{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
انسان های بزرگ دو دل دارند؛ دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.
انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم، پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم… تو دیگری را… دیگری مرا… و همه ما تنهاییم!
هيچ تجربه و آزموني را نمي توان دليل اعتبار گرفت
هيجانات شديد نفساني و عشق و شهوت و خشم نمي تواند يك بشر را، يك انسان را راهنمايي و رهبري كرده و به هدف و مراد خود برساند
اگر با شتاب وارد مرحله ي قضاوت بي دليل نشويم و شتابزده تصميم نگيريم، آن وقت توانسته ايم گامي بزرگ به سوي فرزانگي و خرد و احتياط و پرهيزگاري برداريم.
خوب انديشيدن آن است كه ما از مدل و نمونه ي كوچك داخلي دنياي وجود خودمان بر اساس دنياي بزرگ و حقيقي، تصوير درست و روشني كه سزاوار وجود خود ما است بسازيم
بشر به اميد زنده است و اميد همان آرزو است
افراد دانا كوشش دارند خود را همرنگ محيط سازند، اما اشخاص ديوانه سعي مي كنند محيط را به رنگ خود در آورند. به همين دليل، تحولات و پيشرفت هاي اجتماع به دست ديوانگان بوده است
براي اينكه دوست پيدا كني، بايد خود را سزاوار و آماده دوستي كني
بشر خيلي زود به خوشبختي عادت مي كند و خيلي زود هم فراموش مي كند كه خوشبخت است
سود را آزار مده كه خود در آتشي بي پايان مي سوزد. هر چيزي كه مطابق ميل و آرزوي ماست، حقيقت محض به نظرمان مي رسد و تمام آن چيزها كه بر خلاف ميل مان است، خشمناكمان مي كند.
بهتر است انسان ميزان و مقدار كمي از امور را كامل فرا گيرد تا اينكه به طور متوسط مقدار زيادي از مواد را بياموزد.
چيزي كه بدون زحمت و رنج آموخته شود روزي فراموش مي شود
انسان های بزرگ دو دل دارند؛ دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.
انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم، پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم… تو دیگری را… دیگری مرا… و همه ما تنهاییم!
هيچ تجربه و آزموني را نمي توان دليل اعتبار گرفت
هيجانات شديد نفساني و عشق و شهوت و خشم نمي تواند يك بشر را، يك انسان را راهنمايي و رهبري كرده و به هدف و مراد خود برساند
اگر با شتاب وارد مرحله ي قضاوت بي دليل نشويم و شتابزده تصميم نگيريم، آن وقت توانسته ايم گامي بزرگ به سوي فرزانگي و خرد و احتياط و پرهيزگاري برداريم.
خوب انديشيدن آن است كه ما از مدل و نمونه ي كوچك داخلي دنياي وجود خودمان بر اساس دنياي بزرگ و حقيقي، تصوير درست و روشني كه سزاوار وجود خود ما است بسازيم
بشر به اميد زنده است و اميد همان آرزو است
افراد دانا كوشش دارند خود را همرنگ محيط سازند، اما اشخاص ديوانه سعي مي كنند محيط را به رنگ خود در آورند. به همين دليل، تحولات و پيشرفت هاي اجتماع به دست ديوانگان بوده است
براي اينكه دوست پيدا كني، بايد خود را سزاوار و آماده دوستي كني
بشر خيلي زود به خوشبختي عادت مي كند و خيلي زود هم فراموش مي كند كه خوشبخت است
سود را آزار مده كه خود در آتشي بي پايان مي سوزد. هر چيزي كه مطابق ميل و آرزوي ماست، حقيقت محض به نظرمان مي رسد و تمام آن چيزها كه بر خلاف ميل مان است، خشمناكمان مي كند.
بهتر است انسان ميزان و مقدار كمي از امور را كامل فرا گيرد تا اينكه به طور متوسط مقدار زيادي از مواد را بياموزد.
چيزي كه بدون زحمت و رنج آموخته شود روزي فراموش مي شود
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}