{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
وقتـــــی که از چشــــم تو افتــــادم دیگـــــه هیـــــــچ افتادنــی سقــــوط نیستــــــ....
به سلامتی همه اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن وگرنه بهتر از ما رو، همه دوست دارن.
ای کاش می شد سکوتم رو ترجمه می کردند دیگه مجبور نبودم به سوال تکراریشون جواب بدم که... چرا ساکتی؟؟؟؟
به سلامتي مترسک.......... که با لبخندي به پهناي وجودش........ و دستهايي باز به فراخي آرزويش........... در حسرت يک آغوش گرم جان داد ..........
چه بی منطق ب چشمات میشه عادت کرد... توی دستای تو باید، ب "ســیــــــگار"هم حسادت کرد...!
آدمهاي اطرافم مثل جمعه هستند!! معلوم نيست زوجند يا فرد؛ پراز ابهامند!!
غم تنهایی اسیرت میکنه تا بیای بفهمی پیرت میکنه ...
بیا قرار بگذاریم که . . . هیچ وقت با هم قرار ی نداشته باشیم ! بگذار همیشه اتفاق بیافتد ! این طور بهتر است من هر لحظه منتظر اتفاقم ! منتظر ِ یک اتفاق که " تــــو " را به " مـن " برساند.
ازحرف مردم دلگيرنشو، بعضى ها نيش زدن طبيعتشونه، سالهاست به هواى بارانى مى گويند هواى خراب.
يادتون سر كلاس تخته پاك كن رو خيس ميكرديم ميكشيديم رو تخته فكر ميكرديم خيلى تميز شد....! بعد كه تخته خشك ميشد ميديدم چه گندى زديم الان همين حس رو نسبت به زندگى دارم
دلم یک اتفاق ... نه ! یک معجزه می خواهد دستی که سرم را به شانه ی تو برساند و ... ببارم همه ی این روزها را ...!
حرفش راساده گفت! من لايق تونيستم! نميدانم خواست لياقتم را به من يادآوري كندياخيانت خودش راتوجيح!!
ساکت که میشینی میذارن پای جواب نداشتنت، عمرا بفهمن داری جون می کنی تا حرمت هارو نگه داری...
برای سفر به گذشته ... نیازی به ماشین زمان ندارم من خـستــه با یـک نخ سیـــــــــــــــــــگار و چند پـُـکـــ عمیق هر روز به گــذشتــه سفر میکنم
افسانه هارارهاكن! دوري ودوستي كدام است؟؟ فاصله هايندكه عشق را ميبلعند...من اگرنباشم...! ديگرىجايم راپرميكند.... به همين سادگي!!
پر از اشک ولی می خندم به سختی به قول فروغ که می گفت: شهامت می خواد سرد باشی و گرم بخندی.
وقتـــــی که از چشــــم تو افتــــادم دیگـــــه هیـــــــچ افتادنــی سقــــوط نیستــــــ....
به سلامتی همه اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن وگرنه بهتر از ما رو، همه دوست دارن.
ای کاش می شد سکوتم رو ترجمه می کردند دیگه مجبور نبودم به سوال تکراریشون جواب بدم که... چرا ساکتی؟؟؟؟
به سلامتي مترسک.......... که با لبخندي به پهناي وجودش........ و دستهايي باز به فراخي آرزويش........... در حسرت يک آغوش گرم جان داد ..........
چه بی منطق ب چشمات میشه عادت کرد... توی دستای تو باید، ب "ســیــــــگار"هم حسادت کرد...!
آدمهاي اطرافم مثل جمعه هستند!! معلوم نيست زوجند يا فرد؛ پراز ابهامند!!
غم تنهایی اسیرت میکنه تا بیای بفهمی پیرت میکنه ...
بیا قرار بگذاریم که . . . هیچ وقت با هم قرار ی نداشته باشیم ! بگذار همیشه اتفاق بیافتد ! این طور بهتر است من هر لحظه منتظر اتفاقم ! منتظر ِ یک اتفاق که " تــــو " را به " مـن " برساند.
ازحرف مردم دلگيرنشو، بعضى ها نيش زدن طبيعتشونه، سالهاست به هواى بارانى مى گويند هواى خراب.
يادتون سر كلاس تخته پاك كن رو خيس ميكرديم ميكشيديم رو تخته فكر ميكرديم خيلى تميز شد....! بعد كه تخته خشك ميشد ميديدم چه گندى زديم الان همين حس رو نسبت به زندگى دارم
دلم یک اتفاق ... نه ! یک معجزه می خواهد دستی که سرم را به شانه ی تو برساند و ... ببارم همه ی این روزها را ...!
حرفش راساده گفت! من لايق تونيستم! نميدانم خواست لياقتم را به من يادآوري كندياخيانت خودش راتوجيح!!
ساکت که میشینی میذارن پای جواب نداشتنت، عمرا بفهمن داری جون می کنی تا حرمت هارو نگه داری...
برای سفر به گذشته ... نیازی به ماشین زمان ندارم من خـستــه با یـک نخ سیـــــــــــــــــــگار و چند پـُـکـــ عمیق هر روز به گــذشتــه سفر میکنم
افسانه هارارهاكن! دوري ودوستي كدام است؟؟ فاصله هايندكه عشق را ميبلعند...من اگرنباشم...! ديگرىجايم راپرميكند.... به همين سادگي!!
پر از اشک ولی می خندم به سختی به قول فروغ که می گفت: شهامت می خواد سرد باشی و گرم بخندی.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}