{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اگه طعم دنیا رو هم ما بزاریم اخرم دنیا به کامه یکی دیگست
اعتراف میکنم ینی هیچی واسم سخت تر ازون لحظه ای نیست ک صب پا میشم یادم میاد باس دل و روده ی سوسکی ک دیشب کشتمو از رو دمپایی پاک کنم...کمرم خم میشه... شرمنده رفقا عقب واستید............اووووووووووووق
اعتراف میکنم وقتی کوچیک بودم یکی از بزرگترین دغدغه های فکریم این بود که چرا ابی و گوگوش قبل از ترانه خوندنشون به نام خدا نمیگن :| کلاً فاز سرود داشتم :)))
اعتراف می کنم یه بار زنگ زدم 125 گفتم یه 110 بفرستید باقیشو آدامس بدید :) یعنی تا این حد ضایع بودم . آخرشم فوت می کردم طرف منو شناسایی نکنه .
آقا من اعتراف میکنم تا الان فکر میکردم فرزاد فرزین دو نفرن !
اعتراف میکنم اگه جریمه ی هر تقلب کردن ۱ دقیقه حبس بود ،من الان حبس ابد بودم:-|
اعتراف میکنم من دو جلسه رفتم تمرین پیانو تنها چیزی یادگرفتم,قوز نکن
اعتراف میکنم بچه که بودم فک میکردم هرچقد بیشر بشنویم گوشمون بیشتر اشغال تولید میکنه بعد سعی میکردم خیلی چیزارو نشنوم خخخخخ
اعتراف ميكنم بدبختي يعني اينكه بابات بهت بگه زودتر بخواب فردا صبح بايد پاشي بري نون بگيري و خوشبختي يعني مادرت بياد بگه نميخواد تو فريزر داريم!!!
اعتراف میکنم بچه مدرسه ای که بودم فکر میکردم وقتی وضو میگیریم باید خیس خیس نمازبخونیم واگه وضو خشک بشه باطل میشه!!
به بعضياهم بايدگف: عزيزمن سكوتم بخاطرشخصيت خودمه وگرنه توخيلي زيرسوالي...!
اکـثـــر آدمـهــایـی کــه میگـن مــن از دروغ متنـــفـرم ، در حـقــیـقـت از دروغ شـنــــیدن متنـفـــرند ، نـه از دروغ گفـتـن . . . !!!
همینجا اعتراف میکنم وقتی بچه بودم زنگ خونه ی خودمون رو میزدم در میرفتم بابام در رو باز میکرد میگفت کدوم پدر سگی بود زد؟من نمیدونم به من فحش میداد یا به خودش خخخخخخخخخخ
اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم اگه کسی بره دستشوئی روزه اش باطل میشه..
اعتراف میکنم به خیانت که در نبودنت با خیالت بوده ام!!
عصاره ی همه ی مهربانی ها را گرفتند و از ان مادر راساختند....
اگه طعم دنیا رو هم ما بزاریم اخرم دنیا به کامه یکی دیگست
اعتراف میکنم ینی هیچی واسم سخت تر ازون لحظه ای نیست ک صب پا میشم یادم میاد باس دل و روده ی سوسکی ک دیشب کشتمو از رو دمپایی پاک کنم...کمرم خم میشه... شرمنده رفقا عقب واستید............اووووووووووووق
اعتراف میکنم وقتی کوچیک بودم یکی از بزرگترین دغدغه های فکریم این بود که چرا ابی و گوگوش قبل از ترانه خوندنشون به نام خدا نمیگن :| کلاً فاز سرود داشتم :)))
اعتراف می کنم یه بار زنگ زدم 125 گفتم یه 110 بفرستید باقیشو آدامس بدید :) یعنی تا این حد ضایع بودم . آخرشم فوت می کردم طرف منو شناسایی نکنه .
آقا من اعتراف میکنم تا الان فکر میکردم فرزاد فرزین دو نفرن !
اعتراف میکنم اگه جریمه ی هر تقلب کردن ۱ دقیقه حبس بود ،من الان حبس ابد بودم:-|
اعتراف میکنم من دو جلسه رفتم تمرین پیانو تنها چیزی یادگرفتم,قوز نکن
اعتراف میکنم بچه که بودم فک میکردم هرچقد بیشر بشنویم گوشمون بیشتر اشغال تولید میکنه بعد سعی میکردم خیلی چیزارو نشنوم خخخخخ
اعتراف ميكنم بدبختي يعني اينكه بابات بهت بگه زودتر بخواب فردا صبح بايد پاشي بري نون بگيري و خوشبختي يعني مادرت بياد بگه نميخواد تو فريزر داريم!!!
اعتراف میکنم بچه مدرسه ای که بودم فکر میکردم وقتی وضو میگیریم باید خیس خیس نمازبخونیم واگه وضو خشک بشه باطل میشه!!
به بعضياهم بايدگف: عزيزمن سكوتم بخاطرشخصيت خودمه وگرنه توخيلي زيرسوالي...!
اکـثـــر آدمـهــایـی کــه میگـن مــن از دروغ متنـــفـرم ، در حـقــیـقـت از دروغ شـنــــیدن متنـفـــرند ، نـه از دروغ گفـتـن . . . !!!
همینجا اعتراف میکنم وقتی بچه بودم زنگ خونه ی خودمون رو میزدم در میرفتم بابام در رو باز میکرد میگفت کدوم پدر سگی بود زد؟من نمیدونم به من فحش میداد یا به خودش خخخخخخخخخخ
اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم اگه کسی بره دستشوئی روزه اش باطل میشه..
اعتراف میکنم به خیانت که در نبودنت با خیالت بوده ام!!
عصاره ی همه ی مهربانی ها را گرفتند و از ان مادر راساختند....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}