{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تو یه متوازی الاضلاع عشقی گیر کردم نمیفهمم کی به کیه! اصلا یه وضعیه ها!!!
قانون ایرانی جماعت اینه که هر چی از پول خوششون میاد از پولدار خوششون نمیاد !
من هروقت خیلی خوشحال میشم وسطش یکم فک میکنم ببینم کجای کار میلنگه که من انقدر خوشحالم اصولا باید یه ضدحالی باشه توش نمیشه همینجوری که !
در دنیای من فقط یک نفر لبخند مرا خواست (عکاس ) بود که او هم (پولش )را گرفت................
خودمانیم... آنقدرها هم نه سرما می خوردیم و نه حساسیت فصلی داشتیم! بغض ها بود که گلو درد می آورد و اشک ها بود که حساسیت!
پاییز یا زمستان ؟ چ تفاوتی دارد؟ حضورت صدایت نفسهایت و گرمی دستهایت بهاری می کند سرزمین مرا
به فاحشــگي خواهــد افتـاد آنـكه بخـواهد پيوســته همــه را راضـــي نــــگه دارد !
دوسـت عـزیـز ... لدفن بـخـآطـر جـنـس مـخـآلـف ... جـنـس مـوآفـقـتـو نـفـروش
بیچاره عروسک !دلش میخواست زار زار گریه کند اما خنده را به لبانش دوخته بودند.
آدم چه صبورانه بعضی دردها را تحمل میکند بی آنکه بداند حق است یا ستم!
همه اخطار ها زنگ ندارند گاهی هم “سکوت” آخرین اخطار است . . .
هر کس به میزانی که به تنهایی نیاز دارد ، عظمت دارد و بی نیاز تر است .
هیچ گاه تنهایی و کتاب و قلم ، این سه روح و سه زندگی و سه دنیای مرا کسی از من نخواهد گرفت … دیگر چه میخواهم ؟ آزادی چهارمین بود که به آن نرسیدم و آن را از من گرفتند .
تنها دو جا است که هرکسی خودش است، بستر مرگ و سلول زندان .
وقتی که بود نمی دیدم . وقتی می خواند ، نمی شنیدم… وقتی دیدم که نبود… وقتی شنیدم که نخواند … !
خیلی وقتا بهم میگن:چرا میخندی بگو ما هم بخندیم... اما هرگزنگفتن:چرا غصه میخوری بگو ما هم بخوریم...
تو یه متوازی الاضلاع عشقی گیر کردم نمیفهمم کی به کیه! اصلا یه وضعیه ها!!!
قانون ایرانی جماعت اینه که هر چی از پول خوششون میاد از پولدار خوششون نمیاد !
من هروقت خیلی خوشحال میشم وسطش یکم فک میکنم ببینم کجای کار میلنگه که من انقدر خوشحالم اصولا باید یه ضدحالی باشه توش نمیشه همینجوری که !
در دنیای من فقط یک نفر لبخند مرا خواست (عکاس ) بود که او هم (پولش )را گرفت................
خودمانیم... آنقدرها هم نه سرما می خوردیم و نه حساسیت فصلی داشتیم! بغض ها بود که گلو درد می آورد و اشک ها بود که حساسیت!
پاییز یا زمستان ؟ چ تفاوتی دارد؟ حضورت صدایت نفسهایت و گرمی دستهایت بهاری می کند سرزمین مرا
به فاحشــگي خواهــد افتـاد آنـكه بخـواهد پيوســته همــه را راضـــي نــــگه دارد !
دوسـت عـزیـز ... لدفن بـخـآطـر جـنـس مـخـآلـف ... جـنـس مـوآفـقـتـو نـفـروش
بیچاره عروسک !دلش میخواست زار زار گریه کند اما خنده را به لبانش دوخته بودند.
آدم چه صبورانه بعضی دردها را تحمل میکند بی آنکه بداند حق است یا ستم!
همه اخطار ها زنگ ندارند گاهی هم “سکوت” آخرین اخطار است . . .
هر کس به میزانی که به تنهایی نیاز دارد ، عظمت دارد و بی نیاز تر است .
هیچ گاه تنهایی و کتاب و قلم ، این سه روح و سه زندگی و سه دنیای مرا کسی از من نخواهد گرفت … دیگر چه میخواهم ؟ آزادی چهارمین بود که به آن نرسیدم و آن را از من گرفتند .
تنها دو جا است که هرکسی خودش است، بستر مرگ و سلول زندان .
وقتی که بود نمی دیدم . وقتی می خواند ، نمی شنیدم… وقتی دیدم که نبود… وقتی شنیدم که نخواند … !
خیلی وقتا بهم میگن:چرا میخندی بگو ما هم بخندیم... اما هرگزنگفتن:چرا غصه میخوری بگو ما هم بخوریم...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}