{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
هنوز هرلحظه افکارش رهایم نمیکنند. چقدر سخت است مجبورم، باید برای حفظ آرامشم از بوی عطر تو نفس بکشم تا باور نکنم رفته باشی برای همیشه. برای همیشه واقعا؟
داشتم از مغازمون(عطاری) میومدم یه دفعه یه مشتری منو در حالی که کلیدو تو در خونه فرو میبردم دید گفت: سلام خونتون اینجاست؟ گفتم پ ن پ مییایم اینجا دزدی داروها
شرم دارم به مادرم بگویم: آن که به خاطرش قلبت را شکستم....... تنهایم گذاشت......
رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!
تو جوري عاشقي كن كه نفهمم "عشق كوتاهه"
یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین دوستم میگه : معتاده؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه
به پسر خالم ميگم عينك شنا داري ميگه ميخواي بري استخر ميگم پ ن پ عينك افتابي ندارم ميخوام عينك شنا بزنم
رفتم توماهی فروشی به فروشنده میگم اقا یه ماهی غزل الا بدید میگه:واسه خوردن میخاید ?میگم. پ ن پ اومدم واکسن هاریشو بزنم
من به خواب خشکسالی دلخوشم هیچ کس تنهاییم را سر نزد با سکوت این حوالی دلخوشم
ساعت 7ونيم صبح رفتم دنبال دوستم كه بريم دانشگاه. درزدم اومده بم ميگه بريم دانشگاه؟؟؟؟ گفتم "پ ن پ" از اول صبحي دلتنگ صورت نحست شدم اومدم ديدنت(*__^)
بعضي حس ها گفتني نيستند قورت دادني اند درست مثل همان حسي كه گفتم ميروم تا برايش عزيز شوم...! در را برايم باز كرد.! حس كردم پيش تر از اين ها منتظر رفتنم بود، واين حس از آن قورت دادني ها بود....
رفتم مغازه میگم cd دارید؟ میگه خام؟ پ ن پ تنوری باشه با قارچ و پنیر!!!!
از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خوابم خودمو زدم به بیداری ////سهـــــ.... نقطهـــــ...
از تنهاییت دلگیر نباش... و هیچ وقت آن را با کسی قسمت نکن مردم این شهر تن/ها دادند تا تنها نمانند...
بہ یارو میگن امروز رفتہ بودے دانشگاہ؟ میگہ پہ نہ پہ رفتہ بودم کمیتہ . . .
....خیلی چیزهارانمی دانم ↳ ولی این راسالهاست خوب می دانم ↳ هرشب تنهایی وفراموشی....
هنوز هرلحظه افکارش رهایم نمیکنند. چقدر سخت است مجبورم، باید برای حفظ آرامشم از بوی عطر تو نفس بکشم تا باور نکنم رفته باشی برای همیشه. برای همیشه واقعا؟
داشتم از مغازمون(عطاری) میومدم یه دفعه یه مشتری منو در حالی که کلیدو تو در خونه فرو میبردم دید گفت: سلام خونتون اینجاست؟ گفتم پ ن پ مییایم اینجا دزدی داروها
شرم دارم به مادرم بگویم: آن که به خاطرش قلبت را شکستم....... تنهایم گذاشت......
رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!
تو جوري عاشقي كن كه نفهمم "عشق كوتاهه"
یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین دوستم میگه : معتاده؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه
به پسر خالم ميگم عينك شنا داري ميگه ميخواي بري استخر ميگم پ ن پ عينك افتابي ندارم ميخوام عينك شنا بزنم
رفتم توماهی فروشی به فروشنده میگم اقا یه ماهی غزل الا بدید میگه:واسه خوردن میخاید ?میگم. پ ن پ اومدم واکسن هاریشو بزنم
من به خواب خشکسالی دلخوشم هیچ کس تنهاییم را سر نزد با سکوت این حوالی دلخوشم
ساعت 7ونيم صبح رفتم دنبال دوستم كه بريم دانشگاه. درزدم اومده بم ميگه بريم دانشگاه؟؟؟؟ گفتم "پ ن پ" از اول صبحي دلتنگ صورت نحست شدم اومدم ديدنت(*__^)
بعضي حس ها گفتني نيستند قورت دادني اند درست مثل همان حسي كه گفتم ميروم تا برايش عزيز شوم...! در را برايم باز كرد.! حس كردم پيش تر از اين ها منتظر رفتنم بود، واين حس از آن قورت دادني ها بود....
رفتم مغازه میگم cd دارید؟ میگه خام؟ پ ن پ تنوری باشه با قارچ و پنیر!!!!
از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خوابم خودمو زدم به بیداری ////سهـــــ.... نقطهـــــ...
از تنهاییت دلگیر نباش... و هیچ وقت آن را با کسی قسمت نکن مردم این شهر تن/ها دادند تا تنها نمانند...
بہ یارو میگن امروز رفتہ بودے دانشگاہ؟ میگہ پہ نہ پہ رفتہ بودم کمیتہ . . .
....خیلی چیزهارانمی دانم ↳ ولی این راسالهاست خوب می دانم ↳ هرشب تنهایی وفراموشی....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}