{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
همیشه میخواستم یکی من - یکی تو باشه . . . وقتایی که تو 2تا مسیج میزنی و من یکی احساس میکنم دارم کم میذارم و زود مینویسم " دوستت دارم "
عجله داشتم/تندتند راه میرفتم/محکم به چیزی خوردم...آدم بود- منتظر بودم بگوید:کوری؟.....دستش را به طرفم دراز کرد-با من دست داد...انسان بود...!!!
گفتم چقدر احساس تنهایی می کنم:( گفتی من که نزدیکم... (بقره 186)
در برابر تقدیر خداوند مانند کودک یک ساله باش که وقتی او را به هوا می اندازی می خندد...چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت...
واسه نوشتن دردام ورقه كمه مجبورم بدنمو خط خطي كنم من يه آدم لالم كه زياد حرفام يه معتاد لعنتي به سيگار مگنا چندساله گم ام توروزايي كه گذشت خودم آجر ميذارم روديوارغم هام
مگر اینکه برفی بیاید تا بتوانیم "آدم" بسازیم ...
كار سختي است دوست نداشتن تو....... اين روزها...بايد براي خودم.... كار ديگري دست و پا كنم.
اگـــه روزگـــار بي رحــــــمه تو مهربون بـــــاش اگـه افتاب ميــسوزونه تو سايه بــــون بــــاش اگـه ســرما کمــين کــــرده کنار باغـــــچه واســـه گــــل هاي نيــمه جون تو باغبون بـــــــاش
ايـــن گونه زندگي کــــن : شــــــاد امــــا دل ســـوز مصــــمم امــا بي خيـــال مـــــهربون امــــــا جـــــــــــدي ســـــــــبـز امــــا بي ريـــــــــــا عـــاشق امـــا واقــــــــعي
در عجبم از کسی که کوه را می شکافد تا به معدن جواهر برسد،ولی خویش را نمی کاود تا به درون خود راه یابد. خواجه عبدالله انصاری
خداوندا دستهایم خالی است و دلم غرق در آرزوها یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن کوروش بزرگ...
ادما مثه عكسا ميمونن زياد بزرگشون كني كيفيتشون مياد پايين...
تسبیحی بافته ام: نه از سنگ ......نه از چوپ...نه از مروارید... بلور اشکهایم را ب نخ کشیده ام تا همیشه برای شاد بودنت دعا کنند
این روزها خوبم..... وقتی نگاهت هنوز گاه گاهی ب دل شکسته ام می افتد.....
...و..... .....کاش اکنون شانه هایت اینجا بود..... ...چشمانم میخواهد ببارد....... ....جایی را برای تکیه کردن میخواهد......شانه هایت را کم دارد تا ببارد....... ..تا خیس کند شانه های آبی تو را..........
هرچه زمان میخواهد بگذرد،لحظه ای از یاد نبردمت که بخواهم یادت کنم...
همیشه میخواستم یکی من - یکی تو باشه . . . وقتایی که تو 2تا مسیج میزنی و من یکی احساس میکنم دارم کم میذارم و زود مینویسم " دوستت دارم "
عجله داشتم/تندتند راه میرفتم/محکم به چیزی خوردم...آدم بود- منتظر بودم بگوید:کوری؟.....دستش را به طرفم دراز کرد-با من دست داد...انسان بود...!!!
گفتم چقدر احساس تنهایی می کنم:( گفتی من که نزدیکم... (بقره 186)
در برابر تقدیر خداوند مانند کودک یک ساله باش که وقتی او را به هوا می اندازی می خندد...چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت...
واسه نوشتن دردام ورقه كمه مجبورم بدنمو خط خطي كنم من يه آدم لالم كه زياد حرفام يه معتاد لعنتي به سيگار مگنا چندساله گم ام توروزايي كه گذشت خودم آجر ميذارم روديوارغم هام
مگر اینکه برفی بیاید تا بتوانیم "آدم" بسازیم ...
كار سختي است دوست نداشتن تو....... اين روزها...بايد براي خودم.... كار ديگري دست و پا كنم.
اگـــه روزگـــار بي رحــــــمه تو مهربون بـــــاش اگـه افتاب ميــسوزونه تو سايه بــــون بــــاش اگـه ســرما کمــين کــــرده کنار باغـــــچه واســـه گــــل هاي نيــمه جون تو باغبون بـــــــاش
ايـــن گونه زندگي کــــن : شــــــاد امــــا دل ســـوز مصــــمم امــا بي خيـــال مـــــهربون امــــــا جـــــــــــدي ســـــــــبـز امــــا بي ريـــــــــــا عـــاشق امـــا واقــــــــعي
در عجبم از کسی که کوه را می شکافد تا به معدن جواهر برسد،ولی خویش را نمی کاود تا به درون خود راه یابد. خواجه عبدالله انصاری
خداوندا دستهایم خالی است و دلم غرق در آرزوها یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن کوروش بزرگ...
ادما مثه عكسا ميمونن زياد بزرگشون كني كيفيتشون مياد پايين...
تسبیحی بافته ام: نه از سنگ ......نه از چوپ...نه از مروارید... بلور اشکهایم را ب نخ کشیده ام تا همیشه برای شاد بودنت دعا کنند
این روزها خوبم..... وقتی نگاهت هنوز گاه گاهی ب دل شکسته ام می افتد.....
...و..... .....کاش اکنون شانه هایت اینجا بود..... ...چشمانم میخواهد ببارد....... ....جایی را برای تکیه کردن میخواهد......شانه هایت را کم دارد تا ببارد....... ..تا خیس کند شانه های آبی تو را..........
هرچه زمان میخواهد بگذرد،لحظه ای از یاد نبردمت که بخواهم یادت کنم...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}