{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بـسـلامـتـــے هَـمـﮧ کَـسـآیـــے ڪــ بــاهــاشــون عـیــن ڪَـفـــــ ـ בسـت بـوבیــم امــا اونـــا بـاهـامـــون عـیـن انـگـشـت شـسـت بــوבن ....
گردیدی دنیابرایت مفهومی ندارد تحمل کن شایدخودت دنیای کسی باشی
وقتی شیری با آمدن لاشخور ها طعمه اش را رها میکند... نشان ترس نیست! بلکه باورش این است که طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد...
دلم سفر میخواهد نه برای رسیدن.... فقط برای رفتن.....
تکیه کن بر شانه هایم شاخه نیلوفرینم تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم...
چقدر سفت شده پدالِ دوچرخه ی دونفره ی دوستیمان... یا من خسته ام یا شیب زیاد شده... شاید هم تو دیگر رکاب نمیزنی...
گاهی در ندانستن امیدیست که در دانستن نیست...
میگن در روز قیامت تمام اعضای بدن به حرف می آیند... خداکند دلم لال شود..... چون طاقت اشک های خدارا ندارم... اینم اولین پستم..
كاش يه سري آدما مثل پينوكيو چوبي بودن، حداقل اميد به آدم شدنشون بود
خبرفوری: به علت کمبودمردواقعی امسال روزمردمجددروززن اعلام میشود!!
خیلی دلم واسه خودم سوخت..... وقتی جواب همه احساس وعشقم شد یه جمله و کوبید تو صورتم..... مگه چیزی بین ما بوده؟؟؟
کفش هایت رابه من قرض میدهی?میخواهم بدانم تنهاگذاشتنم چه حسی دارد.
کجای بازی ما اشتباه بود که تو هم بازی من نیستی و من هنوز گرگم به هوای تو..
يا درست حرف بزن يا عاقلانه سکوت کن...
آخر حکایتم شنیدنیست... من عاشق او بودم و او عاشق او....!!!
منتظر فردای خیالی نباش... سهمت را از شادی های زندگی... همین امروز بگیر.
بـسـلامـتـــے هَـمـﮧ کَـسـآیـــے ڪــ بــاهــاشــون عـیــن ڪَـفـــــ ـ בسـت بـوבیــم امــا اونـــا بـاهـامـــون عـیـن انـگـشـت شـسـت بــوבن ....
گردیدی دنیابرایت مفهومی ندارد تحمل کن شایدخودت دنیای کسی باشی
وقتی شیری با آمدن لاشخور ها طعمه اش را رها میکند... نشان ترس نیست! بلکه باورش این است که طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد...
دلم سفر میخواهد نه برای رسیدن.... فقط برای رفتن.....
تکیه کن بر شانه هایم شاخه نیلوفرینم تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم...
چقدر سفت شده پدالِ دوچرخه ی دونفره ی دوستیمان... یا من خسته ام یا شیب زیاد شده... شاید هم تو دیگر رکاب نمیزنی...
گاهی در ندانستن امیدیست که در دانستن نیست...
میگن در روز قیامت تمام اعضای بدن به حرف می آیند... خداکند دلم لال شود..... چون طاقت اشک های خدارا ندارم... اینم اولین پستم..
كاش يه سري آدما مثل پينوكيو چوبي بودن، حداقل اميد به آدم شدنشون بود
خبرفوری: به علت کمبودمردواقعی امسال روزمردمجددروززن اعلام میشود!!
خیلی دلم واسه خودم سوخت..... وقتی جواب همه احساس وعشقم شد یه جمله و کوبید تو صورتم..... مگه چیزی بین ما بوده؟؟؟
کفش هایت رابه من قرض میدهی?میخواهم بدانم تنهاگذاشتنم چه حسی دارد.
کجای بازی ما اشتباه بود که تو هم بازی من نیستی و من هنوز گرگم به هوای تو..
يا درست حرف بزن يا عاقلانه سکوت کن...
آخر حکایتم شنیدنیست... من عاشق او بودم و او عاشق او....!!!
منتظر فردای خیالی نباش... سهمت را از شادی های زندگی... همین امروز بگیر.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}