاشق کردنش و در اوج تنهاییش رها کردنش و گفتن این که...... «دیگر تو را نمی خواهم».......
من بازمانده یک قصه ام ... همان “ یکى” که هرگز نبود ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}