{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بیچاره من داشتم پاشو یه اش می کردم ...اما ندانستم که از تب دیگری میسوزد
می خواهم با همین قلب ناقص دوستت بدارم زندگی کنم و این بار مراقبم از هر اتفاق عاشقانه ای که بیفتد عکس بردارم...
گاﻫـــــــــﯽ ﺷﺎﯾــــــﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷــــــﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒـــــﺮﯾﻢ ﯾﺎﺩ ﻫـــــﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾــــــــﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸــــﺎن ﺑﻮﺩﻧﻤـــــﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨـــﺪ !
علی شریعتی میگ و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت من میگم و قسم ب روزی ک خدایت دلت را بشکند و هیچ مرهمی نداشته باشی.هه
نه اینکه زانو زده باشم...نه!! تنهایی خیلی سنگین است...
یه روزی میاد که بعدش دیگه مهم نیست فردایی در کار هست یا نه اون روز روزیه که مــ♥ـــادرت و پــــ♥ـــدرت پیشت نیستن
خصلت آدمها اينست؛اگر ازآنها دوري كنيد به شما نزديک ميشوند... اگر اين مفهوم را در رگ هايت جاري كني... دیگر تنها نخواهي ماند!
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﻧﺸﻮ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻧﮑﻦ ، ﺣﺘﯽ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻨﺖ ...! ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﻞ ﺑﺰﻧﯽ ، ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﻪ ﮐﺮﻡ ﺗﻮﺵ ﭘﯿﺪﺍ می کنی ...
سرنوشتم مانند قليون شد... تا كه طعم داشتم با من بودند... از طعم كه افتادم... گفتند: سوخت... بريم...!!!
گرگها در سیاهی شب زخمهایشان را لیس میزنند ... تا وانمود کنند که التیام یافته اند ...
دیر آمدی ببین چه عشق بازیه باشکوه میان من و موریانه های قبرستان . . .
در تنہائیت مراقب آدمہائی ک نزدیک میشوند باش... گاھی دورتر از این حرفایند!
تو خیالم یه نفر هست ک هیچوقت تنهام نمیزاره.. اون دقیقا همون کسیه ک تو واقعیت تنهام گذاشت..
ﺍﻣﯿﺪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺸﺮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻧﺪﻩ.
آدم ِ تنها که شاخ و دُم ندارد ولی ... تنهائی اتفاقن شاخ و دُم دارد ... ، پا روی دُم َش بگذاری با شاخ های َش لت و پاره ات می کند ...
ســـــــلامـــتـی دخـــدری که پــسر مورد علاقش اومد خواستگاریش امــــا شرط گذاشت که باید چادرشو بـــذاره زمینــو و اون دخـــدر . . . یـــادگار خانوم فاطمه زهـــرا (س) رو انتخاب کرد! :)
بیچاره من داشتم پاشو یه اش می کردم ...اما ندانستم که از تب دیگری میسوزد
می خواهم با همین قلب ناقص دوستت بدارم زندگی کنم و این بار مراقبم از هر اتفاق عاشقانه ای که بیفتد عکس بردارم...
گاﻫـــــــــﯽ ﺷﺎﯾــــــﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷــــــﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒـــــﺮﯾﻢ ﯾﺎﺩ ﻫـــــﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾــــــــﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸــــﺎن ﺑﻮﺩﻧﻤـــــﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨـــﺪ !
علی شریعتی میگ و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت من میگم و قسم ب روزی ک خدایت دلت را بشکند و هیچ مرهمی نداشته باشی.هه
نه اینکه زانو زده باشم...نه!! تنهایی خیلی سنگین است...
یه روزی میاد که بعدش دیگه مهم نیست فردایی در کار هست یا نه اون روز روزیه که مــ♥ـــادرت و پــــ♥ـــدرت پیشت نیستن
خصلت آدمها اينست؛اگر ازآنها دوري كنيد به شما نزديک ميشوند... اگر اين مفهوم را در رگ هايت جاري كني... دیگر تنها نخواهي ماند!
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﻧﺸﻮ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻧﮑﻦ ، ﺣﺘﯽ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻨﺖ ...! ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﻞ ﺑﺰﻧﯽ ، ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﻪ ﮐﺮﻡ ﺗﻮﺵ ﭘﯿﺪﺍ می کنی ...
سرنوشتم مانند قليون شد... تا كه طعم داشتم با من بودند... از طعم كه افتادم... گفتند: سوخت... بريم...!!!
گرگها در سیاهی شب زخمهایشان را لیس میزنند ... تا وانمود کنند که التیام یافته اند ...
دیر آمدی ببین چه عشق بازیه باشکوه میان من و موریانه های قبرستان . . .
در تنہائیت مراقب آدمہائی ک نزدیک میشوند باش... گاھی دورتر از این حرفایند!
تو خیالم یه نفر هست ک هیچوقت تنهام نمیزاره.. اون دقیقا همون کسیه ک تو واقعیت تنهام گذاشت..
ﺍﻣﯿﺪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺸﺮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻧﺪﻩ.
آدم ِ تنها که شاخ و دُم ندارد ولی ... تنهائی اتفاقن شاخ و دُم دارد ... ، پا روی دُم َش بگذاری با شاخ های َش لت و پاره ات می کند ...
ســـــــلامـــتـی دخـــدری که پــسر مورد علاقش اومد خواستگاریش امــــا شرط گذاشت که باید چادرشو بـــذاره زمینــو و اون دخـــدر . . . یـــادگار خانوم فاطمه زهـــرا (س) رو انتخاب کرد! :)
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}