{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
به سلامتی اونی که وقتی لبخند میزنه میشه غم کوه تو چشماش دید ولی دریای خندون لبهاش این کوه پنهان می کنه
در رفتن جان از بدن گویـــــــند هر نوعــــــی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
آدمها آنقدر زود عوض می شوند... آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است...
زندگی هیچوقت "اندازه " تن ما نشد حتی وقتیکه "خودمان" بریدیم و دوختیم...
بر هیچکس افسانه امید نخواندیم عمریست همان بی کسی ماست کس ما...!
در اغوش خدا گریستم تا نوازشم کندخداوند پرسید فرزندم پس حوایت کو؟ اشکهایم را پاک کردم وگفتم در اغوش دیگریست........
اگر وقت نداری با من صحبت کنی درکت می کنم, اگر وقت نداری مرا ببینی درکت می کنم, اگر وقت داری حالم را بپرسی دررکت می کنم, اما اگر, دیگر دوستت نداشتم, این بار نوبت توست که درکم کنی...
بــه سـلامـتـی لـبـخـنـدی کــه بـهـت کــمــک مـی کـنـه تـا بـرای هـمـه تـوضـیـح نـدی کــــه چــــقـــدر داغــــــونــــــــی......
دست بر شانه هايم ميزني تا "تنهايي" م را بتکاني ، به چه مي انديشي ؟ تکاندن برف از روي شانه آدم برفي
آدمیست دیگر...یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد ! دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور.... (حسین پناهی)
انسانیت غذا دادن به گدا نیست! وقتیکه اندازه آن گدا ،گرسنه باشی و غذایت را به او بدهی ، انسانی...
از بزرگي پرسيدن:خوش ميگذره؟ گفت: خوش ميگذره مال قديم بود. الان ديگه فقط خوشيم كه ميگذره.
در كنارم روز و شب بيتاب بود غافل از او چشم من در خواب بود تا شدم بيدار و مشتاق پدر او به خواب و چهره اش در "قاب"بود....
اینایی که بی دلیل میخندن، با مسخره بازیاشون همه رو میخندونن و دورشون همیشه شلوغه اینا رو اذیت نکنین اینا تو دلشون یه کوه غم دارن اینا خیلی تنهان
عـشـق چـه از در بـیـایـد .. چـه از در بــرود .. فـرقـی نـمـی کـنـد.. خـانه را حـتـمـا بـوی حـادثه پـر خـواهـد کـرد !
تنهـــــــــــا چیـــــز با کیفیت تو زنـــدگیـــمون درد بود که هر چقدر کشیــــدیـــم لامــصـــب پـــاره نشد!!
به سلامتی اونی که وقتی لبخند میزنه میشه غم کوه تو چشماش دید ولی دریای خندون لبهاش این کوه پنهان می کنه
در رفتن جان از بدن گویـــــــند هر نوعــــــی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
آدمها آنقدر زود عوض می شوند... آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است...
زندگی هیچوقت "اندازه " تن ما نشد حتی وقتیکه "خودمان" بریدیم و دوختیم...
بر هیچکس افسانه امید نخواندیم عمریست همان بی کسی ماست کس ما...!
در اغوش خدا گریستم تا نوازشم کندخداوند پرسید فرزندم پس حوایت کو؟ اشکهایم را پاک کردم وگفتم در اغوش دیگریست........
اگر وقت نداری با من صحبت کنی درکت می کنم, اگر وقت نداری مرا ببینی درکت می کنم, اگر وقت داری حالم را بپرسی دررکت می کنم, اما اگر, دیگر دوستت نداشتم, این بار نوبت توست که درکم کنی...
بــه سـلامـتـی لـبـخـنـدی کــه بـهـت کــمــک مـی کـنـه تـا بـرای هـمـه تـوضـیـح نـدی کــــه چــــقـــدر داغــــــونــــــــی......
دست بر شانه هايم ميزني تا "تنهايي" م را بتکاني ، به چه مي انديشي ؟ تکاندن برف از روي شانه آدم برفي
آدمیست دیگر...یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد ! دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور.... (حسین پناهی)
انسانیت غذا دادن به گدا نیست! وقتیکه اندازه آن گدا ،گرسنه باشی و غذایت را به او بدهی ، انسانی...
از بزرگي پرسيدن:خوش ميگذره؟ گفت: خوش ميگذره مال قديم بود. الان ديگه فقط خوشيم كه ميگذره.
در كنارم روز و شب بيتاب بود غافل از او چشم من در خواب بود تا شدم بيدار و مشتاق پدر او به خواب و چهره اش در "قاب"بود....
اینایی که بی دلیل میخندن، با مسخره بازیاشون همه رو میخندونن و دورشون همیشه شلوغه اینا رو اذیت نکنین اینا تو دلشون یه کوه غم دارن اینا خیلی تنهان
عـشـق چـه از در بـیـایـد .. چـه از در بــرود .. فـرقـی نـمـی کـنـد.. خـانه را حـتـمـا بـوی حـادثه پـر خـواهـد کـرد !
تنهـــــــــــا چیـــــز با کیفیت تو زنـــدگیـــمون درد بود که هر چقدر کشیــــدیـــم لامــصـــب پـــاره نشد!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}