{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ظاهرا هنگامی که ما از دنیا می رویم و می میریم، هیچ کاری، مگر انتقال از مکانی به مکان دیگر را تجربه نمی کنیم. مرگ، یعنی همانا رفتن از وضعیتی، به وضعیت دیگر.
هر كس با آبى غسل كند كه پيشتر در آن غسل شده است و به جذام مبتلا شود، كسى را جز خود سرزنش نكند.
خدمت به دیگران، دارویی تسکین بخش و بسیار نافذ و مقتدر، برای شفای روح و کالبد جسمانی ما به شمار می رود
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.
دو مسلمانى كه سه روز با هم قهر كنند و آشتى ننمايند، هر دو از اسلام بيرون مى روند و ميان آنان هيچ پيوند دينى نيست و هر كدام از آنها پيش از ديگرى با برادرش حرف بزند، در روز قيامت زودتر به بهشت مى رود.
هنگامی که انسانی مبتلا به افسردگی حاد می شود، درست در برهه ای از زمان است که بیش از پیش به خود، و افکار و نیات باطنی خود می اندیشیده است و نوعی خودمحوری ایجاد کرده است.
چنانچه به راستی از قدرت ترسناک و عظیم واژه ها و گفته هایمان مطلع بودیم، یقینا ترجیح می دادیم به جای سخن گفتن و ایجاد هرگونه افکار منفی، سکوت اختیار کنیم
ظاهرا هنگامی که ما از دنیا می رویم و می میریم، هیچ کاری، مگر انتقال از مکانی به مکان دیگر را تجربه نمی کنیم. مرگ، یعنی همانا رفتن از وضعیتی، به وضعیت دیگر
آرمانهای ما فقط با درآمیختن با جهان به ثمر می رسند و چون از جهان جدا شوند عقیم می مانند. اما آرمانی كه از حقیقت بترسد یا از پیش بخواهد كه جهان موافق خواهشهای او باشد توانایی این آمیزش را ندارد.
از بین ده زن، نه زن پیش از به کار بردن تازیانه، آن را از دست مردان می گیرند
اینكه نظری را همه می پذیرند، نمی تواند دلیلی بر درست بودن آن نظر باشد. در حقیقت، با توجه به نادانی اكثریت نوع بشر، امكان نادرست بودن نظری كه همگان آن را می پذیرند بیشتر است تا عكس آن
سراستش را بخواهید هر تقلیدی خطرناك است.
گرچه تقلید محض همیشه مردود است، از آشنایی با نثر خوب، ثمره ی بسیاری به دست می آید؛ به ویژه در پروراندن زیبایی وزن نثر
انگیزه هایی كه مردمان را به فلسفه كشانده گوناگون است. با حرمت ترین انگیزه ها میل به شناختن جهان بوده است
فلسفه باید خطاپذیری ذهن بشر را به ما بفهماند
تا چهل سالگی كه مغزم خوب كار می كرد، به ریاضیات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگی كه ذهنم ضعیف شده بود به فلسفه روی آوردم و در اواخر كه به كلی مغزم كار نمی كرد به سیاست!
ظاهرا هنگامی که ما از دنیا می رویم و می میریم، هیچ کاری، مگر انتقال از مکانی به مکان دیگر را تجربه نمی کنیم. مرگ، یعنی همانا رفتن از وضعیتی، به وضعیت دیگر.
هر كس با آبى غسل كند كه پيشتر در آن غسل شده است و به جذام مبتلا شود، كسى را جز خود سرزنش نكند.
خدمت به دیگران، دارویی تسکین بخش و بسیار نافذ و مقتدر، برای شفای روح و کالبد جسمانی ما به شمار می رود
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.
دو مسلمانى كه سه روز با هم قهر كنند و آشتى ننمايند، هر دو از اسلام بيرون مى روند و ميان آنان هيچ پيوند دينى نيست و هر كدام از آنها پيش از ديگرى با برادرش حرف بزند، در روز قيامت زودتر به بهشت مى رود.
هنگامی که انسانی مبتلا به افسردگی حاد می شود، درست در برهه ای از زمان است که بیش از پیش به خود، و افکار و نیات باطنی خود می اندیشیده است و نوعی خودمحوری ایجاد کرده است.
چنانچه به راستی از قدرت ترسناک و عظیم واژه ها و گفته هایمان مطلع بودیم، یقینا ترجیح می دادیم به جای سخن گفتن و ایجاد هرگونه افکار منفی، سکوت اختیار کنیم
ظاهرا هنگامی که ما از دنیا می رویم و می میریم، هیچ کاری، مگر انتقال از مکانی به مکان دیگر را تجربه نمی کنیم. مرگ، یعنی همانا رفتن از وضعیتی، به وضعیت دیگر
آرمانهای ما فقط با درآمیختن با جهان به ثمر می رسند و چون از جهان جدا شوند عقیم می مانند. اما آرمانی كه از حقیقت بترسد یا از پیش بخواهد كه جهان موافق خواهشهای او باشد توانایی این آمیزش را ندارد.
از بین ده زن، نه زن پیش از به کار بردن تازیانه، آن را از دست مردان می گیرند
اینكه نظری را همه می پذیرند، نمی تواند دلیلی بر درست بودن آن نظر باشد. در حقیقت، با توجه به نادانی اكثریت نوع بشر، امكان نادرست بودن نظری كه همگان آن را می پذیرند بیشتر است تا عكس آن
سراستش را بخواهید هر تقلیدی خطرناك است.
گرچه تقلید محض همیشه مردود است، از آشنایی با نثر خوب، ثمره ی بسیاری به دست می آید؛ به ویژه در پروراندن زیبایی وزن نثر
انگیزه هایی كه مردمان را به فلسفه كشانده گوناگون است. با حرمت ترین انگیزه ها میل به شناختن جهان بوده است
فلسفه باید خطاپذیری ذهن بشر را به ما بفهماند
تا چهل سالگی كه مغزم خوب كار می كرد، به ریاضیات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگی كه ذهنم ضعیف شده بود به فلسفه روی آوردم و در اواخر كه به كلی مغزم كار نمی كرد به سیاست!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}