{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یه سلام عاشقونه با یه بغض بی بهونه مينو يسم تا بدوني ياد تو ، تو دل من ميمونه
در كجا رسم بر اين است كه عاشق نشوي ، باغبان باشي و دلتنگ شقايق نشوي؟
نقاش نیستم...! ولی تمام لحظه های بی تو بودن را "درد" میکشم...
زندگي مثل يه جاده است، من و تو مسافراشيم قدر لحظه ها رو بدونيم ، ممکنه فردا نباشيم !
دلـــت کـه گـرفــت، دیگر مـنـتِ زمیـــن را نــکـش! راهِ آسمـان بـاز است... پر بکش! او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند...
به خدابگو،زمستانش سردنیست؛جمع کندتکرارفصلهایش را!من درتابستانش هم از بی وفایی دندان به دندان ساییده ام...!
('ق"♥"ل"♥"ب"♥"م) ("فداي تو") همه رو فراموش ميكنه، جز تو!
خدایا.. مى خواهم اعتراف کنم! خسته ام.. من امانت دار خوبى نیستم.. “مرا” از من بگیر.. مال خودت.. من نمى توانم نگهش دارم..
گردورم زديدارت دليل بي وفايي نيست، وفا آن است که نامت را هميشه زير لب دارم
هميشه آرزو داشتم سايه اش بالاي سرم باشد من كور بودم... او سراسر نور بود سايه نداشت...
اگر يادتان بود و باران گرفت دعايي به حال بيابان كنيد...
دوستان من مثل گندمند یعنی یک دنیا برکت ونعمت.نبودنشان،قحطی وگرسنگی است ومن چه خوشبختم که زردی خوشه های گندم در اطرافم موج میزند ،مهربانیت راقدر میدانم و آنرا در سیلوی جان نگهداری خواهم کرد
مادرم گناه را می خرم کفرش به کنار اما تنها خدای من بر زمینی. آن بهشت موعود که نویدش را می دهند در چشمان همیشه نگرانت خلاصه شد.
دل مرده ایم قبول ولی ای مسیح من. یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن
عشق ورزیدن بدان معناست که سعادت خود را در گرو سعادت دیگری بدانیم.
اندرون از طعام خالی دار// تا در او نور معرفت بینی// تهی از حکمتی به علت آن// که پُری از طعــام تا بینی»ذ
یه سلام عاشقونه با یه بغض بی بهونه مينو يسم تا بدوني ياد تو ، تو دل من ميمونه
در كجا رسم بر اين است كه عاشق نشوي ، باغبان باشي و دلتنگ شقايق نشوي؟
نقاش نیستم...! ولی تمام لحظه های بی تو بودن را "درد" میکشم...
زندگي مثل يه جاده است، من و تو مسافراشيم قدر لحظه ها رو بدونيم ، ممکنه فردا نباشيم !
دلـــت کـه گـرفــت، دیگر مـنـتِ زمیـــن را نــکـش! راهِ آسمـان بـاز است... پر بکش! او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند...
به خدابگو،زمستانش سردنیست؛جمع کندتکرارفصلهایش را!من درتابستانش هم از بی وفایی دندان به دندان ساییده ام...!
('ق"♥"ل"♥"ب"♥"م) ("فداي تو") همه رو فراموش ميكنه، جز تو!
خدایا.. مى خواهم اعتراف کنم! خسته ام.. من امانت دار خوبى نیستم.. “مرا” از من بگیر.. مال خودت.. من نمى توانم نگهش دارم..
گردورم زديدارت دليل بي وفايي نيست، وفا آن است که نامت را هميشه زير لب دارم
هميشه آرزو داشتم سايه اش بالاي سرم باشد من كور بودم... او سراسر نور بود سايه نداشت...
اگر يادتان بود و باران گرفت دعايي به حال بيابان كنيد...
دوستان من مثل گندمند یعنی یک دنیا برکت ونعمت.نبودنشان،قحطی وگرسنگی است ومن چه خوشبختم که زردی خوشه های گندم در اطرافم موج میزند ،مهربانیت راقدر میدانم و آنرا در سیلوی جان نگهداری خواهم کرد
مادرم گناه را می خرم کفرش به کنار اما تنها خدای من بر زمینی. آن بهشت موعود که نویدش را می دهند در چشمان همیشه نگرانت خلاصه شد.
دل مرده ایم قبول ولی ای مسیح من. یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن
عشق ورزیدن بدان معناست که سعادت خود را در گرو سعادت دیگری بدانیم.
اندرون از طعام خالی دار// تا در او نور معرفت بینی// تهی از حکمتی به علت آن// که پُری از طعــام تا بینی»ذ
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}