{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
براستى كه حقيقت خوشبختى آن است كه پايان كار انسان خوشبختى باشد و حقيقت بدبختى آن است كه كار انسان به بدبختى خاتمه يابد.
هيچ كس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمىشود و جز با معصيت خدا بدبخت نمىگردد.
هر كس براى اصلاح خود، خويشتن را به زحمت بيندازد، خوشبخت مى شود هر كس خود را در لذتها رها كند، بدبخت مى گردد و بى بهره مى ماند.
هر كس وصيت ميت را در كار حج بر عهده بگيرد، نبايد در آن كوتاهى كند، زيرا عقوبت آن سخت و پشيمانى اش طولانى است. از وصيت ميت جز بدبخت كوتاهى نكند و به آن جز خوشبخت عمل ننمايد.
من براى هر قومى راهنمايى قرار دادم، كه خوشبختان را به وسيله آن هدايت مىكنم و حجتى براى بدبختان است.
بدبختترين مردم پادشاهانند.... و خوشبخت ترين مردم كسى است كه با مردم بزرگوار معاشرت كند.
دانش پيشواى عمل و عمل پيرو آن است. به خوشبختان دانش الهام مى شود و بدبختان از آن محرومند.
هرگاه كسى مستحق دوستى خداوند و خوشبختى باشد، مرگ در برابر چشمان او مى آيد و آرزو پشت سرش مى رود و هرگاه مستحق دوستى شيطان و بدبختى باشد، آرزو پيش چشم او ، و مرگ پشت سرش قرار مى گيرد.
چهار چيز از خوشبختى و چهار چيز از بدبختى است: چهار چيز خوشبختى: همسر خوب، خانه بزرگ، همسايه خوب و سوارى نيكو است و چهار چيز بدبختى: همسايه بد، همسر بد، خانه كوچك و سوارى بد است.
از خوشبختى انسان درخواست خير از خداوند و خشنودى به خواست اوست و از بدبختى انسان است كه از خدا درخواست خير نكند و به خواست او ناخشنود باشد.
منافق به آنچه مؤمنان بواسطه آن خوشبخت مى شوند، ميلى ندارد، و خوشبخت سفارش به تقوا را مى پذيرد هر چَند مخاطب موعظه، كس ديگرى باشد.
صدقه بجا، نيكوكارى، نيكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوش بختى تبديل و عمر را زياد و از پيشامدهاى بد جلوگيرى مى كند.
اجل ، دژى استوار است.
نگهبانى اجل، كافى است.
نَفَسهاى آدمى گامهاى او به سوى مرگ است.
خوب دارويى است اجل.
براستى كه حقيقت خوشبختى آن است كه پايان كار انسان خوشبختى باشد و حقيقت بدبختى آن است كه كار انسان به بدبختى خاتمه يابد.
هيچ كس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمىشود و جز با معصيت خدا بدبخت نمىگردد.
هر كس براى اصلاح خود، خويشتن را به زحمت بيندازد، خوشبخت مى شود هر كس خود را در لذتها رها كند، بدبخت مى گردد و بى بهره مى ماند.
هر كس وصيت ميت را در كار حج بر عهده بگيرد، نبايد در آن كوتاهى كند، زيرا عقوبت آن سخت و پشيمانى اش طولانى است. از وصيت ميت جز بدبخت كوتاهى نكند و به آن جز خوشبخت عمل ننمايد.
من براى هر قومى راهنمايى قرار دادم، كه خوشبختان را به وسيله آن هدايت مىكنم و حجتى براى بدبختان است.
بدبختترين مردم پادشاهانند.... و خوشبخت ترين مردم كسى است كه با مردم بزرگوار معاشرت كند.
دانش پيشواى عمل و عمل پيرو آن است. به خوشبختان دانش الهام مى شود و بدبختان از آن محرومند.
هرگاه كسى مستحق دوستى خداوند و خوشبختى باشد، مرگ در برابر چشمان او مى آيد و آرزو پشت سرش مى رود و هرگاه مستحق دوستى شيطان و بدبختى باشد، آرزو پيش چشم او ، و مرگ پشت سرش قرار مى گيرد.
چهار چيز از خوشبختى و چهار چيز از بدبختى است: چهار چيز خوشبختى: همسر خوب، خانه بزرگ، همسايه خوب و سوارى نيكو است و چهار چيز بدبختى: همسايه بد، همسر بد، خانه كوچك و سوارى بد است.
از خوشبختى انسان درخواست خير از خداوند و خشنودى به خواست اوست و از بدبختى انسان است كه از خدا درخواست خير نكند و به خواست او ناخشنود باشد.
منافق به آنچه مؤمنان بواسطه آن خوشبخت مى شوند، ميلى ندارد، و خوشبخت سفارش به تقوا را مى پذيرد هر چَند مخاطب موعظه، كس ديگرى باشد.
صدقه بجا، نيكوكارى، نيكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوش بختى تبديل و عمر را زياد و از پيشامدهاى بد جلوگيرى مى كند.
اجل ، دژى استوار است.
نگهبانى اجل، كافى است.
نَفَسهاى آدمى گامهاى او به سوى مرگ است.
خوب دارويى است اجل.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}