{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بد زمانه اي شده است... استاد نميداند شاگرد نميفهمد و كلاس ادامه دارد..
به حساب حسودی اْم نگذار که هرجا 2 نفر هستند و من تنها ... دلتنگ می شوم ... هوای داشتن تو تنها هوای من است برای زنده بودن ...
آنکه دوستش داشتم آدم با گذشتی بود ! از من هم گذشت . . .
پیش هیچ آدمی به خطایت اعتراف مکن! آدمها جنبه ندارند. ژست خدایی برایت می گیرند!
همــه ي دردم ایـــن است ، یک نفـــر در زنـــدگــی مــن هــســت ... . . . که نیـــســت ...
گفت َم : بهترین زمان ِ لایک گرفتن بین ِ ساعت ِ فیلان تا بیسار است ... ، گفت: خوش به حال َت چه بُغض های ِ وقت شناسی داری ...
...و تو......!!! چشمانت باکلاس ترین مخلوق دست خداست........ پس به چشمانت بیاموز که:::هر کس ارزش دیدن ندارد........!!@
مجنون با انگشت روی خاک مینوشت : لیلی لیلی... پرسیدند چه میکنی؟ گفت چون میسر نیست من را کام او ... عشق بازی میکنم با نام او ...
خداوندا ... ببخش آن لحظه ام را که بین نماز صدای اس ام اس آمد و حواسم به غیر تو مشغول شد ! نماز با توجه را نصیبم کن .. آمین
از هیچ کار کودکی ام پشیمان نیستم ، به جز آرزوی بـــزرگ شدن ...
ازش پـــُــرسِـــدم چـــَن سالتـــه ؟؟؟ گفــت : نمـــیدونم ولـــــی آخــــــراشــــه دیگـــه سلامتـــــی هَمــــه مامان بزرگـــای مهـــربون
آدمهای خوب از یاد نمیرن،از ذهن نمیرن،ولی زودتر از اونی که فکرشو کنی از پیشت میرن.
بسران باعشق بازی میکنند.امادختران باعشق می خوابند......
خدا همانی است که ما می خواهیم,کاش ما نیز همانی بودیم که خدا می خواست!
از آن ترسم به پیری مبتلاشم ، از آن ترسم که محتاج عصاشم، از آن ترسم که دلدارم بگوید : نمیمیرد که از دستش رهاشم.
دوس دارم برگردم به اون روزایی که بابام بیدارم میکردو میگفت پاشو ببین چقدر برف اومده.....
بد زمانه اي شده است... استاد نميداند شاگرد نميفهمد و كلاس ادامه دارد..
به حساب حسودی اْم نگذار که هرجا 2 نفر هستند و من تنها ... دلتنگ می شوم ... هوای داشتن تو تنها هوای من است برای زنده بودن ...
آنکه دوستش داشتم آدم با گذشتی بود ! از من هم گذشت . . .
پیش هیچ آدمی به خطایت اعتراف مکن! آدمها جنبه ندارند. ژست خدایی برایت می گیرند!
همــه ي دردم ایـــن است ، یک نفـــر در زنـــدگــی مــن هــســت ... . . . که نیـــســت ...
گفت َم : بهترین زمان ِ لایک گرفتن بین ِ ساعت ِ فیلان تا بیسار است ... ، گفت: خوش به حال َت چه بُغض های ِ وقت شناسی داری ...
...و تو......!!! چشمانت باکلاس ترین مخلوق دست خداست........ پس به چشمانت بیاموز که:::هر کس ارزش دیدن ندارد........!!@
مجنون با انگشت روی خاک مینوشت : لیلی لیلی... پرسیدند چه میکنی؟ گفت چون میسر نیست من را کام او ... عشق بازی میکنم با نام او ...
خداوندا ... ببخش آن لحظه ام را که بین نماز صدای اس ام اس آمد و حواسم به غیر تو مشغول شد ! نماز با توجه را نصیبم کن .. آمین
از هیچ کار کودکی ام پشیمان نیستم ، به جز آرزوی بـــزرگ شدن ...
ازش پـــُــرسِـــدم چـــَن سالتـــه ؟؟؟ گفــت : نمـــیدونم ولـــــی آخــــــراشــــه دیگـــه سلامتـــــی هَمــــه مامان بزرگـــای مهـــربون
آدمهای خوب از یاد نمیرن،از ذهن نمیرن،ولی زودتر از اونی که فکرشو کنی از پیشت میرن.
بسران باعشق بازی میکنند.امادختران باعشق می خوابند......
خدا همانی است که ما می خواهیم,کاش ما نیز همانی بودیم که خدا می خواست!
از آن ترسم به پیری مبتلاشم ، از آن ترسم که محتاج عصاشم، از آن ترسم که دلدارم بگوید : نمیمیرد که از دستش رهاشم.
دوس دارم برگردم به اون روزایی که بابام بیدارم میکردو میگفت پاشو ببین چقدر برف اومده.....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}