{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
با این که همه میگن تو اونی نیستی که من میبینم و باید از تو دل بکنم حرفشنو باز به مسخره میگیرم و میگم <<لیلی را باید از چشم مجنون دید>> اونوقت تو ساده از من میگذری سر هیچ و پوچ
امروز خاطراتت را سوزاندم اما بوی خوش هیزمش بیقرارم کرد... "دلتنگت شدم"
مـدت هـاســت احــسـاس مـیکــنم کــر و لال شــدم . . !!! ایـن روزهـا صــدای احــسـاسـاتـم را فــقـط صــفـحـه ی کـیــــــــبـوردم مـی شــنود ... !!!
ای کاش شعورم مدرک داشت تا بلکه بعضیا به هوای مدرکشم که شده یادش میگرفتن..
کاش میشد آدم ها رو مثل اسکناس جلو نور گرفت و واقعی ها شو تشخیص داد!!!
رفاقت راازگرگ بیاموز! گرگ با همنوعان خود شکارمیکند.. خومیگیردوزندگی میکند ولی…. موقع خواب یک چشم خود رابازمیگذارد گویی گرگ معمای رفاقت راخوب درک کرده است......
حشمت فردوس: وقتی سایه ادم کوچیکا بزرگ میشه ینی افتاب داره غروب میکنه ن چیزه دیگه. دمت گرم با این دیالوگات
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی ، افسرده و دلتنگ چرا مثل منی من عاشق اویم که رنگم شده زرد ، تو عاشق کیستی که هم رنگ منی . . .
ما میگیم به هدف رسیدن مهم نیست ، مهم اینه که تموم تلاشتو برای رسیدن به هدفت بکنی . اما سهراب سپهری میگه : " ســاحــل بــهــونــســت ، رفــتــن رســیــدنــه "
گرگی دست به خودکشی زد و در وصیت خود نوشته بود پوستم را بسوزانید تا هیچوقت شغالی در ان نقش ما را بازی نکند تا نفرین بره ای پشت سرمان باشد.......
بـــــدی های من بخاطــــر بدی کـــردن نیست بخاطـــــر احساس شدید خوبــــی های بــــی حاصل است! فــــروغ فـــرخزاد
دیالوگ قشنگ فرید تو سریال اوای باران من نمیخوام صاحب ارزویی باشم که شیرینی تعبیرش برایکی دیگه اس
من دیوانه نیستم،فقط کمی تنهایم... همین چرا نگاه میکنی؟ تنها ندیده ای؟ به من نخند.من هم روزگاری عزیزدل کسی بودم...
ازادم های روی زمین چه انتظاری میشودداشت وقتی خود زمین هر روز خودش را دور میزند....... (اخخخخ دیسک کمرگرفتم خیلی سنگین بود)
تنهايم گذاشتي و تنهايت گذاشتند... آري.... اين است رسم دنيا.....
آدم فهمیده ای هستم ... چون یه عمر با آدم های نفهم زندگی کردم ...
با این که همه میگن تو اونی نیستی که من میبینم و باید از تو دل بکنم حرفشنو باز به مسخره میگیرم و میگم <<لیلی را باید از چشم مجنون دید>> اونوقت تو ساده از من میگذری سر هیچ و پوچ
امروز خاطراتت را سوزاندم اما بوی خوش هیزمش بیقرارم کرد... "دلتنگت شدم"
مـدت هـاســت احــسـاس مـیکــنم کــر و لال شــدم . . !!! ایـن روزهـا صــدای احــسـاسـاتـم را فــقـط صــفـحـه ی کـیــــــــبـوردم مـی شــنود ... !!!
ای کاش شعورم مدرک داشت تا بلکه بعضیا به هوای مدرکشم که شده یادش میگرفتن..
کاش میشد آدم ها رو مثل اسکناس جلو نور گرفت و واقعی ها شو تشخیص داد!!!
رفاقت راازگرگ بیاموز! گرگ با همنوعان خود شکارمیکند.. خومیگیردوزندگی میکند ولی…. موقع خواب یک چشم خود رابازمیگذارد گویی گرگ معمای رفاقت راخوب درک کرده است......
حشمت فردوس: وقتی سایه ادم کوچیکا بزرگ میشه ینی افتاب داره غروب میکنه ن چیزه دیگه. دمت گرم با این دیالوگات
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی ، افسرده و دلتنگ چرا مثل منی من عاشق اویم که رنگم شده زرد ، تو عاشق کیستی که هم رنگ منی . . .
ما میگیم به هدف رسیدن مهم نیست ، مهم اینه که تموم تلاشتو برای رسیدن به هدفت بکنی . اما سهراب سپهری میگه : " ســاحــل بــهــونــســت ، رفــتــن رســیــدنــه "
گرگی دست به خودکشی زد و در وصیت خود نوشته بود پوستم را بسوزانید تا هیچوقت شغالی در ان نقش ما را بازی نکند تا نفرین بره ای پشت سرمان باشد.......
بـــــدی های من بخاطــــر بدی کـــردن نیست بخاطـــــر احساس شدید خوبــــی های بــــی حاصل است! فــــروغ فـــرخزاد
دیالوگ قشنگ فرید تو سریال اوای باران من نمیخوام صاحب ارزویی باشم که شیرینی تعبیرش برایکی دیگه اس
من دیوانه نیستم،فقط کمی تنهایم... همین چرا نگاه میکنی؟ تنها ندیده ای؟ به من نخند.من هم روزگاری عزیزدل کسی بودم...
ازادم های روی زمین چه انتظاری میشودداشت وقتی خود زمین هر روز خودش را دور میزند....... (اخخخخ دیسک کمرگرفتم خیلی سنگین بود)
تنهايم گذاشتي و تنهايت گذاشتند... آري.... اين است رسم دنيا.....
آدم فهمیده ای هستم ... چون یه عمر با آدم های نفهم زندگی کردم ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}