{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
الهی آنکه مرا از چشم تو انداخت از چشم خدا بیوفتد
کاش میشد بعضی وقتا. نسخۀ استراحت گرفت و چند روز رو شروع نکرد!!! کاش میشد بعضی روزهارو غیبت کنیم! موجه و غیر موجهش مهم نیس... . کاش روزهای زندگی دکمۀ next داشت...
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا داستان زیر است کهنویسنده اش مشخص نیست! آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!؟
دلم تنگ شده واسه کوچه های تنگی که.. بهانه شدن ، تا که بس باشه قبر...
تنها جای امن دنیا بی تو خوابه.. تو که میای تو خواب، خوابم نقش ِ آب ِ ... دیگه نیای به خوابم، تو بذار بخوابم ندار ابری بشم، نذار بارون بگیرم.. روز که داغونم، بذار شب آروم بگیرم......
کهکشانها کو زمینم؟ زمین کو وطنم؟ وطن کو خانه ام؟ خانه کو مادرم؟ مادر کو کبوترانم؟ من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ، ای زمان؟…
اگـــــــه تو کـــره ی مریــــــــخ هم مو تو غـــــذا پیــــــدا شه میـــــــــــگن موی سر منــــــــه... شانسه ک من دارم؟؟؟؟؟؟
خوردن خوبي دارد، پس دادن بدي!
نمیدانم کدام " کشیدن " سخت تره رنج . . . نفس . . . یا انتظار . . .
فـصـل امـتـحـانات است ... و مــن جـز مـرور رنگ چشـــمــانت ... و خـط کشـیــدن زیــر دلتنگــی هــایم ... هــیــچ درســـی نـدارم....!!!
بـه بــعـضـيـــــــــا هـم بـايـد گـفـت ، رفـتـى ... ؟!!! . پــس از تـــو جــوب بـــرو کـــه در جـــريــــان بـــاشـي ... !!!
خدایا من خودم با دستای خودم زندگیمو خراب کردم. خدایا تو خودت با دستای خودت زندگیمو درست میکنی؟!
میخواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم... در دورترین نقطه... دقت کن! رسیدن به من آسان نیست. اگر همتش را نداری آسیبی به درخت نزن... به همان سیب های کرم خورده پای درخت قانع باش...
خودستايي جان من! برهان ناداني بود.
بخت واقبال اگر بادل ما لج بکند یازمین داغ شود ابرسباه لج بکند خشک گردداگرچشمه اگردریاچه یااگر ما شده ایم روی زمین بازیچه باز هم این دل ما تشنه یک جرعه وفاست...
داداشم داشت يه فيلم مي ديد كه يه جانباز رفت و راي داد بعد ديدم چشمش پر اشك شد گفتم چي شدي ؟ گفت مي دوني جانبازا موقعي كه دست و پاهاشونو دادن راي شونو دادن .
الهی آنکه مرا از چشم تو انداخت از چشم خدا بیوفتد
کاش میشد بعضی وقتا. نسخۀ استراحت گرفت و چند روز رو شروع نکرد!!! کاش میشد بعضی روزهارو غیبت کنیم! موجه و غیر موجهش مهم نیس... . کاش روزهای زندگی دکمۀ next داشت...
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا داستان زیر است کهنویسنده اش مشخص نیست! آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!؟
دلم تنگ شده واسه کوچه های تنگی که.. بهانه شدن ، تا که بس باشه قبر...
تنها جای امن دنیا بی تو خوابه.. تو که میای تو خواب، خوابم نقش ِ آب ِ ... دیگه نیای به خوابم، تو بذار بخوابم ندار ابری بشم، نذار بارون بگیرم.. روز که داغونم، بذار شب آروم بگیرم......
کهکشانها کو زمینم؟ زمین کو وطنم؟ وطن کو خانه ام؟ خانه کو مادرم؟ مادر کو کبوترانم؟ من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ، ای زمان؟…
اگـــــــه تو کـــره ی مریــــــــخ هم مو تو غـــــذا پیــــــدا شه میـــــــــــگن موی سر منــــــــه... شانسه ک من دارم؟؟؟؟؟؟
خوردن خوبي دارد، پس دادن بدي!
نمیدانم کدام " کشیدن " سخت تره رنج . . . نفس . . . یا انتظار . . .
فـصـل امـتـحـانات است ... و مــن جـز مـرور رنگ چشـــمــانت ... و خـط کشـیــدن زیــر دلتنگــی هــایم ... هــیــچ درســـی نـدارم....!!!
بـه بــعـضـيـــــــــا هـم بـايـد گـفـت ، رفـتـى ... ؟!!! . پــس از تـــو جــوب بـــرو کـــه در جـــريــــان بـــاشـي ... !!!
خدایا من خودم با دستای خودم زندگیمو خراب کردم. خدایا تو خودت با دستای خودت زندگیمو درست میکنی؟!
میخواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم... در دورترین نقطه... دقت کن! رسیدن به من آسان نیست. اگر همتش را نداری آسیبی به درخت نزن... به همان سیب های کرم خورده پای درخت قانع باش...
خودستايي جان من! برهان ناداني بود.
بخت واقبال اگر بادل ما لج بکند یازمین داغ شود ابرسباه لج بکند خشک گردداگرچشمه اگردریاچه یااگر ما شده ایم روی زمین بازیچه باز هم این دل ما تشنه یک جرعه وفاست...
داداشم داشت يه فيلم مي ديد كه يه جانباز رفت و راي داد بعد ديدم چشمش پر اشك شد گفتم چي شدي ؟ گفت مي دوني جانبازا موقعي كه دست و پاهاشونو دادن راي شونو دادن .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}