{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
وقتے قهرمان جهان شدم ؛ آنگاه فهمیدم که باید بیشتر خم شوم ؛ تا مدال قهرمانے را به گردنم بیاویزند جهان پهلوان تختی
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را،حالا که دری هست مرا بال و پری نیست،حالا که مقدر شده ارام بگیرم، سیلاب مرا برده از من اثری نیست،بگذار درها همگی بسته بمانند،وقتی که نگاه نگران پشت دری نیست . . . ؟
آنکه"واقعا" تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز از تو نمیخواهد رقاصک ساز هایش باشی . . .
عده اي بزرگ زاده ميشوند عده اي بزرگي را بدست مي آورند وعده اي بزرگي را بدون آن که بخواهند با خود دارند مثل تو
من"ارگ بمم"،خشت به خشتم متلاشی.. تو "نقش جهانی" هر وجبت ترمه و كاشی... در هر نفس اين است دعايم: در زير و بم خاطره آزرده نباشی...
یک لقمه نان چیزی نیست، اما برای کسی که سه روز گرسنه مانده همه چیز است.
شونه هام وقف سرت ، وقف تموم گريه هات چشم من وقف نگات ، وقف تموم خنده هات گوش من وقف صدات ، وقف تموم قصه هات دل من وقف وفات ، وقف تموم غصه هات عمرمن هديه به تو ، وقف تمام لحظه هات...
گاهی فراق را به فراغی دیگر ترجیح می دهم گاهی تنهایی سرشار از شلوغی است
عزیز بودن زیباست و دوست داشتن هنر است اما به یاد عزیز بودن زیباترین هنر است.
قصه نيستم که بگويی نغمه نيستم که بخوانی صدا نيستم که بشنوی يا چيزی چنان که ببينی يا چيزی چنان که بدانی... من دردِ مشترکام مرا فرياد کن. . . . . شاملو
ای عزیز به عزیزیت قسم ، عزیزانه عزیز میدارمت تا عزیز بمانی.
گـــفت : احـــوال ات چـــطور اســـت ؟ گفتمـــش : عالـــی اســــت مثـــل حـــال گـــل ! حـــال گـــل در چنــــگ چنــــگیز مــــــــغول ! (قــــیصر امــــین پــــور)
مردم شهرسياه خنده هاشان همه ازروي رياست ما دراين شهردويديم ودويديم چه سود؟ هركجاپرسه زديم خبري ازعشق نبود وتواي مرغ مهاجركه ازاين شهرگذرخواهي كرد نكندازهوس دانه ي گندم به زمين بنشيني
اونكه بعضیها رو خيلی عزيز میكنه شادی ديدارشون نيست ، غم نديدنشونه.
این همه وقت برای عشقتون میزارید بیرون میرید قرار میزارید تلفنی باهاش صحبت می کنید براش میمیرید مریض بشه دلداریش میدین دکتر میبریدش و........ آیابرای پدر و مادرتون هم این کارها رو انجام میدین ؟؟؟؟
ببخشید اشتباهی اس ام اس دادم! خواستم واسه گل فروش بفرستم، به خود گل فرستادم!!!
وقتے قهرمان جهان شدم ؛ آنگاه فهمیدم که باید بیشتر خم شوم ؛ تا مدال قهرمانے را به گردنم بیاویزند جهان پهلوان تختی
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را،حالا که دری هست مرا بال و پری نیست،حالا که مقدر شده ارام بگیرم، سیلاب مرا برده از من اثری نیست،بگذار درها همگی بسته بمانند،وقتی که نگاه نگران پشت دری نیست . . . ؟
آنکه"واقعا" تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز از تو نمیخواهد رقاصک ساز هایش باشی . . .
عده اي بزرگ زاده ميشوند عده اي بزرگي را بدست مي آورند وعده اي بزرگي را بدون آن که بخواهند با خود دارند مثل تو
من"ارگ بمم"،خشت به خشتم متلاشی.. تو "نقش جهانی" هر وجبت ترمه و كاشی... در هر نفس اين است دعايم: در زير و بم خاطره آزرده نباشی...
یک لقمه نان چیزی نیست، اما برای کسی که سه روز گرسنه مانده همه چیز است.
شونه هام وقف سرت ، وقف تموم گريه هات چشم من وقف نگات ، وقف تموم خنده هات گوش من وقف صدات ، وقف تموم قصه هات دل من وقف وفات ، وقف تموم غصه هات عمرمن هديه به تو ، وقف تمام لحظه هات...
گاهی فراق را به فراغی دیگر ترجیح می دهم گاهی تنهایی سرشار از شلوغی است
عزیز بودن زیباست و دوست داشتن هنر است اما به یاد عزیز بودن زیباترین هنر است.
قصه نيستم که بگويی نغمه نيستم که بخوانی صدا نيستم که بشنوی يا چيزی چنان که ببينی يا چيزی چنان که بدانی... من دردِ مشترکام مرا فرياد کن. . . . . شاملو
ای عزیز به عزیزیت قسم ، عزیزانه عزیز میدارمت تا عزیز بمانی.
گـــفت : احـــوال ات چـــطور اســـت ؟ گفتمـــش : عالـــی اســــت مثـــل حـــال گـــل ! حـــال گـــل در چنــــگ چنــــگیز مــــــــغول ! (قــــیصر امــــین پــــور)
مردم شهرسياه خنده هاشان همه ازروي رياست ما دراين شهردويديم ودويديم چه سود؟ هركجاپرسه زديم خبري ازعشق نبود وتواي مرغ مهاجركه ازاين شهرگذرخواهي كرد نكندازهوس دانه ي گندم به زمين بنشيني
اونكه بعضیها رو خيلی عزيز میكنه شادی ديدارشون نيست ، غم نديدنشونه.
این همه وقت برای عشقتون میزارید بیرون میرید قرار میزارید تلفنی باهاش صحبت می کنید براش میمیرید مریض بشه دلداریش میدین دکتر میبریدش و........ آیابرای پدر و مادرتون هم این کارها رو انجام میدین ؟؟؟؟
ببخشید اشتباهی اس ام اس دادم! خواستم واسه گل فروش بفرستم، به خود گل فرستادم!!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}