{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دلنوشته دلم برایت می سوزد فکر می کنی کسی به اندازه من دوستت خواهد داشت
یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!! پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !
بودنت را دوست داشتم.... وقتي مرا در بر ميگرفتي... و به آغوشت ميفشردي و وادارم ميكردي كه به هيچ چيز فكر نكنم...
تــو اگــر مانــدنــی بــودی بــا یــکی از قبــلی هــا مــانــده بــودی .... !!!
رفتنم دلیل بر بد بودن تو نیست من راه را اشتباهی آمده ام
مادر دانش آموزِ اومده مدرسه....معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین....میگه تو خونه؟ پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی ! اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !!!
هزار هم از این دنده به آن دنده بشوی فایده ندارد .... این تخت خواب آغوش کم دارد!!!
وقتی با یک دست نقابشان را نگه میدارند و با دست دیگر کلاه برسرم میگذارند انتظار زیادیست که بخواهم نوازشم کنند!
تنهایی یعنی من یه موبایل دارم که نمیدونم آهنگ زنگش چیه!؟
به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم (ستاد مبارزه با پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)
رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم ، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پَ نه پَ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!
چقدر تلخه ک با لب خندون بری جلوی آینه..ولی بعده چن دقیقه،با گریه ازش فاصله بگیری...
با دوستم توى خيابون داشتيم ميرفتيم،مأمور راهنمائی و رانندگى داشت يكى رو جريمه ميكرد دوستم به راننده گفت داره جريمه ت ميكنه؟ گفتم پ نه پ داره باهاش احوال پرسى ميكنه
بعضى وقتا دردت اونقدر شخصى مى شه که باخودتم حرف نمى زنى.
یارو اومده مغازه یه حوله برداشته میگه آقا اینا حوله ست؟ میگم پ ن پ نون بربریه ، کنجدی هم دارم !
تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا میکردم مثل هرکول دودستی کمدمو تو بغل میگرفتم جابجاش میکردم مادرم از راه رسید پرسید کمدتو جابجا میکنی؟ گفتم پ ن پ دلش گرفته بود بغلش کردم دلداریش بدم !
دلنوشته دلم برایت می سوزد فکر می کنی کسی به اندازه من دوستت خواهد داشت
یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!! پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !
بودنت را دوست داشتم.... وقتي مرا در بر ميگرفتي... و به آغوشت ميفشردي و وادارم ميكردي كه به هيچ چيز فكر نكنم...
تــو اگــر مانــدنــی بــودی بــا یــکی از قبــلی هــا مــانــده بــودی .... !!!
رفتنم دلیل بر بد بودن تو نیست من راه را اشتباهی آمده ام
مادر دانش آموزِ اومده مدرسه....معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین....میگه تو خونه؟ پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی ! اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !!!
هزار هم از این دنده به آن دنده بشوی فایده ندارد .... این تخت خواب آغوش کم دارد!!!
وقتی با یک دست نقابشان را نگه میدارند و با دست دیگر کلاه برسرم میگذارند انتظار زیادیست که بخواهم نوازشم کنند!
تنهایی یعنی من یه موبایل دارم که نمیدونم آهنگ زنگش چیه!؟
به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم (ستاد مبارزه با پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)
رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم ، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پَ نه پَ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!
چقدر تلخه ک با لب خندون بری جلوی آینه..ولی بعده چن دقیقه،با گریه ازش فاصله بگیری...
با دوستم توى خيابون داشتيم ميرفتيم،مأمور راهنمائی و رانندگى داشت يكى رو جريمه ميكرد دوستم به راننده گفت داره جريمه ت ميكنه؟ گفتم پ نه پ داره باهاش احوال پرسى ميكنه
بعضى وقتا دردت اونقدر شخصى مى شه که باخودتم حرف نمى زنى.
یارو اومده مغازه یه حوله برداشته میگه آقا اینا حوله ست؟ میگم پ ن پ نون بربریه ، کنجدی هم دارم !
تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا میکردم مثل هرکول دودستی کمدمو تو بغل میگرفتم جابجاش میکردم مادرم از راه رسید پرسید کمدتو جابجا میکنی؟ گفتم پ ن پ دلش گرفته بود بغلش کردم دلداریش بدم !
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}