{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
قصه ی عشق وزندگی این است: پرسه در کوچه های تکراری شعرهایی برای ننوشتن خوابگاهی برای بیداری....!!!!
سخـت اسـت ببـازی تمــــام احســاس پاکـت را و هنــوز نفهمــیده بـاشی اصـلا ”دوســتت داشـــت”...؟
براي هرجرمي يه قانوني وجودداره، تخلف رانندگي جريمه داره،عاشقي تاوان داره،قتل ديه داره، اما... شكستن دل هيچ جريمه وتاوان وديه اي نداره!
میدونی شباهت غضنفر با تاب چیه؟ هر دوشون تاب دارن
وقتي سگها در بيابان از گرگها رشوه مي گيرند و مترسكها در مزارع با كلاغها تباني ميكنند از وفاداري ادمها چه انتظاريست...
این روزها که می گذرد یک ترانه تلخ قصه ی تنهایی های مرا می سراید سمفونی گوش خراشی است روزهاست پنبه دگر فایده ندارد ......باید باور کنم
راز دل با یار محرم هم نباید باز گفت/ روزی آن محرم اگر بیگانه شد تکلیف چیست...؟
شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!
این روزا حس صفری رو دارم که قبل از عدد میاد ... بودنم هیچ لزومی نداره !!!
شما یادتون نمیاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم !
ميزبان ستاره ها باش امشب،دستان دعاگوي حق را بگير در دستانت و روي شب به سپيدي صبح قلم بزن و بنويس كه ببخش ما خطاكار نبوديم..
بعضيـــــا عددي نبـــودند و مــــا به تــــوان رسونديمشــــان
متنفرم . . . . از این تصمیم گرفتن های یک طرفه . . . از این "رفتن های به خاطر خودت " از این آدم هایی که "به نام من "وبه کام خود "عمل" میکنند . . .
تو نيزشنيدي...؟؟؟ وقتي تبر وارد جنگل شد،همه ي درختان يكصدا فرياد زدند: " نگاه كنيد..دسته اش از جنس ماست!!! "
آنان كه به زين اسب خود مي نازند در وقت مسابقه چرامي بازند؟ دنيا كه شبيه كوچه ي بن بست است بانعل شكسته پس كجامي تازند؟
عزيز بودن ساده نيست امتيازيست كه تو در دلم داري و ديگران ندارند.
قصه ی عشق وزندگی این است: پرسه در کوچه های تکراری شعرهایی برای ننوشتن خوابگاهی برای بیداری....!!!!
سخـت اسـت ببـازی تمــــام احســاس پاکـت را و هنــوز نفهمــیده بـاشی اصـلا ”دوســتت داشـــت”...؟
براي هرجرمي يه قانوني وجودداره، تخلف رانندگي جريمه داره،عاشقي تاوان داره،قتل ديه داره، اما... شكستن دل هيچ جريمه وتاوان وديه اي نداره!
میدونی شباهت غضنفر با تاب چیه؟ هر دوشون تاب دارن
وقتي سگها در بيابان از گرگها رشوه مي گيرند و مترسكها در مزارع با كلاغها تباني ميكنند از وفاداري ادمها چه انتظاريست...
این روزها که می گذرد یک ترانه تلخ قصه ی تنهایی های مرا می سراید سمفونی گوش خراشی است روزهاست پنبه دگر فایده ندارد ......باید باور کنم
راز دل با یار محرم هم نباید باز گفت/ روزی آن محرم اگر بیگانه شد تکلیف چیست...؟
شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!
این روزا حس صفری رو دارم که قبل از عدد میاد ... بودنم هیچ لزومی نداره !!!
شما یادتون نمیاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم !
ميزبان ستاره ها باش امشب،دستان دعاگوي حق را بگير در دستانت و روي شب به سپيدي صبح قلم بزن و بنويس كه ببخش ما خطاكار نبوديم..
بعضيـــــا عددي نبـــودند و مــــا به تــــوان رسونديمشــــان
متنفرم . . . . از این تصمیم گرفتن های یک طرفه . . . از این "رفتن های به خاطر خودت " از این آدم هایی که "به نام من "وبه کام خود "عمل" میکنند . . .
تو نيزشنيدي...؟؟؟ وقتي تبر وارد جنگل شد،همه ي درختان يكصدا فرياد زدند: " نگاه كنيد..دسته اش از جنس ماست!!! "
آنان كه به زين اسب خود مي نازند در وقت مسابقه چرامي بازند؟ دنيا كه شبيه كوچه ي بن بست است بانعل شكسته پس كجامي تازند؟
عزيز بودن ساده نيست امتيازيست كه تو در دلم داري و ديگران ندارند.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}