{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یه روز یه چینیرو دار میزنن میشه دارچین.
پیر زنه تموم دندوناشو میکشه فقط یه دونه رو میذاره.میگن چرا یه دونه گذاشتی؟؟؟میگه میخوام چادرمو باها...
اولی : علت مرگ برادر معتادت چه بود ؟ دومی : والا علت زندگی برادرم هم معلوم نبود تا چه برسه به علت مرگش !
به غضنفر ميگن حج چطوربودميگه شهرتميز،فضاعالي،هتل باكلاس،يه جاي زيارتي هم داشت كه شلوغ بود مانرفتيم
تو سیب سرخ كدامین درخت پرتقالی كه هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من . (شاعر: غضنفر )
غضنفر سر صف توالت بوده،یکی میاد میگه : عمو میشه اول من برم کارم سرپاییه.غضنفر میگه مگه من میخوام بستری شم.!!
همین روز است گداها سر چهارراه با دستگاه کارتخوان بیان سراغمون
بيست سوالي غضنفر: -جانداره -نه الهي...چرامرده؟
*از شما چه پنهون* این شهر با تموم تنهاییش یه چیزو یادم داد. . . . "باید تا میتونم دست تو دست خدا بذارم"
مرده زنده میشه و همه فرار می کنن. بعد از یکی دو دقیقه غضنفر داد می زنه: برگردید برگردید، نترسید، کشتمش !!!
همه گفتند:"او"که رفت زندگی کن ولی..... کسی درک نکرد که "او" خود زندگـــــي ام بود...
من از اینکه تو خوشبختی نه ارومم نه دلگیرم.. یه جوری زخم خوردم که نه میمیرم نه میمونم .. یه عمر با خودم میگم خدا رو شکر که خوشبخته.. خدا رو شکر خوشبختی چقدر این گفتنش سخته..
ﮔــــﺎﻫــــﯽ ﺩﻟﻢ ﺑــﺮﺍﯼ ﺯﻣـــﺎﻧﯽ ﮐــﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻤﺖ ﺗﻨـــﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ…
من یک دخترم ... مرا پریشانی موهایت نه! مرا ته ریش خسته ات دیوانه میکند ...
من ايستاده ام،قطار دارد ميرود..تو از پشت شيشه ي پنجره ي قطار،دست تكان ميدهي... چقدر از كار تو تعجب ميكنم!!!!! كسي براي جنازه كه دست تكان نميدهد........
شما هم یادتونه بچه که بودیم تو تشت لباس شویی حمام میکردیم
یه روز یه چینیرو دار میزنن میشه دارچین.
پیر زنه تموم دندوناشو میکشه فقط یه دونه رو میذاره.میگن چرا یه دونه گذاشتی؟؟؟میگه میخوام چادرمو باها...
اولی : علت مرگ برادر معتادت چه بود ؟ دومی : والا علت زندگی برادرم هم معلوم نبود تا چه برسه به علت مرگش !
به غضنفر ميگن حج چطوربودميگه شهرتميز،فضاعالي،هتل باكلاس،يه جاي زيارتي هم داشت كه شلوغ بود مانرفتيم
تو سیب سرخ كدامین درخت پرتقالی كه هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من . (شاعر: غضنفر )
غضنفر سر صف توالت بوده،یکی میاد میگه : عمو میشه اول من برم کارم سرپاییه.غضنفر میگه مگه من میخوام بستری شم.!!
همین روز است گداها سر چهارراه با دستگاه کارتخوان بیان سراغمون
بيست سوالي غضنفر: -جانداره -نه الهي...چرامرده؟
*از شما چه پنهون* این شهر با تموم تنهاییش یه چیزو یادم داد. . . . "باید تا میتونم دست تو دست خدا بذارم"
مرده زنده میشه و همه فرار می کنن. بعد از یکی دو دقیقه غضنفر داد می زنه: برگردید برگردید، نترسید، کشتمش !!!
همه گفتند:"او"که رفت زندگی کن ولی..... کسی درک نکرد که "او" خود زندگـــــي ام بود...
من از اینکه تو خوشبختی نه ارومم نه دلگیرم.. یه جوری زخم خوردم که نه میمیرم نه میمونم .. یه عمر با خودم میگم خدا رو شکر که خوشبخته.. خدا رو شکر خوشبختی چقدر این گفتنش سخته..
ﮔــــﺎﻫــــﯽ ﺩﻟﻢ ﺑــﺮﺍﯼ ﺯﻣـــﺎﻧﯽ ﮐــﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻤﺖ ﺗﻨـــﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ…
من یک دخترم ... مرا پریشانی موهایت نه! مرا ته ریش خسته ات دیوانه میکند ...
من ايستاده ام،قطار دارد ميرود..تو از پشت شيشه ي پنجره ي قطار،دست تكان ميدهي... چقدر از كار تو تعجب ميكنم!!!!! كسي براي جنازه كه دست تكان نميدهد........
شما هم یادتونه بچه که بودیم تو تشت لباس شویی حمام میکردیم
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}