{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
برگشتت همان قدر محال است که خیال میکردم رفتنت...
خدايا... سريال تنهاييامو تموم كن...مردم كه هيچ ،ديگه خودمم ازطولاني بودنش خسته شدم...
گاهی میان بی رحمی هایت محبت کنی بد نیست . . . نگذار روزی که جدا شدیم خجالت زده ی خاطرهایم باشی...
از تنها بودنم راضی نیستم.. ولی راضیم که با خیلیا نیستم.
مادرم... دیدن موهای سپیدت دلم را میلرزاند عاشقانه برایت مینویسم دوستت دارم :(
به خدا نزدیک تری اگر قبل از اینکه بیفتی گوشه بیمارستان سرتو بالا بکنی و بگی خدایا بخاطر این تن سالم یه عالمه شکر
خداوندا آنقدر دلم را وسعت بده تا نیازم فقط تو باشى،نه بنده ى تو...
بعضی حرفارو نه میشه به کسی گفت . . نه ازش چــــــــــیزی حتی تـــوو فضایِ مجازی نوشت . . فقط باید توو خلوت به خــــــــدا بگی . . چون بعدا هــــچوقت به روت نمیاره . .
میرم تا درآغوش خاک آرام بگیرم وتمام خاطراتمان را به خاک بسپارم ..چون دیگربعده تو پناهی بهتراز آغوش خاک ندارم...!
دختـــــران سرزمینم... شرمنده ام که من باید حرفی بزنم و تو نشنیده بگیری...
غُصه م گرفته... واسه اینکه کلاسایِ دانشگاه داره شروع میشه... آخه لحظه به لحظه،تویِ دانشگاه؛باهاش خاطره داشتم...!!!
سـکوت ... مــاه ... و مـردمـکِ سـیـاهِ چـشمانِ شـب ؛ در خـیالـم قـدم مـی زنـی و کـتانی هـایـت بـویِ آسمـان مـی گـیـرنـد ...
من خیلی “ با احساسم ” ولی یادت نره ؛ تنفرم یه حسه . . . !
به عزیزی گفتم: صبح به خیر... در پاسخم گفت: عاقبتت بخیر به وجد آمدم از پاسخش... چه دعایی...! من برای او خیری خواستم به کوتاهی یک صبح و او خیری برای من خواست به بلندای یک سرنوشت... " عاقبتتون بخير "
وقتی خواب ... برای ِ فرار از بیداری باشد ... تمام شده ای ...
از همین حرف های ساده, بغلی بابونه چیده ام . می گویند کسی بر انحنای رود.... قصه از خواب پریان می گوید.
برگشتت همان قدر محال است که خیال میکردم رفتنت...
خدايا... سريال تنهاييامو تموم كن...مردم كه هيچ ،ديگه خودمم ازطولاني بودنش خسته شدم...
گاهی میان بی رحمی هایت محبت کنی بد نیست . . . نگذار روزی که جدا شدیم خجالت زده ی خاطرهایم باشی...
از تنها بودنم راضی نیستم.. ولی راضیم که با خیلیا نیستم.
مادرم... دیدن موهای سپیدت دلم را میلرزاند عاشقانه برایت مینویسم دوستت دارم :(
به خدا نزدیک تری اگر قبل از اینکه بیفتی گوشه بیمارستان سرتو بالا بکنی و بگی خدایا بخاطر این تن سالم یه عالمه شکر
خداوندا آنقدر دلم را وسعت بده تا نیازم فقط تو باشى،نه بنده ى تو...
بعضی حرفارو نه میشه به کسی گفت . . نه ازش چــــــــــیزی حتی تـــوو فضایِ مجازی نوشت . . فقط باید توو خلوت به خــــــــدا بگی . . چون بعدا هــــچوقت به روت نمیاره . .
میرم تا درآغوش خاک آرام بگیرم وتمام خاطراتمان را به خاک بسپارم ..چون دیگربعده تو پناهی بهتراز آغوش خاک ندارم...!
دختـــــران سرزمینم... شرمنده ام که من باید حرفی بزنم و تو نشنیده بگیری...
غُصه م گرفته... واسه اینکه کلاسایِ دانشگاه داره شروع میشه... آخه لحظه به لحظه،تویِ دانشگاه؛باهاش خاطره داشتم...!!!
سـکوت ... مــاه ... و مـردمـکِ سـیـاهِ چـشمانِ شـب ؛ در خـیالـم قـدم مـی زنـی و کـتانی هـایـت بـویِ آسمـان مـی گـیـرنـد ...
من خیلی “ با احساسم ” ولی یادت نره ؛ تنفرم یه حسه . . . !
به عزیزی گفتم: صبح به خیر... در پاسخم گفت: عاقبتت بخیر به وجد آمدم از پاسخش... چه دعایی...! من برای او خیری خواستم به کوتاهی یک صبح و او خیری برای من خواست به بلندای یک سرنوشت... " عاقبتتون بخير "
وقتی خواب ... برای ِ فرار از بیداری باشد ... تمام شده ای ...
از همین حرف های ساده, بغلی بابونه چیده ام . می گویند کسی بر انحنای رود.... قصه از خواب پریان می گوید.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}