{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اشک چشات دروغیه قسمات دورغیه با اون چشات قولم نزن طرز نگات دروغیه
درد دلامو میگمو طعنه بهت نمیزنم خودت میخوای به سادگی ازت دل بکنم منو دیوونه میکنی با طعنه های نابجا خدا کنه سرت بیاد اونکه اومد سر ما
نفرین من برایت کاری نکرد خدا خودش کاری کنه طقاسمو بگیره و اشک از چشات جاری کنه الهی دردهای دلم بشه دل سپاره تو غصه وغم بشه لحظه تو لحظه های تو
اینو آویزه گوشت کن !! " با دل کسی بازی نکن دست بالای دست زیاده " ......
... میخوام ببینم چند نفر این کار رو انجام دادن ... ... ... ... ... یادمه همیشه واسه اینکه زود برم تو کوچه بازی کنم ... ... مشقامو چند خط در میون رد میکردم تا زودتر تموم شه ...
زندگی میدونی مثل چی میمونه? مثل پفکی که بچه بودیم نمی دادیم بهش ولی همینکه نبود میگفتیم اگه بود بهش از پفکم میدادم. ولی بر میگشت و باز بهش نمیدادیم و همین بازی تکرار... تکرار.. وتکرار...
دلم یک نفر غریبه می خواهـد .. بیاید بنشیند فقط سکوت کند من هی حرف بزنم بزنم و بزنم تا کمی کم شود از این همه بار ... بعد بلند شود و برود نه نصیحتی نه ... انگار نه انگار ...
اگه دشمن نداری، یعنی یه کاریو داری اشتباه انجام میدی ... مِستِر جِفِرسون
اول فقط یه دل ... دل بود یک هوای نشستن و گفتن یک بوی دلتنگ و سرشار از خواستن یک هنوز با همِ ساده باری ای عشق اکنون و اینجا هوای همیشه ات را نمی خواهم نشانی خانه ات کجاست ؟!
من به دیدار کسی رفتم ... در آن سر عشق رفتم ... رفتم تا زن تا چراغ لذت تا چراغ لذت ... تا سکوت خواهش ... تا صدای پر تنهایی چیزها دیدم در روی زمین نردبانی ... که از آن عشق می رفت به بام ملکوت
غمناک ترین لحضات زندگی را از کسی تجربه می کنی که شیرین ترین خاطرات را با او داشتی
باز آمد بوی ماه مدرسه. . . بوی بازی های راه مدرسه. . بوی ماه مهر، ماه مهربان. . . یادش بخیر
ساعت از نيمه شب گذشته..! تاريخ مصرف امروز هم تمام شد... . كاش ميشد لحظه هايش را از هم جدا كنم و به مامور بازيافت تحويل دهم!!
با چنگال ماست خوردن توی فرقه ی ما منطقی تر از اینه که از جات بلند شی بری قاشق بیاری ! والا بخدا............
خدایا بالاتر از بهشت سراغ داری ؟ برای مادرم میخواهم...
لحظه ای می رسد که آدم از همه چیز دست می کشد چون عاقلانه ترین کار همین است
اشک چشات دروغیه قسمات دورغیه با اون چشات قولم نزن طرز نگات دروغیه
درد دلامو میگمو طعنه بهت نمیزنم خودت میخوای به سادگی ازت دل بکنم منو دیوونه میکنی با طعنه های نابجا خدا کنه سرت بیاد اونکه اومد سر ما
نفرین من برایت کاری نکرد خدا خودش کاری کنه طقاسمو بگیره و اشک از چشات جاری کنه الهی دردهای دلم بشه دل سپاره تو غصه وغم بشه لحظه تو لحظه های تو
اینو آویزه گوشت کن !! " با دل کسی بازی نکن دست بالای دست زیاده " ......
... میخوام ببینم چند نفر این کار رو انجام دادن ... ... ... ... ... یادمه همیشه واسه اینکه زود برم تو کوچه بازی کنم ... ... مشقامو چند خط در میون رد میکردم تا زودتر تموم شه ...
زندگی میدونی مثل چی میمونه? مثل پفکی که بچه بودیم نمی دادیم بهش ولی همینکه نبود میگفتیم اگه بود بهش از پفکم میدادم. ولی بر میگشت و باز بهش نمیدادیم و همین بازی تکرار... تکرار.. وتکرار...
دلم یک نفر غریبه می خواهـد .. بیاید بنشیند فقط سکوت کند من هی حرف بزنم بزنم و بزنم تا کمی کم شود از این همه بار ... بعد بلند شود و برود نه نصیحتی نه ... انگار نه انگار ...
اگه دشمن نداری، یعنی یه کاریو داری اشتباه انجام میدی ... مِستِر جِفِرسون
اول فقط یه دل ... دل بود یک هوای نشستن و گفتن یک بوی دلتنگ و سرشار از خواستن یک هنوز با همِ ساده باری ای عشق اکنون و اینجا هوای همیشه ات را نمی خواهم نشانی خانه ات کجاست ؟!
من به دیدار کسی رفتم ... در آن سر عشق رفتم ... رفتم تا زن تا چراغ لذت تا چراغ لذت ... تا سکوت خواهش ... تا صدای پر تنهایی چیزها دیدم در روی زمین نردبانی ... که از آن عشق می رفت به بام ملکوت
غمناک ترین لحضات زندگی را از کسی تجربه می کنی که شیرین ترین خاطرات را با او داشتی
باز آمد بوی ماه مدرسه. . . بوی بازی های راه مدرسه. . بوی ماه مهر، ماه مهربان. . . یادش بخیر
ساعت از نيمه شب گذشته..! تاريخ مصرف امروز هم تمام شد... . كاش ميشد لحظه هايش را از هم جدا كنم و به مامور بازيافت تحويل دهم!!
با چنگال ماست خوردن توی فرقه ی ما منطقی تر از اینه که از جات بلند شی بری قاشق بیاری ! والا بخدا............
خدایا بالاتر از بهشت سراغ داری ؟ برای مادرم میخواهم...
لحظه ای می رسد که آدم از همه چیز دست می کشد چون عاقلانه ترین کار همین است
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}