{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اونـــــی کـه گفتــــ تا تهــــش هستـــــم.... تهـــش خندیدو گفتـــ خالی بستم .
رفتـــم و نمیدونــم از رفتنم میخــندی یـــا اشــــک میریـــزی... بـــازم میـــــــــگم: خدا مواظبش بـــــاش تــــو ایــن هـــــــــوای ســــــرد و پایــــیزی...
چجوری غربتو ترجیح دادی به عشقت که دلش تنگه زیادی به اون بارون پاییزی که داره رو تنهایی ِ بی چترش میباره ..
دلم یک جاده خیس میخواهد پر از برگهای زرد ونارنجی تنهایی میخواهد... یاد تو هم که باشد معرکه میشود نه؟؟؟!!
آﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭﯼ كه مامان بابام ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﯿﻪ كه ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﻤﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ! ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ دیگه ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ |:
این بی تفاوتی هآ...این بی خبری هآ...گآهی دیداراز روی اجبآر...نبودن هآ...ندیدن ها...یعنی:<برو>....گاهی چقدر"خنگ"میشوم.....
میگفت پات وایمیستم ، حرفِ من حرفه ! راست میگفت ! حرفش فقط حرف بود …
در نبرد بین انسانهای سخت و روزهای سخت این انسانهای سخت اند که میمانند
به سلامتی اونی که وقتی دلش شکست نشست و گریه کرد. اما آخرش سرشو بلند کرد و گفت: خدایا اشکامو باهاش حساب نکنیا،اون تقصیری نداشت...............
""بتــــــــــــرس"" از "سکــــــــــــوت" مـــــــن روزى ميــــــرســــد کــــه ""خــــــــــــدا"" صـــــداى ايــن سکــــــــوت را چنــــان به رخــــت مى کــــشد کـــه"کــــــــــــر" شـــوی
فــــــــــــــکـــــر فکـــــــــــر داره میلرزه تنم!!! هه لرزش از سرماست !!! پاییز بی تو سرده!
وقتایی هست که میفهمی اونی که تو جمع از همه بیشتر بهت نگاه میکرد و ساکت تر بود عاشقت بوده ولی تو عاشق یه لاشی پست بودی که حتی قدر نگاه هاتم نمیدونست
یه نصیحت !! عاشق که ميشین خيلي خيلي مواظب خودتون باشين ! چون شباي باقيمانده عمرتون به اين سادگيا صبح نميشه .. . .
سهم من در این بازی تو بودی که تو هم وقتی فهمیدی در این بازی من دلم را باختم... مرا ترک کردی....
میکشد... میکشی... میکشم.... او ناز تو را.... تو دست از من.... و من.... آه فندکم کجاست...؟!!
هی غریبه............ روی کسی دست گذاشتی که همه دنیای منه.... بی انصاف اینقدر راحت "عزیزم" صداش نکن............. حالم خیلی گرفته:-(
اونـــــی کـه گفتــــ تا تهــــش هستـــــم.... تهـــش خندیدو گفتـــ خالی بستم .
رفتـــم و نمیدونــم از رفتنم میخــندی یـــا اشــــک میریـــزی... بـــازم میـــــــــگم: خدا مواظبش بـــــاش تــــو ایــن هـــــــــوای ســــــرد و پایــــیزی...
چجوری غربتو ترجیح دادی به عشقت که دلش تنگه زیادی به اون بارون پاییزی که داره رو تنهایی ِ بی چترش میباره ..
دلم یک جاده خیس میخواهد پر از برگهای زرد ونارنجی تنهایی میخواهد... یاد تو هم که باشد معرکه میشود نه؟؟؟!!
آﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭﯼ كه مامان بابام ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﯿﻪ كه ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﻤﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ! ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ دیگه ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ |:
این بی تفاوتی هآ...این بی خبری هآ...گآهی دیداراز روی اجبآر...نبودن هآ...ندیدن ها...یعنی:<برو>....گاهی چقدر"خنگ"میشوم.....
میگفت پات وایمیستم ، حرفِ من حرفه ! راست میگفت ! حرفش فقط حرف بود …
در نبرد بین انسانهای سخت و روزهای سخت این انسانهای سخت اند که میمانند
به سلامتی اونی که وقتی دلش شکست نشست و گریه کرد. اما آخرش سرشو بلند کرد و گفت: خدایا اشکامو باهاش حساب نکنیا،اون تقصیری نداشت...............
""بتــــــــــــرس"" از "سکــــــــــــوت" مـــــــن روزى ميــــــرســــد کــــه ""خــــــــــــدا"" صـــــداى ايــن سکــــــــوت را چنــــان به رخــــت مى کــــشد کـــه"کــــــــــــر" شـــوی
فــــــــــــــکـــــر فکـــــــــــر داره میلرزه تنم!!! هه لرزش از سرماست !!! پاییز بی تو سرده!
وقتایی هست که میفهمی اونی که تو جمع از همه بیشتر بهت نگاه میکرد و ساکت تر بود عاشقت بوده ولی تو عاشق یه لاشی پست بودی که حتی قدر نگاه هاتم نمیدونست
یه نصیحت !! عاشق که ميشین خيلي خيلي مواظب خودتون باشين ! چون شباي باقيمانده عمرتون به اين سادگيا صبح نميشه .. . .
سهم من در این بازی تو بودی که تو هم وقتی فهمیدی در این بازی من دلم را باختم... مرا ترک کردی....
میکشد... میکشی... میکشم.... او ناز تو را.... تو دست از من.... و من.... آه فندکم کجاست...؟!!
هی غریبه............ روی کسی دست گذاشتی که همه دنیای منه.... بی انصاف اینقدر راحت "عزیزم" صداش نکن............. حالم خیلی گرفته:-(
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}