{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اعتراف میکنم هر وقت ی جا از بدنم زخم میشد یا درد میگرفت خودمو به بی خیالی میزدم و ی جوری قدرتمو نشون میدادم. خدا میدونه که تو وجودم داشتم زار میزدم و می مردم از درد!
اگه يــــــادت رفت بـــدان همـــيشه يکي خيلي بـــيادتـــــه خيلي ...!! . . جـنــــاب {عـــزرائــيل} را ميگـوئيم ...!!
برف ِ سفید روی ِ همه ی ِ چیزهای ِ رنگارنگ پرده می کشد ... ، لعنتی امّا ... پرده از روی ِ هر چه خاطره ی ِ رنگارنگ برمی دارد ...
اعتراف می کنم که بدترین غلط دنیا خوردن اشتباهی پرتغال بعد از مسواک زدنه لا مصصصصب بد طعمیه!!!!!!
قدرت خدا یعنی اینکه وقتی همه در ها به روت بسته شد و خیلی دیر رفتی پیش خدات تا کمکت کنه بعد چند ساعت بت زنگ بزنن بگن مشکلت حل شده.کاش مام مثل خودش هواشو پیش بنده هاش داشتیم
بـــه بـــعـــضـــیـــام بـــایـــد گـــفـــت : بـــه ارواح جـــدم ، نـــیـــســـتـــی در حـــدم .. :)
ما به هم نمیخوریم . . پول تو جیبی من . . پول پاستیل شماست
برف برای پوشاندن سیاهی بارید و از شرمساری آب شد...
وقتی برف میاد ما تو فکر برف بازی هستیم غافل از اینکه یکی باید با آب یخ ظرفها رو بشوره
بیاین اعتراف کنیم وقتی بچه بودیم حد اقل یک بار سعی کردیم ۵تا انگشتمونو روی ۵تا از کلیدای کیبرد کامپیوتر باهم نگه داریم.....
دعاهایمان با سقف گناهانمان برخورد میکند و دلمان را خوش میکنیم که صلاح نبود!
اعتراف میکنم ی بار دبستانی که بودم همسایمون اومد دم در زنگ زد منم بدو بدو با عجله رفتم درو باز کردم انقد هول شده بودم به جای سلام همین که درو باز کردم گفتم :الو؟...
اعتراف میکنم 10سال پیش اون بوته خار گنده ی تزئینی که وسط پذیرایی آتیش زدم آزمایش علوممون نبود! :-| بخدا هیچ دانشمندی راضی به سوختن خونه ی مردم نیس !
بـعـضــی وقـتــا فـکــر مـی کـنـم.... مـــرگ.... طـبـیـعــی تـریــن اتـفــاق عــادیـه کــه هــیـچ وقـت بـهــش عــادت نـمـی کـنــیــم...!!!
کاش میدانستیم ؛ امامی که از اعمالمان رضا نباشد را نمیتوان رضا خواند ... آقا ببخش ...
اعتراف میکنم که من هر موقع میرم استخر دستمو تا مچ میبرم میکنم تو اون لوله ای که آب با فشار وارد استخر میشه همچین اینکارو با ذوق عین اسکولا انجام میدم که حس پطروس بودن بهم دست میده
اعتراف میکنم هر وقت ی جا از بدنم زخم میشد یا درد میگرفت خودمو به بی خیالی میزدم و ی جوری قدرتمو نشون میدادم. خدا میدونه که تو وجودم داشتم زار میزدم و می مردم از درد!
اگه يــــــادت رفت بـــدان همـــيشه يکي خيلي بـــيادتـــــه خيلي ...!! . . جـنــــاب {عـــزرائــيل} را ميگـوئيم ...!!
برف ِ سفید روی ِ همه ی ِ چیزهای ِ رنگارنگ پرده می کشد ... ، لعنتی امّا ... پرده از روی ِ هر چه خاطره ی ِ رنگارنگ برمی دارد ...
اعتراف می کنم که بدترین غلط دنیا خوردن اشتباهی پرتغال بعد از مسواک زدنه لا مصصصصب بد طعمیه!!!!!!
قدرت خدا یعنی اینکه وقتی همه در ها به روت بسته شد و خیلی دیر رفتی پیش خدات تا کمکت کنه بعد چند ساعت بت زنگ بزنن بگن مشکلت حل شده.کاش مام مثل خودش هواشو پیش بنده هاش داشتیم
بـــه بـــعـــضـــیـــام بـــایـــد گـــفـــت : بـــه ارواح جـــدم ، نـــیـــســـتـــی در حـــدم .. :)
ما به هم نمیخوریم . . پول تو جیبی من . . پول پاستیل شماست
برف برای پوشاندن سیاهی بارید و از شرمساری آب شد...
وقتی برف میاد ما تو فکر برف بازی هستیم غافل از اینکه یکی باید با آب یخ ظرفها رو بشوره
بیاین اعتراف کنیم وقتی بچه بودیم حد اقل یک بار سعی کردیم ۵تا انگشتمونو روی ۵تا از کلیدای کیبرد کامپیوتر باهم نگه داریم.....
دعاهایمان با سقف گناهانمان برخورد میکند و دلمان را خوش میکنیم که صلاح نبود!
اعتراف میکنم ی بار دبستانی که بودم همسایمون اومد دم در زنگ زد منم بدو بدو با عجله رفتم درو باز کردم انقد هول شده بودم به جای سلام همین که درو باز کردم گفتم :الو؟...
اعتراف میکنم 10سال پیش اون بوته خار گنده ی تزئینی که وسط پذیرایی آتیش زدم آزمایش علوممون نبود! :-| بخدا هیچ دانشمندی راضی به سوختن خونه ی مردم نیس !
بـعـضــی وقـتــا فـکــر مـی کـنـم.... مـــرگ.... طـبـیـعــی تـریــن اتـفــاق عــادیـه کــه هــیـچ وقـت بـهــش عــادت نـمـی کـنــیــم...!!!
کاش میدانستیم ؛ امامی که از اعمالمان رضا نباشد را نمیتوان رضا خواند ... آقا ببخش ...
اعتراف میکنم که من هر موقع میرم استخر دستمو تا مچ میبرم میکنم تو اون لوله ای که آب با فشار وارد استخر میشه همچین اینکارو با ذوق عین اسکولا انجام میدم که حس پطروس بودن بهم دست میده
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}