{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
"دلم تو را... فقط و فقط تو را... از ميان اين همه ضمير مي خواهد...همين و باز هم تو نيستي حالا كه بايد باشي... و اين يعني ته بدبختي من...!"
گاهی سنگدل ترین آدم دنیا هم که باشی ،یک لحظه،یک آن،یاد کسی روی قفسه ی سینه ات سنگینی میکند...آن وقت به طور کاملا غریزی نفس عمیقی میکشی تا سنگکوب نکنی....
چه کسی بآور میکند اینهآ دستآن من هستند که اینطور به لرزه در آمده اند..... تآوآن رآحت رفتن تورآ من دآرم میدهم عشق نآفرجآم
عقــــاب همیشــه تنهاست ؛ حالا جـــوجـه رنگیــــا ؛ هــِـی relationship بزنــن ......
من اصلانم از تنهاییم گله نمیکنم چون خوب میدونم بر عکس بقیه ی رفاقتی ها جدایی نداره"بنازم به تنهایی که جدایی نداره"
سر در گم و گیج میشوم !!! وقتی میان آمدن ها و رفتن هایت ... هیچ وقت جوابی برای سوالهایم نداری ... آرام جانم ، حرفی بزن ...
تخم مرغ یک رنگ است، اما ... وقتی شکستیش دو رنگ می شود! پس انتظار نداشته باش آدمی را که شکستی با تو یک رنگ بماند!!
به بعضیام باید گفت هیچ چیز من دیگه به تو مربوط نیست.... به جز حالم که اونم ازت به هم میخوره...
انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد.....
تنهایی هم که در لحظه های نبودن تو که دوست همیشگی من هست مرا درک نمیکند، غمهایم را نمی فهمد، اشکهایم را نمی بیند، و یادآوری میکند نبودنت را...
من دلــبستہ شدم او وابــستہ. . . این بود دلیــل رفتنــش. . .
بدرقه اش کن! شاید با دیگری خوشتر باشد...! مگرخوشحالیش آرزویت نبود؟؟
روزی میرسد که بی تفاوتی هایت را با جای خالی أم حس کنی وشاید در دلت بگویی؛"کاش اینجا بود" آن وقت است که میفهمی چه زود دیر میشود و من حتی به خوابت هم نمی آیم..
سرمایه ام را هر چقدر که حساب میکنم باز کم می اورم... سودی را که گفته بودی از باورت نقد ویکجا دادی ام!
تنهایی را دوست دارم ... بی دعوت می آید... بی منت می ماند... و بی خبر می رود...
من میتونم! میونم به زور عکساتم که شده چهرت و فراموش نکنم! اما این خیابان های لعنتی , این روزهای خاص نمیتوانند همش فریاد میزنند : یادم تورا فراموش بیا و دهنشون و ببند
"دلم تو را... فقط و فقط تو را... از ميان اين همه ضمير مي خواهد...همين و باز هم تو نيستي حالا كه بايد باشي... و اين يعني ته بدبختي من...!"
گاهی سنگدل ترین آدم دنیا هم که باشی ،یک لحظه،یک آن،یاد کسی روی قفسه ی سینه ات سنگینی میکند...آن وقت به طور کاملا غریزی نفس عمیقی میکشی تا سنگکوب نکنی....
چه کسی بآور میکند اینهآ دستآن من هستند که اینطور به لرزه در آمده اند..... تآوآن رآحت رفتن تورآ من دآرم میدهم عشق نآفرجآم
عقــــاب همیشــه تنهاست ؛ حالا جـــوجـه رنگیــــا ؛ هــِـی relationship بزنــن ......
من اصلانم از تنهاییم گله نمیکنم چون خوب میدونم بر عکس بقیه ی رفاقتی ها جدایی نداره"بنازم به تنهایی که جدایی نداره"
سر در گم و گیج میشوم !!! وقتی میان آمدن ها و رفتن هایت ... هیچ وقت جوابی برای سوالهایم نداری ... آرام جانم ، حرفی بزن ...
تخم مرغ یک رنگ است، اما ... وقتی شکستیش دو رنگ می شود! پس انتظار نداشته باش آدمی را که شکستی با تو یک رنگ بماند!!
به بعضیام باید گفت هیچ چیز من دیگه به تو مربوط نیست.... به جز حالم که اونم ازت به هم میخوره...
انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد.....
تنهایی هم که در لحظه های نبودن تو که دوست همیشگی من هست مرا درک نمیکند، غمهایم را نمی فهمد، اشکهایم را نمی بیند، و یادآوری میکند نبودنت را...
من دلــبستہ شدم او وابــستہ. . . این بود دلیــل رفتنــش. . .
بدرقه اش کن! شاید با دیگری خوشتر باشد...! مگرخوشحالیش آرزویت نبود؟؟
روزی میرسد که بی تفاوتی هایت را با جای خالی أم حس کنی وشاید در دلت بگویی؛"کاش اینجا بود" آن وقت است که میفهمی چه زود دیر میشود و من حتی به خوابت هم نمی آیم..
سرمایه ام را هر چقدر که حساب میکنم باز کم می اورم... سودی را که گفته بودی از باورت نقد ویکجا دادی ام!
تنهایی را دوست دارم ... بی دعوت می آید... بی منت می ماند... و بی خبر می رود...
من میتونم! میونم به زور عکساتم که شده چهرت و فراموش نکنم! اما این خیابان های لعنتی , این روزهای خاص نمیتوانند همش فریاد میزنند : یادم تورا فراموش بیا و دهنشون و ببند
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}