{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دیگر پنجره را باز نخواهم کرد نمیخواهم باد ب جای دست های تو مرا نوازش کند...تو خیانت کری اما من اهلش نیستم...ن پنجره هارا باز نخواهم کرد پشت پنجره های بسته منتظرت خواهم ماند برگرد
مزرعه که درو شد، کلاغ هم رفت، بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود که برای نیازش تنهایی اش را پر کرده بود...
خـــــــــدایا قـبح گـناه را در نـگاه مـان مـریـز ! مـارا گـرفتار تـوجیه وتـلبیس شیطان مـساز آنـچنان کـه وجـدانـمان مُعطّل بـمانـد و حـقیقت از مـا رو بـگردانـد . . .
همیشه که آدم کم نمی آورد ... ، گاهی زیاد می آورد ... ، غم از سر و روی َش ... از حدقه ی ِ چشمان َ ش بیرون می زند ...
اگر توجه مان را به چیزی جلب کنیم که ازآن وحشت داریم. بطور قطع همان بلایی راکه از آن می ترسیم،به سرمان می آید.
خصلت فردا… دیر بودن آنست… همین امروز… باید دوستت بدارم …
لیـــاقـــت چـیزیـه کـــ خیلیا ندارن! خــیــــلــیـــا... بیــشتـر مواقـعـم تـنـهـایـی مـا أ بـی لـیـاقـتـی بـقـیس...!
چرا هرچی که خوبه زودتموم میشه تورواز دوردیدن ارزوم میشه واقعا چرا
به لطف حرمت خاطر هامون نگو همیشه یاد من میمونی که نه من مثل اون روزام نه تو دیگه برای من همونی
چون از او گشتی ، همه چیز از تو گشت چون از او گشتی ، همه چیز از تو گشت
جانم به لبم میرسد وقتی تو بر خلاف میل باطنی ات میگویی دوستم نداری . . . و منتظر میشوی تا با عصبانیت خاص خودم بگویم بخوای نخوای مال خودمی
شاید سرنوشت تنهایی منو می خواست.اما یادمو تو هیچ وقت تنهایمو نمی خواستی...
↯خــــــــــوزستــــــــــان↯ دَر خــــــــــاکِ بی توجهــــــــــی،مَدفــــــــــون شد ⇦وَطَنــــــــــم⇨ تو آســــــــــوده بــــــــــاش.....√√√√√√√√
همیشه آنکه میرود...کمی از مارا با خود میبرد...
بلاتکلیفـــم مـثل کتـاب فـراموش شــده ای که روی نـیمکت یک پارک سـوت و کور بـادِ دیـوانه نـخوانده ورقش میـزند هـــــر ورقـــــش بــیت بــیت غــزلش قـصــه ی غصــه ی مـن....
آدم دلتنگ حرف مفت حالیش نمیشه... بس براش فلسفه نبافید لطفا.....
دیگر پنجره را باز نخواهم کرد نمیخواهم باد ب جای دست های تو مرا نوازش کند...تو خیانت کری اما من اهلش نیستم...ن پنجره هارا باز نخواهم کرد پشت پنجره های بسته منتظرت خواهم ماند برگرد
مزرعه که درو شد، کلاغ هم رفت، بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود که برای نیازش تنهایی اش را پر کرده بود...
خـــــــــدایا قـبح گـناه را در نـگاه مـان مـریـز ! مـارا گـرفتار تـوجیه وتـلبیس شیطان مـساز آنـچنان کـه وجـدانـمان مُعطّل بـمانـد و حـقیقت از مـا رو بـگردانـد . . .
همیشه که آدم کم نمی آورد ... ، گاهی زیاد می آورد ... ، غم از سر و روی َش ... از حدقه ی ِ چشمان َ ش بیرون می زند ...
اگر توجه مان را به چیزی جلب کنیم که ازآن وحشت داریم. بطور قطع همان بلایی راکه از آن می ترسیم،به سرمان می آید.
خصلت فردا… دیر بودن آنست… همین امروز… باید دوستت بدارم …
لیـــاقـــت چـیزیـه کـــ خیلیا ندارن! خــیــــلــیـــا... بیــشتـر مواقـعـم تـنـهـایـی مـا أ بـی لـیـاقـتـی بـقـیس...!
چرا هرچی که خوبه زودتموم میشه تورواز دوردیدن ارزوم میشه واقعا چرا
به لطف حرمت خاطر هامون نگو همیشه یاد من میمونی که نه من مثل اون روزام نه تو دیگه برای من همونی
چون از او گشتی ، همه چیز از تو گشت چون از او گشتی ، همه چیز از تو گشت
جانم به لبم میرسد وقتی تو بر خلاف میل باطنی ات میگویی دوستم نداری . . . و منتظر میشوی تا با عصبانیت خاص خودم بگویم بخوای نخوای مال خودمی
شاید سرنوشت تنهایی منو می خواست.اما یادمو تو هیچ وقت تنهایمو نمی خواستی...
↯خــــــــــوزستــــــــــان↯ دَر خــــــــــاکِ بی توجهــــــــــی،مَدفــــــــــون شد ⇦وَطَنــــــــــم⇨ تو آســــــــــوده بــــــــــاش.....√√√√√√√√
همیشه آنکه میرود...کمی از مارا با خود میبرد...
بلاتکلیفـــم مـثل کتـاب فـراموش شــده ای که روی نـیمکت یک پارک سـوت و کور بـادِ دیـوانه نـخوانده ورقش میـزند هـــــر ورقـــــش بــیت بــیت غــزلش قـصــه ی غصــه ی مـن....
آدم دلتنگ حرف مفت حالیش نمیشه... بس براش فلسفه نبافید لطفا.....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}