{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بـگـو چـی شـد ایـن جـدایـی بـیـنِ مـا فـاصـلـه انـداخـت ... بـاورم نـمـیـشـه قـلـبـم بـا یـه دنـیـا عـاشـقـی بـاخـت ...
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ ﻭ ﻋﻘﺪﻩ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﺑﺮ ﻧﺦ ﺣﺴﺮﺗﻬﺎ ﻣﻲ ﭼﻴﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﮏ ﺗﮑﺸﺎﻥ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻧﻢ ﺁﻧﻬﻢ ﺑﻪ ﺣﺮﻣﺖ ِ ﺩﻝ ِ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ..
حس خوشحالی کنونی ام را دنیا به من نداده که حالا بخواهد آن را از من بگیرد "شرلی کیسر"
حس چوب های مصنوعی شومینه را دارم... میسوزم و تمام نمی شوم...!!!
خــیــلــی بــــده احــســاس کـــنـــی ... مـــــثــــــــل دارویـــــــی ... فــقـــط وقــــت نــیــاز ازت اســتـفاده کنند ...
هرچیزی زمانی دارد نفسمم که باشی دیربرسی. . من رفته ام. . .
وقتی راه میرم سرم را پایین میگیرم که نکند دلم جایی گیر کند.یکبار دل دادم و دل کندم احساس پیری میکنم.دست از سرم بردار اینبار دل بکنم میمیرم.
تنها خدا میداند "بهترین" در زندگی ات چگو نه معنا میشود.من آن بهترین را برایت آرزو میکنم.
از درخت پرسیدم چه شد که پیرشدی؟گفت وقتی رفتی یارت بادیگری زیره سایه ام می نشست وبه تو می خندید...
آرامشــی می خواهم خلوتــی می خواهم تــو باشی و من هم در کنار تو تو سکوت کنــی و مــن گوش کنم به سکوتت !
تنهایی ن نوشته میشود نه خوانده بغض میشود گریه میشود دردبی درمان میشود..........
صبح اتفاق قشنگی است.بیخودی نیست که گنجشکها شلوغش میکنند..پس صدا بزن خدارا که امروز روز توست .. .. به شرط لبخندت ٬بخند تو در آغوش خدایی
دلم تنگ می شود برای حرف زدنت و برای تکیه کلامهایت که نمی دانستی فقط کلام تو نبود،من هم به آنها تکیه داده بودم …
سر را به زمین چه مینهی بهر نماز؟ ان را بر زمین بنه ک در سر داری! . . . بیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود بهتر ز داغ مهر از سر ریا نام خدا نبردن از ان به ک زیر لب بهر فریب خلق بگویی خدا خدا!
خداوندا تمام کسانی را که در غیابم بدی هایم را گفتند ببخش من هم آنها را بخشیده ام چون میدانم تو بخشنده ای و می خواهم ذره ای به تو نزدیکتر شوم
دلم ازدوریش سوراخ شد...دوختمش حالاتنگ شد...
بـگـو چـی شـد ایـن جـدایـی بـیـنِ مـا فـاصـلـه انـداخـت ... بـاورم نـمـیـشـه قـلـبـم بـا یـه دنـیـا عـاشـقـی بـاخـت ...
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ ﻭ ﻋﻘﺪﻩ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﺑﺮ ﻧﺦ ﺣﺴﺮﺗﻬﺎ ﻣﻲ ﭼﻴﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﮏ ﺗﮑﺸﺎﻥ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻧﻢ ﺁﻧﻬﻢ ﺑﻪ ﺣﺮﻣﺖ ِ ﺩﻝ ِ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ..
حس خوشحالی کنونی ام را دنیا به من نداده که حالا بخواهد آن را از من بگیرد "شرلی کیسر"
حس چوب های مصنوعی شومینه را دارم... میسوزم و تمام نمی شوم...!!!
خــیــلــی بــــده احــســاس کـــنـــی ... مـــــثــــــــل دارویـــــــی ... فــقـــط وقــــت نــیــاز ازت اســتـفاده کنند ...
هرچیزی زمانی دارد نفسمم که باشی دیربرسی. . من رفته ام. . .
وقتی راه میرم سرم را پایین میگیرم که نکند دلم جایی گیر کند.یکبار دل دادم و دل کندم احساس پیری میکنم.دست از سرم بردار اینبار دل بکنم میمیرم.
تنها خدا میداند "بهترین" در زندگی ات چگو نه معنا میشود.من آن بهترین را برایت آرزو میکنم.
از درخت پرسیدم چه شد که پیرشدی؟گفت وقتی رفتی یارت بادیگری زیره سایه ام می نشست وبه تو می خندید...
آرامشــی می خواهم خلوتــی می خواهم تــو باشی و من هم در کنار تو تو سکوت کنــی و مــن گوش کنم به سکوتت !
تنهایی ن نوشته میشود نه خوانده بغض میشود گریه میشود دردبی درمان میشود..........
صبح اتفاق قشنگی است.بیخودی نیست که گنجشکها شلوغش میکنند..پس صدا بزن خدارا که امروز روز توست .. .. به شرط لبخندت ٬بخند تو در آغوش خدایی
دلم تنگ می شود برای حرف زدنت و برای تکیه کلامهایت که نمی دانستی فقط کلام تو نبود،من هم به آنها تکیه داده بودم …
سر را به زمین چه مینهی بهر نماز؟ ان را بر زمین بنه ک در سر داری! . . . بیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود بهتر ز داغ مهر از سر ریا نام خدا نبردن از ان به ک زیر لب بهر فریب خلق بگویی خدا خدا!
خداوندا تمام کسانی را که در غیابم بدی هایم را گفتند ببخش من هم آنها را بخشیده ام چون میدانم تو بخشنده ای و می خواهم ذره ای به تو نزدیکتر شوم
دلم ازدوریش سوراخ شد...دوختمش حالاتنگ شد...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}