{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
سلامتی ساقی سلامتی روزی که بالا عکسم بنویسن هوالباقی
برای گفتن حرفهایم گوش نمی خواهم،قلبی که حرفهایم را حس کند کافیست...
حضورت کنارم آنقدر کوتاه است که تا می آیم بودنت را لمس کنم. رفته ای...
عاشق هم که میشوی مثل زلیخا باش!آنقدر رسوا شو که خدا خود پا در میانی کند...؟؟؟!!!
نبودنهایت آنقدرزیادشده اندکه هرغریبه ای راشبیه تو می بینم،نمیدانم غریبه هاتو شده اندیاتوغریبه!
حوصله خواندن ندارم حوص__له نوشتن هم ندارم ...! این هم___ه دلتنگی دیگ_____ر نه با خواندن ک__م میشود نه نوشتن .......... دل___م" لم_______س اغوش__ت "را میخواهد ........ فق_______ط هم____ین !!!
دوباره دیدمش.. دوباره اون نامردو دیدیدم.. قیافش چقد شکسته شده بود.. هعییییییی اون بی معرفت ی روزی دنیام بود.. دلم گرفته.. دست خودم نیس.. داشت فراموش میشدا
تنهایی یعنی: بعد اون دیگه هیچکس به دلت نشینه.. حسم نابود شده..
ب نظر من ؛ سخخخ ترین درد دنیا اینہ کہ علت هق هق و اشکای شبونت کسی باش ک خودتم میدونی ارزش یہ قطرشم ندارہ... بدترین قسمتشم همون "خودتم میدونی" یه !!
در حسرت چشمهایت هستم.......... چشمهایی که همیشه با دیدنش،دنیایم عاشقانه میشد....... بگذار اعتراف کنم که دلم بدجور هوایت را کرده......
ای کاش وقتی گلوت بغض داره و چشات بارونیه بجا اینکه یکی ازت بپرسه چته؟؟؟؟بهت بگه بیا بغلم و گریه کن تا اروم بشی....
بنازم ناز تو ، ای نازنینم که نازت کرد خاکستر نشینم به یادت سر به بستر می گذارم که شاید خواب چشمانت ببینم
آینه ی اتاقت را با آینه ی اتاقم عوض میکنی؟ اینکه فقط مرا نشان میدهد..
میبویم گیسوانت را تا فرشتهها حسودی کنند. شانه میزنم موهایت را تا حوریها سرک بکشند از بهشت برای تماشا. شعر میگویم برای تو تا کلمات کیف کنند مست شوند بمیرند …
خدایا سهم من این بود؟! دلم دست او گیر است و خودم از دست او دلگیر... عجب دنیای بی رحمی ست.. دلم گیر است و خودم دلگیر...
گفته بودی گریه کنم دیگه باهام حرف نمیزنی… گریه نکردم… حتی اون روزی که منو با خاطره هات جا گذاشتی و رفتی… فقط یه بار دیگه با صدات آرومم کن…
سلامتی ساقی سلامتی روزی که بالا عکسم بنویسن هوالباقی
برای گفتن حرفهایم گوش نمی خواهم،قلبی که حرفهایم را حس کند کافیست...
حضورت کنارم آنقدر کوتاه است که تا می آیم بودنت را لمس کنم. رفته ای...
عاشق هم که میشوی مثل زلیخا باش!آنقدر رسوا شو که خدا خود پا در میانی کند...؟؟؟!!!
نبودنهایت آنقدرزیادشده اندکه هرغریبه ای راشبیه تو می بینم،نمیدانم غریبه هاتو شده اندیاتوغریبه!
حوصله خواندن ندارم حوص__له نوشتن هم ندارم ...! این هم___ه دلتنگی دیگ_____ر نه با خواندن ک__م میشود نه نوشتن .......... دل___م" لم_______س اغوش__ت "را میخواهد ........ فق_______ط هم____ین !!!
دوباره دیدمش.. دوباره اون نامردو دیدیدم.. قیافش چقد شکسته شده بود.. هعییییییی اون بی معرفت ی روزی دنیام بود.. دلم گرفته.. دست خودم نیس.. داشت فراموش میشدا
تنهایی یعنی: بعد اون دیگه هیچکس به دلت نشینه.. حسم نابود شده..
ب نظر من ؛ سخخخ ترین درد دنیا اینہ کہ علت هق هق و اشکای شبونت کسی باش ک خودتم میدونی ارزش یہ قطرشم ندارہ... بدترین قسمتشم همون "خودتم میدونی" یه !!
در حسرت چشمهایت هستم.......... چشمهایی که همیشه با دیدنش،دنیایم عاشقانه میشد....... بگذار اعتراف کنم که دلم بدجور هوایت را کرده......
ای کاش وقتی گلوت بغض داره و چشات بارونیه بجا اینکه یکی ازت بپرسه چته؟؟؟؟بهت بگه بیا بغلم و گریه کن تا اروم بشی....
بنازم ناز تو ، ای نازنینم که نازت کرد خاکستر نشینم به یادت سر به بستر می گذارم که شاید خواب چشمانت ببینم
آینه ی اتاقت را با آینه ی اتاقم عوض میکنی؟ اینکه فقط مرا نشان میدهد..
میبویم گیسوانت را تا فرشتهها حسودی کنند. شانه میزنم موهایت را تا حوریها سرک بکشند از بهشت برای تماشا. شعر میگویم برای تو تا کلمات کیف کنند مست شوند بمیرند …
خدایا سهم من این بود؟! دلم دست او گیر است و خودم از دست او دلگیر... عجب دنیای بی رحمی ست.. دلم گیر است و خودم دلگیر...
گفته بودی گریه کنم دیگه باهام حرف نمیزنی… گریه نکردم… حتی اون روزی که منو با خاطره هات جا گذاشتی و رفتی… فقط یه بار دیگه با صدات آرومم کن…
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}