{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ساعت دوازده شب چنان برفی اومد كه نگو، بعد یهو ابرا رفتن برفا آب شد، كم مونده بود خورشیدم نصفه شبی طلوع كنه!
ازون جاهایی که احتمالشو میدم رد شه یا شاید اون جا باشه.... چنان چشامو گرد میکنم تا شاید...ببینم اون دوتا چشم "جادویی" رو
اونی که از "رفیقش" زخم میخوره...یه زخم نخورده انگار معنی تموم زخمای دنیارو میدونه....
همه میگن کاش برمیگشتیم بچگی منم میگم ولی میترسم دیگه بچگیم اون بچگی نشه..لعنت ب همه روزایی ک قدر چیزی رو ک داریم نمیدونیم........
همه ي خودم را مال تو كرده ام چقدر دنياي تو بزرگ است كه... هنوز از تنهايي سخن ميگويي! چقدر كم هستم...!:(
امـشـب بـاز پـسـتـچـى پـیـر مـحـلـه ى مـا نـیـومـد ... یـا بـایـد خـونـمـونـو عـوض کـنـم یـا پـسـتـچـى رو , تـو کـه هـر روز بـرام نـامـه مـیـنـویـسـى ... مـگـه نـه ؟!
رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه!
من سرِ قولم هستما!! گفته بودی میخوام هر روز صداتو بشنوم . . . هه!!!من هر روز شمارتو میگیرم،ولی تا میخواد بوق بخوره . . . قطع میکنم،چون منتظرِ شنیدنِ صدام نیستی . . .
دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم!
از یارو می پرسن نخست وزیر به انگلیسی چی می شه؟ می گه :First And Under !!!
حالا پیشِ این همه آدم شرمنده شدم،به درک!!! ولی جوابِ دِلَمو چی بدم؟؟؟ من،تو رو به دلم قول داده بودم بی انصاف -_-
غضنفر روشنفکر میشه پشه ها دور سرش جمع میشن !
هه!!! هیچوقت فکر نمیکردم تو حسرتِ شنیدنِ صدات بمونم . . . حتی وقتایی که عصبانی بودی!!! کاشکی یه بار دیگه،با بداخلاقی،باهام حرف میزدی و دعوام میکردی!!!
سخت است... درک کردن کسی که غم هایش را خودش میداند و دلش...!
دل نده! به آدم ها... تو که از خدایشان عاشق تر نیستی.. آنها خدای خود را به نیمه نانی می فروشند... و تو را به نیمه شبی.....!
سؤال خفن امتحان تاريخ : احمد شاه قاجار را فقط نام ببريد؟
ساعت دوازده شب چنان برفی اومد كه نگو، بعد یهو ابرا رفتن برفا آب شد، كم مونده بود خورشیدم نصفه شبی طلوع كنه!
ازون جاهایی که احتمالشو میدم رد شه یا شاید اون جا باشه.... چنان چشامو گرد میکنم تا شاید...ببینم اون دوتا چشم "جادویی" رو
اونی که از "رفیقش" زخم میخوره...یه زخم نخورده انگار معنی تموم زخمای دنیارو میدونه....
همه میگن کاش برمیگشتیم بچگی منم میگم ولی میترسم دیگه بچگیم اون بچگی نشه..لعنت ب همه روزایی ک قدر چیزی رو ک داریم نمیدونیم........
همه ي خودم را مال تو كرده ام چقدر دنياي تو بزرگ است كه... هنوز از تنهايي سخن ميگويي! چقدر كم هستم...!:(
امـشـب بـاز پـسـتـچـى پـیـر مـحـلـه ى مـا نـیـومـد ... یـا بـایـد خـونـمـونـو عـوض کـنـم یـا پـسـتـچـى رو , تـو کـه هـر روز بـرام نـامـه مـیـنـویـسـى ... مـگـه نـه ؟!
رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه!
من سرِ قولم هستما!! گفته بودی میخوام هر روز صداتو بشنوم . . . هه!!!من هر روز شمارتو میگیرم،ولی تا میخواد بوق بخوره . . . قطع میکنم،چون منتظرِ شنیدنِ صدام نیستی . . .
دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم!
از یارو می پرسن نخست وزیر به انگلیسی چی می شه؟ می گه :First And Under !!!
حالا پیشِ این همه آدم شرمنده شدم،به درک!!! ولی جوابِ دِلَمو چی بدم؟؟؟ من،تو رو به دلم قول داده بودم بی انصاف -_-
غضنفر روشنفکر میشه پشه ها دور سرش جمع میشن !
هه!!! هیچوقت فکر نمیکردم تو حسرتِ شنیدنِ صدات بمونم . . . حتی وقتایی که عصبانی بودی!!! کاشکی یه بار دیگه،با بداخلاقی،باهام حرف میزدی و دعوام میکردی!!!
سخت است... درک کردن کسی که غم هایش را خودش میداند و دلش...!
دل نده! به آدم ها... تو که از خدایشان عاشق تر نیستی.. آنها خدای خود را به نیمه نانی می فروشند... و تو را به نیمه شبی.....!
سؤال خفن امتحان تاريخ : احمد شاه قاجار را فقط نام ببريد؟
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}