{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
مــــن چیــــزهای ســــاده را دوســــت دارم کتــــاب را...تنهــــایی را... یـــا بـــودن بـــا کســــی کــــه تــــو را مــــی فهمــــد!
ماشینو روشن کردم راه افتادم میگه درب خودرو باز است میگم توام که فقط همینو بلدی میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای بیام واست ببندمش
عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود
اومدم در یخچالو باز میکنم دنبال غذا مامانم میگه گشنته؟ پَـــ نَ پَــــ اومدم ببینم کی هی چراغ این تو رو خاموش روشن می کنه!
رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟ گفتم پَـــ نَ پَـــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم
دردها درمن همانند گرگ پیری است! خسته ازجنگهای پی درپی، درگوشه ای از غاری نشسته" وزخمهای خود را میلیسد!!
امروز رفتم ارایشگاه یارو میگه اومدی موهاتو کوتاه کنی منم گفتو پ ن پ اومده قیچیتو قرض بگیرم واسه جلد کتابام
کاش دوستت دارم ھایم را باور میکردے... ببین الان ھم تو اذیتے ھم من....
به منشي شرکتمون ميگم برو تو پروگرام فايل ميگه کامپيوترو روشن کنم ؟ :| گفتم پـــ نه پـــ , چند تا سوراخ پشت کيس گذاشتن از اونجا سعي کن وارد بشي :D
بگذار قلم را به غزل بسپارم ، شاید گره ای باز شود از کارم ، پرسید مگر تو هم غزل میگویی؟؟؟ گفتم پـــ نـــ پـــ فقط رباعی دارم....
از یاد … از دست … از حال … از رو … از بین … به خودت که می آیی می بینی رفته ای !
رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: زنته؟ میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه!
مامانم پشت ایفون : می خوای بیای تو؟ من : بله مامان (طرح مبارزه با پ ن پ گروه فرزندان صالح)
میـــــشنوی؟؟؟؟ دیگر صدای نفسم نمی آید...!! به دار کشیده مرا بغض نبودنت....
به بابام میگم موجودی حسابت چقدره؟ میگه چیه بازم پول میخوای ؟ پ ن پ میخوام ببینم چقدر دیگه با بیل گیتس فاصله داریم!!!
مامانم چندتا تار مو سفید بین موهام دیده میگه ای وای موهات سفید شده!؟؟ پ ن پ چندتاشون شکسته بودن گچ گرفتمشون!!!
مــــن چیــــزهای ســــاده را دوســــت دارم کتــــاب را...تنهــــایی را... یـــا بـــودن بـــا کســــی کــــه تــــو را مــــی فهمــــد!
ماشینو روشن کردم راه افتادم میگه درب خودرو باز است میگم توام که فقط همینو بلدی میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای بیام واست ببندمش
عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود
اومدم در یخچالو باز میکنم دنبال غذا مامانم میگه گشنته؟ پَـــ نَ پَــــ اومدم ببینم کی هی چراغ این تو رو خاموش روشن می کنه!
رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟ گفتم پَـــ نَ پَـــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم
دردها درمن همانند گرگ پیری است! خسته ازجنگهای پی درپی، درگوشه ای از غاری نشسته" وزخمهای خود را میلیسد!!
امروز رفتم ارایشگاه یارو میگه اومدی موهاتو کوتاه کنی منم گفتو پ ن پ اومده قیچیتو قرض بگیرم واسه جلد کتابام
کاش دوستت دارم ھایم را باور میکردے... ببین الان ھم تو اذیتے ھم من....
به منشي شرکتمون ميگم برو تو پروگرام فايل ميگه کامپيوترو روشن کنم ؟ :| گفتم پـــ نه پـــ , چند تا سوراخ پشت کيس گذاشتن از اونجا سعي کن وارد بشي :D
بگذار قلم را به غزل بسپارم ، شاید گره ای باز شود از کارم ، پرسید مگر تو هم غزل میگویی؟؟؟ گفتم پـــ نـــ پـــ فقط رباعی دارم....
از یاد … از دست … از حال … از رو … از بین … به خودت که می آیی می بینی رفته ای !
رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: زنته؟ میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه!
مامانم پشت ایفون : می خوای بیای تو؟ من : بله مامان (طرح مبارزه با پ ن پ گروه فرزندان صالح)
میـــــشنوی؟؟؟؟ دیگر صدای نفسم نمی آید...!! به دار کشیده مرا بغض نبودنت....
به بابام میگم موجودی حسابت چقدره؟ میگه چیه بازم پول میخوای ؟ پ ن پ میخوام ببینم چقدر دیگه با بیل گیتس فاصله داریم!!!
مامانم چندتا تار مو سفید بین موهام دیده میگه ای وای موهات سفید شده!؟؟ پ ن پ چندتاشون شکسته بودن گچ گرفتمشون!!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}