{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
غضنفر سر صف توالت بوده،یکی میاد میگه : عمو میشه اول من برم کارم سرپاییه.غضنفر میگه مگه من میخوام بستری شم.!!
تنهــــایـــی،آدم را حشــــره شنـــــاس میکــــند! ... حتـــی نـــایـــاب تــــریـــن عنکبــــوت هــــای دنیــــا هــــم در اتــــاق مــــن،تـــــار تنیـــــده انــــد!!!
باران ميبارد مهمه جا خيس است...چشمان خيسم را كجا آويزان كنم؟
ايـــن روزهـــا "پـشـــتـم" فـقــط بــه شـوفـــاژ اتــاقـــم گـرمـــه... :)
با آرامش رفتم سمتش، اما اون پرنده مهاجری بود که نمی دونستم، وقتی کوچ کرد و رفت، ساکت و آروم ازش خداحافظی کردم
شما هم یادتونه بچه که بودیم تو تشت لباس شویی حمام میکردیم
دكتر به غضنفرميگه چرا اين همه قاشق تو معدته؟ غضنفر ميگه: خود گفتي روز دو قاشق بخور
غضنفر میره رستوران میگه:جوجه دارین؟ گارسون : آره میگه :دونش بدین نمیره!!!
به دلم گفتم:آن یوسفی که به کنعانش بازگشت استثنا بود؛ تو غمت را بخور...
هرکی میپرسه حالمو میگم همه چیز عالیه هیشکی نمیدونه چقد جای تو اینجا خالیه
به یارو میگن چرا دور دهانت مگس جمع میشه؟ میگه آخه لهجم شیرینه!!!
تـــنهایی یعنی هنوزم دوســـــش داری . . . . ولی حق نــــداری بهش نزدیک بشی ! چــــون اون دیگه تنها نیـــست . . . .
دختر بچه: روسِت دارم . . . ! پسر بچه:مثه آدم بزرگا؟! دختر بچه: نه . . . راستکی . . . !
کسی رو که میدونی یه روزی میره و تنهات میزاره، هر چه زودتر راهی کن.. آره؛با رفتنش دآغون میشی.. اما!با موندنش تباهت میکنه.. پس بزار بره...
اوج تنهایم را وقتی فهمیدم که جز بلیط فروش ترمینال کسی نگفت “سفرت به خیر”
ياد گرفتم دستانم كه يخ زد.... ديگر دستهاي كسي را نگيرم... جيبهاي ماندني ترند...
غضنفر سر صف توالت بوده،یکی میاد میگه : عمو میشه اول من برم کارم سرپاییه.غضنفر میگه مگه من میخوام بستری شم.!!
تنهــــایـــی،آدم را حشــــره شنـــــاس میکــــند! ... حتـــی نـــایـــاب تــــریـــن عنکبــــوت هــــای دنیــــا هــــم در اتــــاق مــــن،تـــــار تنیـــــده انــــد!!!
باران ميبارد مهمه جا خيس است...چشمان خيسم را كجا آويزان كنم؟
ايـــن روزهـــا "پـشـــتـم" فـقــط بــه شـوفـــاژ اتــاقـــم گـرمـــه... :)
با آرامش رفتم سمتش، اما اون پرنده مهاجری بود که نمی دونستم، وقتی کوچ کرد و رفت، ساکت و آروم ازش خداحافظی کردم
شما هم یادتونه بچه که بودیم تو تشت لباس شویی حمام میکردیم
دكتر به غضنفرميگه چرا اين همه قاشق تو معدته؟ غضنفر ميگه: خود گفتي روز دو قاشق بخور
غضنفر میره رستوران میگه:جوجه دارین؟ گارسون : آره میگه :دونش بدین نمیره!!!
به دلم گفتم:آن یوسفی که به کنعانش بازگشت استثنا بود؛ تو غمت را بخور...
هرکی میپرسه حالمو میگم همه چیز عالیه هیشکی نمیدونه چقد جای تو اینجا خالیه
به یارو میگن چرا دور دهانت مگس جمع میشه؟ میگه آخه لهجم شیرینه!!!
تـــنهایی یعنی هنوزم دوســـــش داری . . . . ولی حق نــــداری بهش نزدیک بشی ! چــــون اون دیگه تنها نیـــست . . . .
دختر بچه: روسِت دارم . . . ! پسر بچه:مثه آدم بزرگا؟! دختر بچه: نه . . . راستکی . . . !
کسی رو که میدونی یه روزی میره و تنهات میزاره، هر چه زودتر راهی کن.. آره؛با رفتنش دآغون میشی.. اما!با موندنش تباهت میکنه.. پس بزار بره...
اوج تنهایم را وقتی فهمیدم که جز بلیط فروش ترمینال کسی نگفت “سفرت به خیر”
ياد گرفتم دستانم كه يخ زد.... ديگر دستهاي كسي را نگيرم... جيبهاي ماندني ترند...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}