{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خدایا.. قسمت وحکمتت باشد برای آنهایی که درکش میکنند.. برای منِ نفهم فقط معجزه کن.....
يادته زموستن ميرفتيم بيرون .... دورمو ميگرفتي كه باد و بارون بهم نخوره .... حالا خورشيدم دلش به حالم ميسوزه كه نيستي... گرماشو ازم گرفته... ولي خورشيد نميدونه بي تو سرده سردم...
یه سوال بپرسم راستشو میگی؟ . . . . . . . همین جمله نشون میده ماها به همدیگه اعتماد نداریم دائم فکر میکنیم که داریم به هم دروغ میگیم
دیگر نه طاقت و نه فرصت اشتباهی به بزرگی عشق را دارم ...
تاریکی را بهانه نکن،مدت هاست که بسته ای،چشمانی را که گاهی مرا هم میدید............
هـــمه چیــز از گریــه شـــــــروع شد... نــه ایــن داستـــان عـــاشـــقــانه نـــیست....شروعــم را میگویــم... یک زنــــــــدگـــــــــی لعـــــــنتــــی..
آسمان به آسمان، کوچه به کوچه، رویا به رویا ؛ هر جایی که مینگرم با منی اما باز هم تنها ترین تنهایم ...
دلم که برایت تنگ میشود رو میکنم به کاکتوس کنار تاقچه. کاکتوس به نظرم شکل توست بامزه و وحشتناک با همان تیغ ها کمی احساساتم را می خراشد ولی من میخندم.
کاش همونقدره که با خنده هامون میخندیدن، با گریه هامون گریه میکردن...
حالا که رفتنی شدی طبق گفته ات باشد قبول...لااقل این نکته را بدان:آهن قراضه ای که چنان گرم گرم در سینه می تپید... دلم بود نامهربان...
هــــر کـســــ يـا شـــــب ميميــــــرد يــــا روز ... ولي مـــنه بدبخت شبــــانـــــه روز !!! ...
دوستی ها کمرنگ،بی کسی ها پیداست… راست گفت سهراب آدم اینجا تنهاست!
وقتی ماسک های دروغین احساسی آدمها می افتد ، تو می مانی یک بغض گره کرده میان گلو
عادت ندارم خوب بودنمو برای کسی اثبات کنم ... ترجیح میدم برن تجربه کنن برگردن . بهلههههههه اینجوریاس :)
قصه ی من قصه ی اون بوته ی تشنه ی خشکه که بارون خنده هات سیرابش می کنه سیرابم کن .......
وقتی آدمها گریه می کنند برای آن نیست که ضعیف هستند برای آن است که مدت طولانی قوی بوده اند!
خدایا.. قسمت وحکمتت باشد برای آنهایی که درکش میکنند.. برای منِ نفهم فقط معجزه کن.....
يادته زموستن ميرفتيم بيرون .... دورمو ميگرفتي كه باد و بارون بهم نخوره .... حالا خورشيدم دلش به حالم ميسوزه كه نيستي... گرماشو ازم گرفته... ولي خورشيد نميدونه بي تو سرده سردم...
یه سوال بپرسم راستشو میگی؟ . . . . . . . همین جمله نشون میده ماها به همدیگه اعتماد نداریم دائم فکر میکنیم که داریم به هم دروغ میگیم
دیگر نه طاقت و نه فرصت اشتباهی به بزرگی عشق را دارم ...
تاریکی را بهانه نکن،مدت هاست که بسته ای،چشمانی را که گاهی مرا هم میدید............
هـــمه چیــز از گریــه شـــــــروع شد... نــه ایــن داستـــان عـــاشـــقــانه نـــیست....شروعــم را میگویــم... یک زنــــــــدگـــــــــی لعـــــــنتــــی..
آسمان به آسمان، کوچه به کوچه، رویا به رویا ؛ هر جایی که مینگرم با منی اما باز هم تنها ترین تنهایم ...
دلم که برایت تنگ میشود رو میکنم به کاکتوس کنار تاقچه. کاکتوس به نظرم شکل توست بامزه و وحشتناک با همان تیغ ها کمی احساساتم را می خراشد ولی من میخندم.
کاش همونقدره که با خنده هامون میخندیدن، با گریه هامون گریه میکردن...
حالا که رفتنی شدی طبق گفته ات باشد قبول...لااقل این نکته را بدان:آهن قراضه ای که چنان گرم گرم در سینه می تپید... دلم بود نامهربان...
هــــر کـســــ يـا شـــــب ميميــــــرد يــــا روز ... ولي مـــنه بدبخت شبــــانـــــه روز !!! ...
دوستی ها کمرنگ،بی کسی ها پیداست… راست گفت سهراب آدم اینجا تنهاست!
وقتی ماسک های دروغین احساسی آدمها می افتد ، تو می مانی یک بغض گره کرده میان گلو
عادت ندارم خوب بودنمو برای کسی اثبات کنم ... ترجیح میدم برن تجربه کنن برگردن . بهلههههههه اینجوریاس :)
قصه ی من قصه ی اون بوته ی تشنه ی خشکه که بارون خنده هات سیرابش می کنه سیرابم کن .......
وقتی آدمها گریه می کنند برای آن نیست که ضعیف هستند برای آن است که مدت طولانی قوی بوده اند!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}