{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اس ام اس رسید ، عمو قلی دید، هیشکی ندید ، میرزا خندید ، گربه پرید؟ اقا مجید اهی کشید وقتی وحید از راه رسید پرید یه رادیو خرید بعدشم از اخبار شنید. این اخبار سر کاری بید ، رفت و خوابید
فاميل دور:راه رفتـنـی را، باید رفت! در بستنی را، بــــاید بست! پسر عمه زا: در بستنی رو باید لیسید...! :)))
«فقط یک بار به تو میگویم دوستت دارم» چون خوب نیست آدم زیاد دروغ بگه!
پشمک خریدیم روش نوشته بود ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﺣﺎﺟﯽ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺣﺎﺟﯽ ﺣﺴﻦ ﻭﺟﺪﺍﻧﺎً ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﺗﻮ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﯿﻮﻓﺘن ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺸﻤﮏ ...!
اگه به جاى کباب برگ هوس نیمرو مى کردم الان تو یخچال به جاى تخم مرغ کباب برگ داشتیم!
آرزو مینکم بتونی ته دل مردم را ببینی و صدای دلشون را بشنوی و به دلشون آرامش بدی درست مثل سنگ توالت
لعنت به این شانس! الآن نشستم با هر دینی حساب کردم دیدم میرم جهنم
هیچ وقت از مخالفت واظهار عقیدم نترسیدم چون کوچیکتر کی بودم بابام میگفت بادبادک موقعی بالا میره که خلاف جهت باد باشه
خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ولي پورو نشو !
دوست دارم الان یکی بغلم کنه بگه: چته دیوونه؟ بیا این یه نخ سیگار رو بکش... من هم بگم پاشو برو گمشو آشغال ناباب! خیلی صحنه آموزنده و ملودرامی می شه.
یه ماشین لباسشویى داشتیم انقد تکون میخورد که بنده ى خدا همزمان هم لباس میشست هم تو خونه قدم میزد !
اگه خسته اي: به من تكيه كن اگه تنهايي: بيا پيشم اگه بي پناهي: پناهتم اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد
من نمیدونـم بعضی دخترا چرا اِنقـدِ حسّاسن …!!! اسمشو به جایِ مریم ، مهسا صدا کردم … قهـر کرد رفت … !!!
وقتی وارد دلم شدی، احساس کردم آتش در وجودم شعله ور شد. ای فلفل!
پوست گوجه ها تو حلقم اگه دروغ بگم عاغاما امشب املت خوردیم من که میخوام تو عروسیم املت بدم به مهمونا اخه از کباب گرون تر در میاد ما اینیم دیگه باید ابرو داری کنم ...
دستان پسرک می لرزید... چشمانش گشاد شده بود، دهانش باز مانده بود... توان حرف زدن نداشت... سکوت همه جا را فرا گرفته بود... آخر او هم مانده بود که چه طور میمون می تونه اس ام اس بخونه؟
اس ام اس رسید ، عمو قلی دید، هیشکی ندید ، میرزا خندید ، گربه پرید؟ اقا مجید اهی کشید وقتی وحید از راه رسید پرید یه رادیو خرید بعدشم از اخبار شنید. این اخبار سر کاری بید ، رفت و خوابید
فاميل دور:راه رفتـنـی را، باید رفت! در بستنی را، بــــاید بست! پسر عمه زا: در بستنی رو باید لیسید...! :)))
«فقط یک بار به تو میگویم دوستت دارم» چون خوب نیست آدم زیاد دروغ بگه!
پشمک خریدیم روش نوشته بود ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﺣﺎﺟﯽ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺣﺎﺟﯽ ﺣﺴﻦ ﻭﺟﺪﺍﻧﺎً ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﺗﻮ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﯿﻮﻓﺘن ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺸﻤﮏ ...!
اگه به جاى کباب برگ هوس نیمرو مى کردم الان تو یخچال به جاى تخم مرغ کباب برگ داشتیم!
آرزو مینکم بتونی ته دل مردم را ببینی و صدای دلشون را بشنوی و به دلشون آرامش بدی درست مثل سنگ توالت
لعنت به این شانس! الآن نشستم با هر دینی حساب کردم دیدم میرم جهنم
هیچ وقت از مخالفت واظهار عقیدم نترسیدم چون کوچیکتر کی بودم بابام میگفت بادبادک موقعی بالا میره که خلاف جهت باد باشه
خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ولي پورو نشو !
دوست دارم الان یکی بغلم کنه بگه: چته دیوونه؟ بیا این یه نخ سیگار رو بکش... من هم بگم پاشو برو گمشو آشغال ناباب! خیلی صحنه آموزنده و ملودرامی می شه.
یه ماشین لباسشویى داشتیم انقد تکون میخورد که بنده ى خدا همزمان هم لباس میشست هم تو خونه قدم میزد !
اگه خسته اي: به من تكيه كن اگه تنهايي: بيا پيشم اگه بي پناهي: پناهتم اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد
من نمیدونـم بعضی دخترا چرا اِنقـدِ حسّاسن …!!! اسمشو به جایِ مریم ، مهسا صدا کردم … قهـر کرد رفت … !!!
وقتی وارد دلم شدی، احساس کردم آتش در وجودم شعله ور شد. ای فلفل!
پوست گوجه ها تو حلقم اگه دروغ بگم عاغاما امشب املت خوردیم من که میخوام تو عروسیم املت بدم به مهمونا اخه از کباب گرون تر در میاد ما اینیم دیگه باید ابرو داری کنم ...
دستان پسرک می لرزید... چشمانش گشاد شده بود، دهانش باز مانده بود... توان حرف زدن نداشت... سکوت همه جا را فرا گرفته بود... آخر او هم مانده بود که چه طور میمون می تونه اس ام اس بخونه؟
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}